ما از قافله ی تمدن عقب افتاده ایم!!!

مطالب زیر را دوستی برایم ایمیل کرده بود که انتشار آن را در "انقلاب سوم" لازم دیدم تا ایده ها و نظرات و منش افراد مدعی به خوبی برای مردم انقلابی روشن شود.

 

نوه ی امام: ما از قافله ی تمدن عقب افتاده ایم!!!
جمله ی فوق افتتاحیه ی انتشار مجدد روزنامه ی معلوم الحال مغرب است. نعیمه اشراقی افاضه فرموده اند ما از قافله ی تمدن عقب افتاده ایم! ولی ظاهرا امام راحل نظر دیگری داشته اند:


این چیزهایی که در ممالک دیگر شما خیال می‏کنید تمدن است، وقتی که درست تأمّل کنید تمدن نیست، بلکه به توحّش نزدیک‏تر است؛ صحیفه- ج 8، ص 309.
امروز که ـ به اصطلاح ـ عصر تمدن و ترقّی و عصر پیشرفت است، عصر شیطان‏هاست. صحیفه-  ج 19، ص 236.

 

متاسفم که نوه ی فیسبوک باز امامم یک همچین عقب افتاده ایست. متاسفم که در کشورم روزنامه ای در ستایش توحش منتشر می شود. متاسفم که عکس خاطره های تلخ گذشته را روی کیوسک ها می بینم. متاسفم که گوساله های سامری آنقدر زیادند که می توان با آنها حتی یک گله ی بزرگ درست کرد. متاسفم که مدیوم های روشنفکری تا این اندازه مبتذل شده اند. متاسفم. خیلی متاسفم...

 

 

-----

  • پی نوشت:

بنده عین سخنان این سرکار علیه را از سایت روزنامه ی مغرب پیدا کرده و خواندم تا متهم به نادانسته انتقاد کردن نشوم. شما هم این سخنان گهربار را که عینا از سایت این روزنامه ی وزین!! آورده شده بخوانید:

ببینید! از نظر تاریخی٬‌تمدن و فرهنگ ملت ایران ریشه در پیشینه ای کهن دارد و همین فرهنگ غنی که نزد خاص و عام شهره آفاق است٬‌ضعف های حاشیه ای هم داردکه همواره از آن ناحیه رنج می بریم. از یک طرف ما ایرانیان خود را مالک و ادامه دهنده  یکی از فرهنگ های غنی دنیا می دانیم ولی از سوی دیگر اگر اندکی منصفانه به قضیه نگاه کنیم در می یابیم ما در عین داشتن نوعی فرهنگ برتر٬‌نتوانسته ایم فراتر از حد تظاهر قدم برداریم. به عبارتی تنها به تفاخر ورزیدن دل خوش کرده ایم و دیگر هیچ! در حالی که اگر همین تفاخر با ترویج فرهنگ٬ دانش پژوهی و تکنولوژی روز همراه می شد جای تاسف نداشت. اما شوربختانه شعارهای فرهنگ سازی در حد ادعا باقی مانده است. بدون تعارف٬‌ما از قافله تمدن و دانش و حتی دنیای تجدد و هنر به شدت پس افتاده ایم. ای کاش شرایطی فراهم می شد تا شفاف و صریح به نقد خود بشینیم و آن عبارت "هنر نزد ایرانیان است و بس" که مربوط می شود به فواصل بین قرن چهارم و هشتم هجری را به زمان حالمان نسبت ندهیم. باید برویم دنبال این سئوال که چرا مغرب زمینیان از خواب گران بیدار شدند٬‌ دویدند و به همه چیز رسیدند ولی چه شد که ما در خم کوچه نخست گرفتار ماندیم و خواب و رخوت از روح و تنمان بیرون نمی شود؟

 

  • و حال چند نکته:

- جای بسی شگفتی است که این خانم با مدرک مهندسی پتروشیمی و صنایع آرزو می کنند شرایطی فراهم شود تا شفاف و صریح در مورد فرهنگ به نقد بنشینند! مگر هر کسی می تواند در حوزه فرهنگ فعالیت داشته باشد؟

- به همین دلیل هم هست که ایشان مقصود شاعر از بکار بردن واژه ی هنر در شعر " هنر نزد ایرانیان است و بس" را اشتباه متوجه شده و از آن برای کوبیدن هنر این روزگار ما استفاده می کنند. در حالی که مقصود شاعر هنر جنگاوریست!

- ایشان اعتقاد دارند که اگر تفاخر با ترویج فرهنگ٬ دانش پژوهی و تکنولوژی روز همراه شود جای تاسف ندارد و می توان فخرفروشی کرد.

- شیفتگی نسبت به غرب هم که از فهوای کلامشان چکیدن می کند: باید برویم دنبال این سئوال که چرا مغرب زمینیان از خواب گران بیدار شدند٬‌ دویدند و به همه چیز رسیدند. البته این شاخصه ی اصلاح طلبان غرب زده است.

- و همانند سایر اصلاح طلبان عادت بر کوفتن بر سر خودی دارند: چه شد که ما در خم کوچه نخست گرفتار ماندیم و خواب و رخوت از روح و تنمان بیرون نمی شود؟  البته اینان عادت دارند که پیشرفت ها را ندیده گرفته و یا آنها را مسخره کنند.

- حال این سئوال مطرح است که غرب به کجا رسید؟ به تکنولوژی اگر منظور است و علم٬‌بله حرف درستی است اما چگونگی آن شرط است. چه کسی است که نداند غرب از استثمار مشرق زمین و افریقا٬‌بردن منابع و نیروهای انسانی آنها به پیشرفت علمی رسید. از نظر فرهنگی هم که نیازی به شرح و تفسیر نیست٬ بی بند و باری جنسی٬ فرقه های بشر ساخته فراوان٬‌ همجنس گرایی و حتی ازدواج آنها در کلیساها٬ نابودی بنیان خانواده٬‌ فرزندان نامشروع فراوان٬ شیطان گرایی٬‌ و ... نمونه های کوچکی از پیشرفت فرهنگی غرب است که دویده و به آن رسیده و ما از این تمدن عقب افتاده ایم!!!

- و اما درمورد روزنامه مغرب٬‌این روزنامه وابسته به بنیادی به نام مردم ولی به کام اصلاح طلب های تندرو است. این روزنامه ی زنجیره ای همانند دیگر اذنابش در پی ایجاد پروپاگاندای رسانه ای برای فشار آوردن به نظام و بازگرداندن فتنه گرهایی چون محمد خاتمی به عرصه ی انتخابات است. این روزنامه یا نمی فهمد و یا خودش را به نفهمیدن زده که اگر خاتمی به فرض محال کاندیدا شود٬‌ آرای او از سه میلیون هم نمی گذرد و این نکته ایست که خاتمی در زمان انتخابات 88 به آن پی برده و با زیرکی موسوی را به جای خود به درون چاه فتنه هل داد! تا خاطره ی دوم خرداد که به مدد همین روزنامه ها و شانتاژ های رسانه ای و شگردهای بازی با افکار مردم حاصل شده بود برای او باقی بماند.

امام حسین‌(ع) می فرمایند: اگر دین ندارید٬ آزاده باشید!

   + سید مجید - ۱:٤٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ اسفند ۱۳٩۱