اخلاق٬‌ گمشده ی سیاست!

 

از زمانی که جبهه ی پایداری انقلاب اسلامی با جمع شدن عده ای از مومنین٬ در میدان سیاست کشور اعلام حضور کرد زمان زیادی نمی گذرد. این جبهه با اعلام شعار "عقلانیت، معنویت و عدالت حول محور ولایت" فعالیت خود را آغاز کرد و سعی نمود تا کنش های سیاسی و اجتماعی خود کار خالص برای خدا و اطاعت از رهبری و صداقت با مردم را وجهه همت خویش قرار دهد.

این جمع در ابتدا از جانب سایر گروه های سیاسی جدی گرفته نشد تا اینکه جلسات و همایش های این جبهه با استقبال بی نظیر جوانان مومن و انقلابی٬ بسیار پرشور برگزار شد. بسیاری از نخبگان گفتمان سوم تیر به آنها پیوستند. تعدادی از وزرای برکنار شده ی دولت اول آقای احمدی نژاد دیدگاه های خود را با این جبهه نزدیک دیده و آن را برگزیدند. هر روز مومنین بیشتری با این جبهه آشنا شده و جمع آنها هر روز در اقصی نقاط کشور گسترده تر و شناخته تر گردید.

از نکات مثبت این جبهه استفاده از علمایی تراز اول در "شورای فقاهتی" این جبهه بود. در بیانیه ی اول این جبهه نظارت فقها بر فعالیت های این جبهه برای جلوگیری از انحراف از مسیر صحیح اشاره گردیده بود:

"در چنین شرایطی، سامان دادن «جبهه پایداری انقلاب اسلامی»تحت اشراف جمعی از فقیهان وارسته و آگاه به زمان، جهت انسجام این ملت مخلص و ولایی که خاستگاه فکری خود را همان گفتمان اصیل سوم تیر 84 می داند، امری ضروری و اجتناب ناپذیر می نماید."

استفاده از فقهایی چون علامه مصباح یزدی و مرحوم آیت الله خوشوقت که از اساتید اخلاق بنام تهران بودند بر محبوبیت این جبهه افزود. تصمیم این جبهه بر آن بود تا تمامی تصمیم ها و بیانیه ها و رفتارهای سیاسی خود را بر مدار اخلاق و احکام اسلامی با نظارت این علمای آگاه و بصیر پایه ریزی کنند.

این رفتار جبهه بر مقبولیت آن در بین امت حزب الله روز به روز افزود تا جایی که نوبت به اولین آزمون سیاسی این جبهه یعنی انتخابات مجلس نهم رسید. در شرایط حساس بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم بحث انتخابات و ائتلاف همه ی اصولگرایان برای جلوگیری از نفوذ اصلاح طلبان به مجلس مطرح بود. ابتدا جبهه ی پایداری با اعتلاف موافق بود و معتقد بود که ائتلاف باید حول یک محور های مشخص صورت گیرد و افراد کاندیدا بر مبنای شاخص هایی انتخاب شوند نه بر مبنای سهمیه بندی گروه های مختلف!

همین اعتقاد جبهه ی پایداری و پافشاری بر آن سبب جدا شدن این جبهه از سایر گروه های اصولگرا و ارائه ی لیست انتخاباتی مجزا بود. این جبهه افرادی را  بر اساس شاخصه های ولایتمداری٬ کارآمدی و رفتار در فتنه88 و دوری از کانون های قدرت و ثروت و ... فارغ از اینکه عضو این جبهه باشند یا نه انتخاب و به مردم معرفی کرد. اقبال مردم به کاندیداهای معرفی شده توسط این جبهه آن هم با کمترین سطح تبلیغات قدرت نفوذ این جبهه را به خوبی آشکار و رقبا را هشیار ساخت.

از این زمان به بعد تخریب جبهه ی پایداری که از چندی قبل آغاز شده بود روندی شتابان گرفت و از تمامی روش های غیر اخلاقی در بازی های رسانه ای و سیاسی آن هم به صورت پروژه ای مشترک بین تمامی رسانه ها و افراد اصلاح طلب و آنهایی که خود را اصولگرا می خواندند پیگیری شد. این بی اخلاقی ها با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری گسترده تر شده و بر حجم تخریب ها٬‌توهین ها و دروغ ها افزوده می گردد.

