همه ی سربازهای خمینی کبیر (ره)

وقتی سال 42 به امام(ره) گفته بودند شما با کدام نیرو و سرباز می خواهی با شاه بجنگی؛ و حضرت امام(ره) در جواب فرموده بودند: «سرباز های من توی قنداقه ها هستند و روی خاک ها بازی می کنند!» هیچ کس فکر نمی کرد که رژیم ملعون پهلوی که آن زمان در اوج اقتدار داخلی و خارجی بود و خود را ابرقدرت منطقه می دانست٬ دقیقا پانزده سال بعد یعنی درست زمانی که بچه های قنداقی و خاکباز به سن نوجوانی و جوانی رسیده بودند و لشگر عظیم میلیونی امام را ساخته بودند با عنایت خدا  و بدست همان سربازهای خمینی (ره) سرنگون شود.

 


کسی فکر نمی کرد که همان سربازهای قنداقه ای سال چهل و دو٬ هشت سال تمام در مقابل تمام دنیای استکبار و امکانات آنها بایستند. کسی فکر نمی کرد که همان سربازهای کوچولو٬ میهن عقب نگه داشته شده در دویست سال اخیر و تخریب شده در هشت سال دفاع مقدس را بازسازی کنند. کسی فکر نمی کرد آن سربازهای خاکباز و قنداقی در جهادی علمی خود را به سطح اول دنیا برسانند و الگویی برای سایر ملت های مسلمان و غیر مسلمان دنیا شوند. کسی نیز فکر نمی کرد که امریکا٬‌آن ابرقدرت بی چون و چرای دنیا که اراده و توان بدست آوردن هر چیزی و تغییر هرچه که ناخوشایندش بود را داشت٬‌اینگونه در برابر سربازان خمینی کبیر به عجز و ناتوانی بیافتد.

هیچ کس حتی فکرش را هم نمی کرد که با گذشت بیست و سه سال از سفر آن رهبر بزرگ به سرای باقی٬ سربازانی که حتی او را ندیده اند٬ اینگونه سینه چاک و فدایی او باشند. اینگونه در مقابل سپردن افکار او به موزه ها مقاومت کنند. اینگونه توصیه های او را مرور کنند٬‌اینگونه حرف های او را نصب العین خود کنند. اینگونه در راه او جهاد کنند و اینگونه جان خود را در راه حفظ ارزش ها و آرمان های او عطا کنند.

"مهندس شهید مصطفی احمدی روشن" یکی از سربازان نسل دوم خمینی کبیر بود که کمتر از یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دنیا آمد. او جانفشانی های انقلاب را درک نکرده بود و دفاع مقدس را نیز در دوران کودکی تجربه کرده بود. پدر وی راننده مینی‌بوس بود و در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران سال‌های بسیاری را به مبارزه با دشمن بعثی پرداخته بود. پدر و مادرش همچون سایر نسل اولی های انقلابی به خوبی عشق خمینی کبیر و ولایت امام خامنه ای را به نسل او منتقل کرده بودند. به گفته دوستانش او شخصی ولایتمدار و از شاگردان آیت الله خوشوقت استاد اخلاق تهران بود. وی در دوران دانشجویی معاون فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف بوده و در راهپیمایی عظیم 9دی 88 روز تجدید بیعت با ولایت حضور داشت.

 


مصطفی یکی از میلیون ها عاشق خمینی و یاور خامنه ای است که ندیده عاشق و دلباخته ی آن امام عظیم الشان شده است. همانند آنان که او را دیدند و در راه او که همان راه رسول الله و ائمه اطهار بود٬ همه چیز خود را از جان و مال و فرزند و ... را فدا کردند و اینگون بود که حضرت امام مجاهدت های قبل و بعد از پیروزی انقلاب را که دیدند٬‌رشادت ها و جانبازی های دفاع مقدس را که دیدند٬‌صبر و استقامت مردم ولایتمدار را که دیدند به مقایسه پرداختند:

"من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله  ـ  و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ می‌باشند.... و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان . در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هستند، و نه در محضر امام معصوم ـ صلوات الله علیه ـ. و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه  مفتخریم که در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم ."

اما سئوال اینجاست که حضرت امام پانزده سال قبل از پیروزی انقلاب چگونه و با چه تفکری اینگونه با اطمینان از مبارزه و سربازهای در قنداقش یاد می کند. در حالیکه تنهای تنها به مبارزه با استکبار و زنده کردن دوباره ی شجره طیبه ی اسلام ناب محمدی (ص) برخاسته است. تنها این نکته را در ذهنم مرور می کنم که امام به این آیه ی قرآن اعتقاد قلبی و عملی داشت:

ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم


   + سید مجید - ۸:٢٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۱