ما٬‌ اوکراین و دیگران!

 

آشوب و اغتشاش همه جا را فرا گرفته. فضا بسیار نا امن شده. خانواده ها می ترسند از خانه خارج شوند. همه جا تعطیل است و اقتصاد مملکت ضرر هنگفتی متحمل شده. ملت دوپاره شده. عده ای چشم به غرب دارند و عده ای به شرق. موافقان و مخالفان از یکدیگر می کشند. همسایه به همسایه رحم نمی کند. فضای ناامیدی و ترس از آینده همه جا حاکم است. در دهه ی اخیر مملکت چندین بار دست به دست شده و پیشرفت ها متوقف. مردم ایام خوش ندیده اند. این بار خطر تجزیه کشور زیاد است. تا قبل از پیروزی مخالفان٬ قول های زیادی از حامیان خارجی شنیده می شد٬ اما حالا شرط و شروطی گذاشته شده. کمک های خارجی فعلا معلق است. وعده ها همه تبدیل به سراب شده. مردم بلا تکلیف اند که با شرق بمانند یا به غرب بپیوندند. عده ای این سو و عده ای به آن سو می روند. فرد وطن دوست و استقلال طلبی یافت نمی شود. رهبر بزرگی نیست که مردم را متحد سازد. انسانی نیست که به شرق و غرب وابسته نباشد. کسی نیست که منافع ملی را به منافع حزبی و گروهی ترجیح دهد. آینده تیره و تار است. این است وضع امروز اوکراین و همه ی کشورهای مشابهی که آمال و آرزوها و پیشرفت خود را در گروی وابستگی به شرق یا غرب می بینند.

 

 

هر ایرانی با وجدان و با بصیرتی فارغ از هر گرایش و مسلکی وقتی اوضاع اوکراین٬‌ مصر و سایر کشورهای مشابه را که امریکا و اذناب داخلی اش در آن دخالت داشته اند٬ می بیند و با امنیت و پیشرفت های ایران اسلامی در سی و چند سال اخیر مقایسه می کند٬ به راحتی می تواند اثر وجود یک رهبر دینی مقتدر وارسته خداترس را در اتحاد یک ملت٬‌ استقلال طلبی یک کشور٬‌ افزایش شجاعت یک امت٬‌ خودباوری مردم٬ آزادی از قید شرق و غرب٬‌ پیشرفت های خیره کننده با تمام دشمنی ها و محدودیت ها و از همه مهم تر امنیت و ثبات در یک منطقه ی پر از آشوب را به خوبی درک کند. و البته در برابر خدای سبحان سر به سجده بساید بخاطر نعمت داشتن ولایت فقیه.

فردی که وابسته به شرق و غرب نیست. فردی که جز از خدا از کس دیگری نمی ترسد. فردی که دوستان و دشمنان ملت را به خوبی می شناسد و اهل باند و جناح و گروه خاصی نیست. فردی که استقلال و شرف این ملت را می خواهد. فردی که امنیت را با ایجاد اتحاد بین همه ی گروه ها و طوایف ایجاد کرده است. فردی که از دنیا هیچ برای خود نمی خواهد. کسی که کارهایش خدایی و راهنمایی هایش الهی است. کسی که به واسطه آشنایی با دین و احکام آن به قدرت لایزال الهی وصل است.

امروز و بعد از فتنه 88 و دیدن انقلاب های رنگی در کشورهای دیگر٬ به معنای این جمله ی پرمغز حضرت امام (ره) پی می بریم که:

"پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد"

 

   + سید مجید - ۸:٠٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٢

کی بود؟‌ کی بود؟ من نبودم!

برای ما بچه حزب اللهی ها که نامزد دیگری را از میان کاندیداهای ریاست جمهوری اصلح می دانستیم و به او رای داده بودیم٬ روز بیست و پنجم مردادماه به تلخی سپری شد. و جناب دکتر روحانی که او را نزدیک به آقایان هاشمی و خاتمی می دانستیم٬ در همان دور اول البته با اختلاف 200 تا 300 هزار رای بیشتر از 50 درصد آرا ٬‌ به ریاست جمهوری انتخاب گردید. در آن روز هرچه با خود کلنجار می رفتم نمی توانستم باور کنم و این موضوع را به خود بقبولانم. اما سعی کردم خود را با قرآن و یاد خدا آرام کنم و این آیه را با خود مرور کنم:

 

«عسی اَن تکرهوا شَیئاً و هُوَ خیرٌ لَکُمْ و عسی اَن تحبّوا شیئاً و هو شرٌ لَکُمْ و اللهُ یَعْلَمُ و اَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ»

سوره بقره - آیه 216

و چه بسا چیزی را ناخوش داشته باشید و آن به سود شما باشد، و چه بسا چیزی را خوش داشته باشید و آن به زیان شما باشد، و خداوند می داند و شما نمی دانید.