بر خلاف تمامی احساس تکلیف کرده ها٬ جبهه ی پایداری به جای ورود زود هنگام به تبلیغات انتخاباتی و به دور از هیاهو٬‌ابتدا با تشکیل کمیته های تخصصی به تدوین برنامه های سیاسی٬‌اقتصادی٬‌فرهنگی و عمرانی این جبهه برای دولت دهم گرفت و آن برنامه را به شورای فقاهتی ارائه کرده و اشکالات آن را برطرف نمود. پس از آن بر اساس همان رویه ی انتخابات قبلی و بر مبنای اصول گفتمان سوم تیر به جستجوی افراد اصلحی پرداخت که شاخصه های لازم برای ریاست جمهوری حکومت اسلامی را داشته باشند تا از بین آنها بهترین را انتخاب و پس از ارائه ی برنامه به او٬ وی را به عنوان کاندیدای جبهه به مردم معرفی کند.

در همین زمان تخریب ها همچنان ادامه داشت. به دروغ این جبهه٬‌جبهه ی حامیان دولت و گروه انحرافی معرفی شد. به دروغ اعتراض به سخنرانی آقای لاریجانی در قم سازمان یافته توسط این جبهه عنوان شد. به دروغ از اختلاف بین دو طیف تهران و قم این جبهه خبر داده شد. به دروغ و بدون ارائه ی سند برخی از اعضای این جبهه را به تحصیل مال نامشروع متهم کردند. این جبهه را تندرو٬‌ خودسر و ... خواندند٬‌دبیر کل این جبهه را با عنوان استاد اخلاق دولت تخریب کردند و در جدید ترین اقدام در حالی که هنوز این جبهه کاندیدای خود را معرفی نکرده به تخریب سخنگو و کاندیدای احتمالی آن پرداختند.

ابتدا مدرک دکتر باقری لنکرانی را زیر سئوال بردند که با واکنش صریح و قاطعانه ی اساتید دانشگاه شیراز روبرو شد. سپس دروغ هایی در مورد شغل پدر وی در زمان حکومت پهلوی منتشر کردند و در جدیدترین اقدام به تحریف سخنان وی پرداخته اند:

در حالیکه دکتر لنکرانی در پاسخ به سوالی پیرامون برنامه های جبهه پایداری با بیان این که این جبهه به 40 نفر از متخصصان ماموریت داده است تا برنامه جبهه پایداری برای دولت یازدهم را تدوین کنند اظهار داشت:

نسخه اولیه این برنامه به آیت الله مصباح یزدی ارائه شده و ایشان راهنمایی هایی کرده اند و قرار شده آن جمع نسخه ویرایش شده برنامه را بر اساس توصیه های ایشان تدوین کنند.

خبرگزاری ایسنا با تحریف سخنان وی اینگونه نقل قول کرد:

یک جمع حدودا چهل نفری را برای برنامه‌ریزی در دولت یازدهم منصوب کردم که گزارش کار این گروه را خدمت آیت‌الله مصباح یزدی دادیم تا ویرایش‌های اولیه را ایشان انجام دهند!

و روزنامه ی ابرار نیز با توهینی آشکار و با بی ادبی محض اینگونه تیتر زد:

 

وقتی همه ی گروه ها و اشخاص از اصلاح طلب و اصولگرا تمامی همت خود را به کار بسته اند تا یک جبهه را تخریب کنند می توان به نکات زیر پی برد:

- اخلاق گمشده ی سیاست ماست و شعار "سیاست ما عین دیانت ماست" برای برخی به فراموشی سپرده شده و تلاش بیشتر کاندیداها و گروه ها برای رسیدن به قدرت است نه خدمت به مردم.

- ائتلاف همه ی گروه ها بر علیه جبهه ی پایداری نشان از این دارد که آنها این جبهه را دارای قدرت تاثیرگذاری در انتخابات می دانند و شانس بالایی برای کاندیدای این جبهه قائل اند هر چند به آن اعتراف نکنند.

- برخورد صحیح و اخلاق مدارانه ی این جبهه با تخریب ها نشان می دهد که جبهه بر شعارها و اصول خود پایبند است و اخلاق اسلامی را در مواجهه با مخالفان رعایت می کند.

- گروه ها و اشخاص تخریب کننده و یا رسانه های تحت مدیریتشان و حمایت کنندگان آنها٬ به دلیل رعایت نکردن اخلاق و عدالت٬ هیچ کدام لیاقت ریاست بر مردم و یا معرفی کاندیدا به آنان را ندارند.

- بر اساس حدیث "الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم" برای گسترش اخلاق اسلامی و دین مداری و ولایتمداری در جامعه بهتر است کاندیدایی را برای ریاست بر مردم انتخاب کنیم که خود عملا و در رفتار و گفتار و کردار به سجایای اخلاقی پایبند باشد.

 

----

   + سید مجید - ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