اگر پدرش زنده بود...

امروز "سید علیرضا بهشتی" فرزند شهید دکتر بهشتی و از عوامل فعال فتنه ی 88 در مصاحبه با روزنامه ی زنجیره ای "قانون" بیان داشته است:‌

"اگر پدرم زنده بود٬‌ افراطیون او را تحمل نمی کردند"

 

 

ما هم با ایشان کاملا موافقیم. پدر مظلوم ایشان از خدمت رسانان حکومت اسلامی بود و خدمات شایانی را در راه استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی و بنیان دستگاه قضایی آن ارائه دادند و در خدمت به نظام مقدس از هیچ کوششی دریغ نکردند و در این راه از ملامت و توهین هیچ مخالفی به ستوه نیامدند و همیشه در برابر آماج تخریب ها و توهین ها و تهمت ها آیه ی شریفه ی " ان الله یدافع عن الذین آمنوا.." بر زبان داشتند.

ایشان در زمان ریاست جمهوری بنی صدر بیشترین توهین ها را از جانب طرفداران او و منافقین تحمل کردند. کسانی که در ادامه در برابر نظام مقدس اسلامی ایستادند و خیانت های فراوانی را به ملت و مملکت اعم از ترورها٬ دشمنی ها٬ دوستی و مزدوری با دشمنان مردم ایران را در کارنامه ی ننگین خود به ثبت رساندند. شهید بهشتی نهایتا توسط همین خائنین به درجه ی رفیع شهادت نائل آمدند.

این داستان در سال 88 نیز تکرار شد. در آن سال نیز عده ای دیگر که نفاق خود را تا آن روز پنهان کرده بودند٬ بر ولی فقیه زمان و نظام مقدس اسلامی شوریدند و در حالیکه ادعای قانون مداری آنها گوش افلاک را کر کرده بود به انواع و اقسام قانون شکنی ها متوسل شدند تا خواست و نظر خود را به جای رای مردم بنشانند. در این راه از هیچ حربه ی ناجوانمردانه ای هم فروگزار نکردند. یکی از این افراد همین فرزند ناخلف شهید بهشتی مظلوم بود. این فرد در آن ایام که از مشاوران و نزدیکان یکی از سران فتنه به شمار می آمد وظیفه ی "کشته سازی" و تهیه ی لیست کشته ها را برای بازی روانی با ذهن مردم  عهده دار شد و لیستی با بیش از 72 نفر کشته تهیه و به خوراک تبلیغاتی بر علیه نظام اسلامی تبدیل کرد و این درحالی بود که تمامی نامهای آن لیست یا خیالی بودند و یا زنده!!

این افراد که حقیقتا واژه ی " افراطی " برازنده ی وجود فتنه گرشان است٬ برای زنده ها ختم گرفته و در آن شرکت کردند. جزوات براندازی تدوین و برنامه ی مدونی برای ادامه ی آشوب ها تهیه کردند. آشوب و اغتشاش را بیش از هشت ماه ادامه دادند. مملکت و مردم آن را در استرس و نگرانی نگه داشتند و عده ای را با دروغ "تقلب" به توهم واداشتند. و حتی یک برگ سند بر وقوع تقلب در انتخابات رو نکردند.

آنها مصرانه خواستار ابطال انتخابات شدند و هرگز به راه های قانونی تن ندادند. فرزند شهید بهشتی یکی از همان افرطیونی بود که با وجود اختلاف 11 میلیونی بین فرد پیروز انتخابات و کاندیدای آنها٬ تن به قانون نداده و بر آتش آشوب و اغتشاش دمید.

کاملا مشخص است که مرد مظلوم قانون و قانون مداری "شهید بهشتی بزرگ" اگر امروز بود٬‌ افراطیون قانون ستیز در مقابل او می ایستادند و توهین هایی را که نثار همه ی ارکان نظام کردند را نثار او نیز می کردند. و چه بسا شهید بهشتی هم به جرگه ی علمایی می پیوست که ارتباط خونی و فامیلی را فدای پابرجایی اسلام و تنها حکومت اسلامی شیعی می کرد.

وَ سَیعلَمُ ‌الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون

 

-----

. این مطلب در سایت خبرگزاری فارس ٬ خبرگزاری دانشجو ٬ بخش وبلاگستان صابرنیوز  و سایت عمارنامه منعکس شده است.