 

با گذشت زمان این موضوع بیش از پیش برایم آشکار شد که صلاح در انتخاب دکتر روحانی به سمت ریاست جمهوری یازدهم بوده است و این همان خواست خداوند بود که در قلوب مردم قرار گرفت و در رایشان متجلی شد. تا اینکه در همین چهار روز اخیر و در اثنای رای اعتماد به کابینه ی آقای دکتر روحانی این موضوع کاملا آشکار شد.

 

 

اما سود ما از این اتفاقات چه بود؟

- اکثریت قاطع مردم (بیش از 75 درصد) در انتخابات شرکت کردند٬‌حتی مخالفان اعم از شکست خوردگان سال 88 ٬‌ مدعیان تقلب٬‌ اعضای احزاب منحله٬‌ و...

این یعنی اینکه آنها به نظام و انتخابات آن اعتماد دارند و توهم تقلب٬‌ دروغی بیش نبوده است.

- رئیس جمهور منتخب تنها با بیش از 200 تا 300 هزار رای بیش از 50 درصد آرا برنده ی انتخابات شد.

این یعنی اینکه نظام پاسدار آرای مردم است و آن را حق الناس می داند. دروغ تقلب 11 میلیونی در سال 88 بر باد رفت و این سئوال در اذهان باقی ماند که "مگر دولتی که می تواند 11 میلیون رای بسازد٬‌ نمی تواند با حذف 300 هزار رای انتخابات را به دور دوم بکشاند؟"

- دولت٬‌ شورای نگهبان٬‌ وزارت کشور و ستاد انتخابات در سال 92 همان ها بودند که انتخابات سال 88 را برگزار کردند. چطور شد که آن انتخابات تقلب و این انتخابات دموکراتیک بود؟

این سیاست دوگانه و غیر قابل اعتماد بودن سخنان و اعمال برخی افراد را نشان می دهد.

- پس از مشخص شدن نتیجه ی انتخابات٬‌ اغتشاشی صورت نگرفت٬‌ به مسجد٬‌ مرکز بسیج٬‌ بانک و اموال مردم حمله نشد. کاندیدای شکست خورده ادعای پیروزی نکرد. درخواست ابطال انتخابات مطرح نشد٬‌ همسر کسی دستور قشون کشی به خیابان را صادر نکرد و هشت ماه مملکت به آشوب کشیده نشد. نامه ی بدون سلام و والسلامی هم نوشته نشد و...

- همه ی رقبای نامزد پیروز که از جناح مقابل وی بودند به او تبریک گفتند٬‌ رئیس جمهور قبلی به دیدار او رفت٬‌ و همه ی ارکان نظام دست دوستی و یاری به سوی او دراز کردند.

این نشان داد که چه کسانی دلسوز و نگران اسلام٬‌ ایران و حکومت آن هستند. اصولگرایان یا ؟

- تمامی مراسم تنفیذ٬‌ تحلیف٬‌ رای اعتماد در کمال آرامش برگزار شد. در حالی که اکثریت مجلس در دست اصولگرایان بود.

و اما چه نکات مثبتی در مراسم رای اعتماد دیده شد؟

- همه ی افراد معرفی شده به اعتقاد خود به ولایت فقیه اعتراف کردند.

- همه ی افراد معرفی شده ی در مظان اتهام٬‌ از فتنه ی 88 اعلام برائت کردند.

- همه ی این افراد٬ ادعای تقلب را دروغی بزرگ و ناشدنی در انتخابات ایران دانستند.

- همه ی آنها برائت خود را پس از نمازجمعه ی تاریخی 29 خرداد امام خامنه ای از سران فتنه اعلام داشتند.

- با این سخنرانی ها٬‌ سکوت این ساکتان فتنه شکسته شد و در پخش مستقیم از رادیو و تلویزیون آزادانه به دروغ بودن همه ی ادعاهای تقلب در انتخابات 88 و تهمت هایی که به نظام زدند اعتراف کردند.

- با این کار آنها٬‌ صف خودی و ناخودی از هم جدا شد. و شخص رییس جمهور جدید و کابینه ی او هم بلاخره از فتنه گران فحش و ناسزا شنیدند و از ملت آفرین.

- مجلس نیز نشان داد که با عاملان و ساکتان فتنه٬‌علیرغم اعترافشان مماشاتی ندارد و سکان وزارت را به دست آنها نمی سپارد. اگر چه اعتراف آنها هر چند دیر ولی قابل تقدیر است.

