شعار کلیدی لنکرانی٬ لبیک به ندای عدالت خواهی امام جامعه!

 حضرت امام خامنه ای بارها و بارها در سخنرانی ها و پیام هایشان از ابتدای بر عهده گرفتن مسئولیت رهبری تاکنون به مطالبه ی "عدالت" از صدر تا ذیل جامعه پرداخته اند و ضمن تبیین عدالت مورد نظر اسلام٬‌پیاده کردن آن را به دولت های مختلف تکلیف نموده اند. ایشان با هشیاری و با توجه به آیات و روایات اسلامی اجرای عدالت در جامعه را متضمن پیشرفت جامعه ی اسلامی دانسته و بر این اساس این دهه را "دهه ی عدالت و پیشرفت" نام نهادند. ایشان در تشریح این موضوع می فرمایند:

یک شاخص براى پیشرفت، عدالت است. اگر کشورى در علم و فناورى و جلوه‌هاى گوناگون تمدن مادى پیشرفت کند، اما عدالت اجتماعى در آن نباشد، این به نظر ما و با منطق اسلام پیشرفت نیست.

ما اگر بخواهیم پیشرفت کنیم، در درجه‌ى اول، یکى از شاخصهاى مهم، عدالت است. ادعاى بنده این است که ما در این زمینه پیشرفت کرده‌ایم؛ البته نه به قدرى که میخواهیم. اگر خودمان را با وضع قبل از انقلاب مقایسه کنیم، پیشرفت کرده‌ایم؛ اگر خودمان را با بسیارى از کشورهاى دیگر که با نظامهاى گوناگون زندگى میکنند، مقایسه کنیم، بله پیشرفت کرده‌ایم؛ اما اگر خودمان را مقایسه کنیم با آنچه که اسلام به ما گفته است و از ما خواسته است، نه، ما هنوز خیلى فاصله داریم و باید تلاش کنیم. این تلاش به عهده‌ى کیست؟ این تلاش به عهده‌ى مسئولان و مردم - با هم - است.

با توجه به دغدغه ی رهبر و امام جامعه در میان تمامی کاندیداهای ریاست جمهوری یازدهم تنها دکتر باقری لنکرانی هستند که این موضوع مورد مطالبه رهبری را اصلی ترین برنامه ی خود عنوان کرده اند.

برای روشن تر شدن اهمیت این موضوع با هم بیانات حضرت آقا را در دومین نشست اندیشه های راهبردی مرور می کنیم:

-----

حضرت امام خامنه ای:

عدالت دغدغه‌ى همیشگى و تاریخى بشر بوده. به تبع احساس نیاز به عدالت که در طول تاریخ تا امروز در مردم عمومیت داشته، متفکران بشر، فیلسوفان و حکما در این مقوله وارد شدند و دغدغه‌ى آنها بوده است. بنابراین از قدیم‌ترین دورانهاى تاریخ تا امروز درباره‌ى عدالت و عدالت اجتماعى به همین معناى عام، بحث شده، نظریه داده شده؛ لیکن نقش ادیان استثنائى است. یعنى آنچه که ادیان در طول زمان راجع به عدالت گفتند و خواستند و اهتمام کردند، بى‌نظیر و استثنائى است. در نظرات حکما و اندیشمندان، آن اهتمام ادیان مطلقاً مشاهده نمیشود.

به شهادت قرآن، ادیان هدف خودشان را عدالت قرار دادند: «لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط». قطعاً این آیه حکم میکند بر اینکه هدف ارسال رسل و انزال کتب و آمدن بیّنات - یعنى حجتهاى متقن و غیر قابل تردیدى که پیغمبران ارائه میدهند؛ کتاب، یعنى منشور ادیان در مورد معارف، احکام و اخلاقیات؛ میزان، یعنى آن سنجه‌ها و معیارها - قیام به قسط بوده است؛ «لیقوم النّاس بالقسط».