   + سید مجید - ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ آبان ۱۳٩٢

زنده باد مخالف من! (شاهدی که از غیب رسید)

می خواستم لیستی از افراطی گری های اصلاح طلبان تهیه و در مطلب بعدی ارائه کنم که آنها خود٬ یک نمونه ی داغ را در اختیار جامعه قرار دادند!

روزنامه ی زنجیره ای بهار نوشت:

عملکرد الهه راستگو، عضو شورای شهر تهران و عضو حزب اسلامی کار در روند انتخاب شهردار تهران دیروز توسط شورای مرکزی این حزب مورد بررسی قرار گرفت و مقرر شد امروز در جلسه ای به شکل رسمی اخراج او از حزب اعلام شود.


 

الهه راستگو با لیست اصلاح طلبان به چهارمین دوره انتخاب شوراهای شهر تهران راه یافته است، در حالی که براساس شائبه هایی که دیروز در جلسه انتخاب شهردار به وجود آمد، گفته شده او برخلاف تصمیم اصلاح طلبان، به محمدباقر قالیباف رای داده است. این شائبه در روز رای گیری برای رییس شورای شهر تهران هم وجود داشت.

الهه راستگو عضو شورای شهر تهران در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه احزاب فارس در مورد موضوع اخراج وی از حزب اسلامی کار، اظهار داشت: در مورد اخراجم به بنده اطلاعی نداده‌اند. بنده وامدار مردم هستم بنابراین وامدار هیچ حزب و گروهی نخواهم بود؛ من از روز اول در برابر خداوند متعال قسم خورده‌ام و به آن عمل خواهم کرد. دو گزینه بیشتر نداشتیم. اگر گزینه‌های دیگری بود شاید می‌توانستیم وقت بیشتری بگذاریم اما به هر حال به نظر بنده تنها شخصی که می‌توانست به شهر تهران کمک کند آقای قالیباف بود.

پس اعلام نتیجه انتخاب شهردار تهران افرادی که اصلا سیاسی نیستند و با هدف کاسب‌کارانه در لیست ما قرار گرفته بودند، طی تماس‌هایی نه تنها به بنده توهین کردند بلکه من را نیز تهدید کردند.

آقای مسجدجامعی گفته‌اند که من خائن هستم بنابراین باید مشخص شود که بنده به چه چیزی خیانت کرده‌ا‌م به رای مردم یا چیز دیگری.

----

اصلاح طلبان که روزگاری شعار "زنده باد مخالف من!" آنها گوش عالم و آدم را کر می کرد٬ امروزه ثابت کرده اند که حتی تحمل دگر اندیشی هم حزبی خود را نیز ندارند و انتظار دارند تا همه همانطور که آنها می خواهند فکر کنند و تصمیمی را بگیرند که آنها می پسندند٬‌ و اگر چنین نکند٬‌ او را اخراج می کنند٬ تخریب می کنند٬‌نسبت های ناروا بارش می کنند٬ و ... چه برسد به مخالفانشان!

مشابه همین اتفاق در انتخاب رئیس شورای شهر تهران برای اصولگرایان نیز به نوعی دیگر رخ داد. پرویز سروری نماینده اصولگرای شورای شهر تهران در مصاحبه ای از عهده شکنی یکی از اعضای شورای شهر در روز رای گیری خبر داد. ظاهرا قرار بود وی رای خود را به چمران دهد٬ اما با ارائه پیشنهادی از سوی برخی اعضای شورای شهر رای خود را به مسجد جامعی داد ولی روزنامه های اصولگرا واکنش خاصی به این موضوع نشان ندادند. چون بر اساس قانون٬ هر فرد دارای حق رای است و می تواند رای خود را به گزینه دلخواهش اختصاص دهد.

انصافا چه کسی افراطی است؟

   + سید مجید - ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢

عاقلان دانند!

اگر به رصد تیترهای صفحات اول روزنامه های زنجیره ای دقیقا از شروع رای اعتماد مجلس به هیئت دولت بپردازیم٬‌ کلیدواژه هایی را به وفور در این روزنامه ها می یابیم که نشان از تلاش هماهنگ و برنامه ریزی شده ی گروهی از بزرگان آنها در بالا و نوچه های آنها در پایین برای تخریب شخصیت مخالفان دارد. پرکاربردترین این واژه ها "افراطی" و "تندرو" است.

