از گزینش تا کادرسازی برای جمهوری اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

از 12 فروردین 1358 و تثبیت جمهوری اسلامی با رای مردم و استفاده از شریعت اسلام در قانون گذاری 33 سال و 9 ماه می گذرد. انتظار می رفت در این مدت نه چندان کوتاه رفتار متقابل مردم و دستگاه حکومت به سمت اسلامی شدن گام بردارد. باندبازی٬‌ ارتشا٬ بد رفتاری٬ ریاست طلبی٬‌ بدقولی٬ بی عدالتی٬ بی تقوایی٬ سوء استفاده از پست و مقام٬ نداشتن سعه صدر٬ بی نظمی٬ بی احترامی به مردم٬‌ و موارد بسیاری دیگر می بایست با تغییر حکومت از شاهنشاهی به جمهوری اسلامی از بین می رفت. البته این کار دفعتا امکان پذیر نبود اما به مرور زمان حداقل در این سی و اندی سال باید جای خود را به داشتن ایمان و ارتباط با خداوند٬ داشتن مهر و عطوفت نسبت به مردم٬ داشتن سعه صدر٬ داشتن صبر و شکیبایی در برخورد با مسائل‏٬ داشتن شایستگی و لیاقت در انجام امور٬ ریاست‏ طلب و خودکامه نبودن٬ اطاعت نمودن کارگزاران از مدیر در جایگاه حق٬ تفویض اختیار و مسئولیت‏خواهی،کنترل و نظارت٬ شور و مشورت با افراد صالح و شایسته٬ وفای به عهد٬ عدم احتجاب و احتراز از فاصله گرفتن از مردم٬ عدم سوء استفاده مدیر و وابستگان از امکانات٬ داشتن روحیه انتقادپذیری٬ برقراری عدالت٬ قضاوت و داوری عادلانه و ... می داد. اما چرا اینگونه نشده است؟

قبل از پاسخ به این سئوال به موارد زیر توجه نمایید:

- در حکومت‌ صالح‌ و پویا٬ قدرت‌ براساس‌ منطقی‌ و برحسب‌ لیاقت‌ها و شایستگی‌ها توزیع‌ می‌شود. زمام‌داری‌ - چه‌ در رأس‌ هرم‌ قدرت‌ و چه‌ در سطوح‌ پایین‌تر - نوعی‌ تخصص‌ و شایستگی‌ لازم‌ دارد، و سپردن‌ آن‌ به‌ افراد غیرمتخصص‌ یا پست‌٬ تبعات‌ خاص‌ خود را داراست. در نامه‌ 53 امام علی (ع) علل‌ زوال‌ دولت‌ها چهار امر برشمرده‌ شده‌ است: تباه‌ نمودن‌ اصول‌ اساسی، تمسک‌ به‌ فروع، تقدیم‌ افراد پست‌ و مؤ‌خر انداختن‌ فاضلان.
امیرالمؤ‌منین‌ علی(ع) جامعه‌ جاهلی‌ را با این‌ ویژگی‌ توصیف‌ می‌کند که‌ عالم‌ آن‌ دم‌ از گفت‌ فرو بسته، و جاهلان‌ به‌ عزت‌ نشسته‌اند: «عالمها ملجم‌ و جاهلها مکرم».
یکی‌ از مصادیق‌ عدل‌٬ قرار دادن‌ هرکس‌ در جای‌ خویش‌ و برحسب‌ شایستگی‌های‌ او در نظام‌ حکومتی‌ است. قرار دادن‌ افراد بی‌صلاحیت‌ و دنیاپرست‌ به‌ امر حکومت، مصداقی‌ از ظلم‌ به‌شمار می‌رود.

 

- امام‌ علی(ع) در عهدنامه‌ خویش‌ به‌ مالک‌اشتر درخصوص‌ گزینش‌ افراد صالح‌ برای‌ کادر سیاسی، اداری‌ و نظامی‌ خود تأکید فراوان‌ می‌کند. از دیدگاه‌ امام(ع) بدترین‌ وزرا کسانی‌ هستند که‌ در دوران‌ قبل‌ وزارت‌ داشته‌اند و در گناه‌ها شریک‌ بوده‌اند. یکی‌ از ابزارهای‌ کنترل‌ کارگزاران، قراردادن‌ عیون‌ و مراقبین‌ برای‌ آن‌هاست:
«ثم‌ لا تدع‌ ان‌ یکون‌ لک‌ علیهم‌ عیون‌ من‌ اهل‌ الامانة‌ والقول‌ بالحق‌ عند الناس».

 

- حضرت علی(ع) می‏فرماید:«هر کس رابطه میان خود و خدا را اصلاح کند خدا رابطه میان او و مردم را اصلاح فرماید و هر کس کار آن جهان را به‏ صلاح آورد خدا کار این جهان را اصلاح کند.»(نهج البلاغه‏ حکمت 89)امام علی(ع)همین طور می‏فرماید:«تقوا کلید صلاح است».(غرر الحکم،ج 1،ص 46)

 

- پیامبر(ص)زمانی که«معاذبن جبل»را به عنوان فرماندار به‏ یمن فرستاد در دستور العملی به او فرمود«و تو را بدین امور سفارش‏ می‏کنم:تقوای الهی،صداقت در گفتار،وفای به عهد،ادای‏ امانت،ترک خیانت،نرمی گفتار،پیشی گرفتن در سلام،حفظ حقوق همسایه،مرحمت به یتیمان،خوب انجام دادن کار،کوتاه‏ کردن آرزو،توجه و علاقه به آخرت،ترس از حساب،ملازمت بر ایمان،تفقه و تدبر در قرآن،فرو خوردن خشم،ملایمت و رحمت به‏ مردم،توجه بیشتر به نماز که پس از اقرار به دین،نماز سر اسلام محبت بهترین عامل برای اصلاح و اداره و رهبری و هدایت مردم است است»(تحف العقول،ص 19)