 

هر چند که این شکستن سکوت و این اعترافات مهم٬ دیر بود و ناکافی٬ اما به هر حال آخرین میخ بر تابوت جنبش سبز و فتنه ی مرده بود.

هر چند که برخی از متهمین از تریبون مجلس اعلام برائت کردند و جداکردن خط خود را از فتنه گران پس از نماز جمعه ی تاریخی و اختیار سکوت پس از آن بیان داشتند٬ اما دقیقا اتهام آنها این بود که وقتی حقیقت را می دانستند چرا سکوت کردند؟

به هر حال انتخاب دکتر روحانی به سمت ریاست جمهوری اگرچه در ابتدا در کام ما تلخ بود٬ اما به مرور زمان برکات نهفته در خود را نشان داد و ان شاالله با ادامه ی مشی اعتدال و ولایت مداری که خود ایشان و تمامی وزاری کابینه شان بر آن تاکید داشتند٬ خداوند برکات بیشتری را نصیب مردم شریف ایران اسلامی خواهد کرد.

 

----

در جریان بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی رئیس‌جمهور «محمدعلی نجفی» (وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش)، «عباس آخوندی» (وزیر پیشنهادی راه و شهرسازی)، «جواد ظریف» (وزیر خارجه)، «جعفر میلی منفرد» (وزیر پیشنهادی علوم)، «علی ربیعی» (وزیر کار) و «بیژن زنگنه» (وزیر نفت) در پاسخ به سوالات و انتقادات نمایندگان مختلف پیرامون نقش خود در حوادث فتنه به اعلام برائت از فتنه‌گران و عوامل آنان پرداختند.

زنگنه در نطق دفاعیه خود از «ولایت فقیه» به مثابه «عمود خیمه نظام» یاد کرد و گفت که با هرگونه حرکت ساختارشکنانه پس از انتخابات 88 مخالف بوده است.

نجفی نیز زندگی سیاسی خود را وامدار رهبری نظام دانست.

آخوندی نیز به توضیح کوشش‌های خود برای آرام کردن التهابات پس از انتخابات، حساب خود را از فتنه‌گران جدا کرد.

همچنین «جواد ظریف» حوزه سیاست خارجی را تحت نظارت مستقیم رهبر انقلاب دانست و بارها بر تبعیت کامل از ایشان تاکید کرد.

همه این‌ها در حالی است که حجت‌الاسلام «حسن روحانی» نیز در نطق پایانی‌اش برای دفاع از وزرای پیشنهادی «مراعات رهنمودهای رهبری» را از اصلی‌ترین اصول کابینه خود برشمرد.

 

   + سید مجید - ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢

اگر ولایت فقیه نباشد...

 

برای ما که انتخابات 88 و فتنه ی خواص و درایت ولی فقیه را در مهار آن دیده ایم. برای ما که این سخن رهبرمان هنوز در گوشمان است که:

" زیر بار بدعت های غیرقانونی نمی روم"

این روزها کودتا و برکناری رئیس جمهوری قانونی مصر٬ آشفتگی و برادرکشی در مصر٬‌ لشگرکشی های خیابانی و آسیب های اجتماعی مصر٬‌ التهابات و ناامنی مصر٬ بیش از پیش روشن می کند که آن معمار کبیر انقلاب اسلامی چرا اینقدر به حکومت ولایت فقیه اصرار داشت.

 

امام خمینی (ره):

ولایت فقیه هست که جلو دیکتاتوری را می‌گیرد. اگر ولایت فقیه نباشد، دیکتاتوری می‌شود. آن که جلو می‌گیرد از اینکه رئیس جمهور دیکتاتوری نکند، آن که جلو می‌گیرد از اینکه رئیس ارتش دیکتاتوری نکند، رئیس ژاندارمری دیکتاتوری نکند، رئیس شهربانی دیکتاتوری نکند، نخست وزیر دیکتاتوری نکند؛ آن فقیه است.

آن فقیهی که برای امت تعیین شده است و امام امت قرار داده شده است، آن است که می‌خواهد این دیکتاتوری‌ها را بشکند و همه را به زیر بیرق اسلام و حکومت قانون بیاورد. اسلام، حکومتش حکومت قانون است؛ یعنی قانون الهی، قانون قرآن و سنت است. و حکومت، حکومت تابع قانون است؛ یعنی خود پیغمبر هم تابع قانون، خود امیر المؤمنین هم تابع قانون، تخلف از قانون یک قدم نمی‌کردند و نمی‌توانستند بکنند.
(صفحه 23 از جلد 11 صحیفه )

   + سید مجید - ۳:۱۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٢