 

 

حال ماجرا از این قرار است که آقای روحانی در زمان انتخابات ریاست جمهوری با به کار بردن واژه ی " اعتلال" مشی خود و دولتی را که در آینده خواهد ساخت بیان نمود و اعلام کرد که با همه ی معتدلین از چپ و راست کار خواهد کرد و دست آنها را به گرمی خواهد فشرد. حال فارغ از اینکه ایشان به این مشی عمل کرد یا خیر و تمامی اطرافیان و دارو دسته ی دو فتنه گر انتخابات 88 را به کار گرفت یا خیر٬ این نکته قابل توجه است که با پیروزی ایشان٬ افراطیون اصلاح طلب که سوابق درخشانی در آشوب طلبی در کشور داشته اند٬ با اجبار دکتر عارف به کناره گیری٬ که در نظر سنجی ها رای پایینی داشت٬ خود را به دکتر روحانی چسباندند و قصد داشتند تا خود را عامل پیروزی وی نشان داده و از ایشان کسب امتیاز کنند. حتی علیرغم نهی دکتر روحانی٬ در روزنامه هایشان به گمانه زنی و معرفی وزرا -آنطور که باب طبعشان بود- پرداختند و 4تا5 وزارت خانه ی کلیدی را حق خود می دانستند. پس از اعلام رسمی وزرای پیشنهادی نیز که تعدادی از تندروهای آنها از کابینه جا مانده و تعدادی نیز پیشنهاد شدند٬ این گروه های افراطی با ایجاد موج رسانه ای و تبلیغاتی سعی کردند تا معدود افراطی ها و خطاکاران فتنه ی 88 را به رای اعتماد مجلس برسانند٬ که البته در ایام جلسات رای اعتماد مجلس با روشنگری برخی از نمایندگان٬ تعدادی از وزرا به دلیل سابقه ی بد خود رای نیاورده و تعدادی دیگر از آنها نیز از فتنه و فتنه گران 88 اعلام برائت کردند. از همان ایام٬ دشمن سازی برای دولت به اصطلاح اعتدالی آغاز شد و هر روز در صفحه ی اول روزنامه های زنجیره ای کلیدواژه های "افراطی" و "تندرو" دیده شد.

جالب اینجاست که هر کدام از افراد و رسانه هایی که این واژه ها را به کار می بردند سعی در تخریب شخصیت مخالفان یا منتقدان خود می کردند و افرادی از اصولگرایان هم در این موج شنا کرده و مخالفان خود را به خوبی زدند. عده ای نمایندگان مخالف دولت را٬ گروهی جبهه ی پایداری را٬‌ تعدادی حلقه ی پرتو را٬‌ افرادی طرفدارن و رای دهندگان به دکتر جلیلی را٬‌ و حتی افرادی وقیحانه علامه مصباح و یارانش را تندرو و افراطی خطاب می کنند.

همه ی این نسبت های ناروا و دروغ در حالی از جبهه ی معلوم الحال اصلاحات به گوش می رسد که بررسی کارنامه و تاریخ مشی سیاسی این جبهه توسط هر انسان عاقل و منصفی٬  او را از نسبت دادن القاب برازنده ی اصلاح طلبان به دیگران٬ به خنده وا می دارد.

عزیزی می گفت "فکر نکنید که مردم دچار آلزایمر سیاسی شده اند و رفتارها و گفتارهای شما را فراموش کرده اند!" اما به نظر بنده٬ نه ما آلزایمر داریم و نه افراطیون اصلاح طلب که امروزه ردای اعتدال به تن کرده اند. آنها فقط با پررویی تمام برای بازگشت به میدان سیاست کشور به جای عذرخواهی از خیانت های گذشته ی خود روش فرار به جلو را انتخاب کرده اند. آنها با آویزان شدن به شعار اعتدال روحانی٬ دیگران را به افراطی گری متهم می کنند تا کارنامه ی سیاه خود را بپوشانند و حواس ها را به جای دیگری معطوف سازند. غافل از اینکه مردم٬ گرگ را در لباس میش نیز به خوبی خواهند شناخت.‌ خواه پاچه بگیرد٬ خواه ریش بزی بگذارد.

 

----

در مطلب آینده٬ انشاالله٬ تعدادی از افراطی گری های جبهه ی خائن اصلاحات را لیست می کنم تا این عده لقب برازنده ی خود را به دیگران نسبت ندهند!

   + سید مجید - ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