پس هدف شد عدالت. هدف نظام‌سازى، هدف تمدنها، هدف حرکت بشر در محیط جامعه، شد عدالت. در هیچ مکتب دیگرى این وجود ندارد؛ این مخصوص ادیان است.

همه‌ى ادیان متفقند در اینکه پایان این حرکت عظیم تاریخى، یک پایانِ امید به عدل است. یعنى قاطعاً میگویند که یک دورانى خواهد آمد که دوران عدل خواهد بود، که آن دورانِ استقرار دین کامل است. در دعاى بعد از زیارت شریف آل‌یاسین آمده است: «یملأ اللَّه به الأرض قسطا و عدلا - یا «عدلا و قسطا»، که در جاهاى مختلف تفاوت دارد - کما ملئت ظلما و جورا»؛ یک جاهائى هم دارد: «بعد ما ملئت ظلما و جورا». همه‌ى انبیاء، همه‌ى ادیان، همه‌ى نبوتها به این نهایت اشاره کردند، روى آن تأکید کردند، اصرار کردند و گفتند به سمت آن داریم حرکت میکنیم. پس در مبدأ، در مسیر و در منتها، نبوتها تکیه‌شان بر روى عدل است؛ این بى‌نظیر است.

در انقلاب اسلامى ما - که یک حرکت دینى بود - به طور طبیعى عدالت جایگاه ممتازى داشت و دارد. در شعارهاى مردمى، در قانون اساسى، در بیانات امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، در گفتمانهاى موضعى و در زمانهاى مختلف و به مناسبتهاى مختلف که جمهورى اسلامى مطرح کرده، این جایگاهِ ممتاز دیده میشود.

در جمهورى اسلامى این وضعیت وجود داشته، سرلوحه‌ى دغدغه‌هاى نظام از اول انقلاب بوده؛ در بخش اجراى عدالت، انصافاً کارهاى زیادى هم انجام گرفته؛

لیکن راضى کننده نیست.

آن چیزى که ما نیاز داریم، آن چیزى که ما دنبالش هستیم، عدالت حداکثرى است؛ نه صرفاً در یک حد قابل قبول؛ نه!

ما دنبال عدالت حداکثرى هستیم؛

ما میخواهیم ظلم در جامعه نباشد. تا این مرحله خیلى فاصله داریم. بنابراین براى این باید تلاش کرد.

می خواهیم گفتمان عدالت، یک گفتمان زنده و همواره حاضر در صحنه باشد. در میان نخبگان، در میان مسئولان، در میان مردم، بخصوص در بین نسلهاى تازه، باید عنوان عدالت و مسئله‌ى عدالت، به عنوان یک مسئله‌ى اصلى، به طور دائم مطرح باشد.

در مسئله‌ى عدالت، اعتقاد به مبدأ و معاد، یک نقش اساسى دارد؛ ما از این نباید غفلت کنیم. نمیتوان توقع داشت که در جامعه عدالت به معناى حقیقى کلمه استقرار پیدا کند، در حالى که اعتقاد به مبدأ و معاد نباشد. هر جا اعتقاد به مبدأ و معاد نبود، عدالت یک چیز سربار، تحمیلى و اجبارى بیش نخواهد بود.

اگر خداى متعال توفیق بدهد که ما از این ظلم اجتناب کنیم،

بنده امید فراوانى دارم

که توفیق خواهد داد که در محیط جامعه هم ان‌شاءاللَّه بتوانیم عدل را برقرار کنیم.

 

-----

دکتر باقری لنکرانی: در گفتمان‌هایی که این روزها می‌شنویم به دلیل برخی انحرافات، اعوجاجات و سستی‌ها جای عدالت را خالی می‌بینیم و با افتخار اعلام می‌کنیم:

محوری‌ترین برنامه ما در عرصه های مختلف عدالت است

و آن را به عنوان یک هدف میانه می‌دانیم و هدف ما نیز لقاء‌ الی‌الله است.

 

 

 

   + سید مجید - ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٢