 

- امیرمؤمنان در نهج البلاغه حکمت 70 می‏فرماید:«کسی که‏ خود را در مقام پیشوایی مردم قرار دهد باید پیش از آن که به تعلیم‏ دیگران بپردازد به تعلیم خویش بپردازد و باید تأدیب کردنش پیش‏ از آن که به زبان باشد به رفتار و عمل باشد.با اصلاح رابطه خود و خدا،مدیریت بر قلب به دست می‏آید»

 

- امام خمینی می‏فرماید: اگر در کارها نیت خالص نباشد انسان را از درگاه ربوبی دور می‏کند.»(نامه ‏ای از امام موسوی کاشف الغطاء(ولایت فقیه)، جهاد اکبر245-244

 

از فرمایشات فوق بر می آید که عمال و کارگزاران حکومتی باید یک سری خصوصیات اسلامی را در وجودشان داشته باشند تا شایستگی قبول مسئولیت در حکومت اسلامی را پیدا کنند. وگرنه در اثر سوء مدیریت و انجام ندادن صحیح وظایف محوله٬‌یک کارگزار حکومتی ظلمی بزرگ به مردم و ظلمی بزرگتر به حکومت اسلامی ـ از جهت بی اعتماد شدن مردم به حکومت اسلامی ـ را مرتکب می شود.

امام‌ علی(ع) می فرماید:

- «سوء التدبیر سبب‌ التدبیر».

- به‌ تعبیر دقیق‌تر، سوء تدبیر عاملی‌ شتاب‌زا در زوال‌ حکومت‌ها تلقی‌ می‌شود:
«من‌ سأ تدبیره‌ تعجل‌ تدمیره».

- سوء تدبیر و ضعف‌ مدیریت، یکی‌ از عوامل‌ چهارگانه‌ زوال‌ دولت‌ها محسوب‌ می‌شود:
«یستدل‌ علی‌ ادبار باربع: سوء التدبیر و قبح‌ التبذیر و قلة‌ الاعتبار و کثرة‌ الاعتذار».
«آفة‌ الزعمأ ضعف‌ السیاسة». «هر چیز را آفتی‌ است، و آفت‌ حاکمان، ضعف‌ مدیریت‌ می‌باشد».

- سوء مدیریت‌ سبب‌ تشتت‌ آرا بین‌ مردم‌ و بی‌اعتمادی‌ ایشان‌ نسبت‌ به‌ حکومت‌ می‌شود، و نهایتاً‌ زوال‌ حکومت‌ را تعجیل‌ می‌کند: «عنه‌ - فی‌ الحکم‌ المنسوبة‌ الیه‌ - اذا انقضی‌ ملک‌ قوم‌ خیبوا فی‌ آرائهم».

- آگاهی‌ نسبت‌ به‌ امور مملکتی‌ و در نظر داشتن‌ حق‌ مردم، از جمله‌ نشانه‌های‌ حکمرانی‌ صالح‌ است:
«من‌ امارات‌ الدولة‌ الیقظة‌ لحراسة‌ الامور».

پس بر اساس تعالیم دینی هر کسی را نمی توان در هر مسئولیتی قرار داد و با توجه به شاخصه های ذکر شده افراد می بایست از میان مومنان و صالحان انتخاب شوند و تمامی شاخصه های لازم برای تصدی یک پست در حکومت اسلامی را نیز داشته باشند. اینجاست که گزینش معنا می یابد تا افراد با لیاقت و مورد نیاز حکومت برای تصدی پست های حکومتی به درستی انتخاب شوند که اگر چنین شود میزان لغزش کارگزاران حکومتی کم شده و میزان رضایتمندی عموم مردم از حکومت اسلامی افزایش یافته و عدالت اسلامی برقرار می گردد.

اما نکته ای که ما باید توجه کنیم این است که انتخاب افراد صالح برای تصدی پست ها در جمهوری اسلامی در سال های ابتدایی که حکومت نوپا بوده و استقرار آن کامل نبود می بایست با هسته های گزینش صورت می گرفت. حضرت امام خمینی در سال های اول انقلاب با بصیرت تمام این نکته را مورد توجه قرار داده و فرمودند:

" دولت بدون گزینش اشخاص متعهد و متخصص در رشته های مختلف موفق نخواهد شد و دولتمردان در گزینش همکاران به کاردانی و تعهد آنان و بهتر خدمت کردن آنها به کشور و در مناقع ملت بودن آنان تکیه کنند تا در پیش حق تعالی و ملت رو سفید باشند و در امور موفق باشند."

بر همین مبنا در تاریخ پانزدهم دی ماه 61 پیام تاریخی خود را در مورد گزینش در دستگاه حکومت و بایدها و نبایدهای آن صادر فرمودند در آن پیام٬ هیئت های گزینش کننده را متشکل از افراد صالح و متعهد و عاقل٬ صاحب اخلاق کریمه٬ فاضل و متوجه به مسائل روز دانستند و این هیئت ها را لایق برای گزینش افراد در دستگاه های حکومتی دانستند.

البته تاریخ جمهوری اسلامی بعدها نشان داد که این فرمان حضرت امام ظاهرا اجرا شد اما به باطن آن توجه نشد و نکات کلیدی رعایت نگردید و همین بی توجهی باعث تشکیل هیئت های بدون صلاحیت و گاها افراد بدون صلاحیت به جای هیئت های صالحه گردید و نتیجه ی آن در بحران ها٬ فتنه ها و نارضایتی های مردم از دولت ها و تعمیم آن به حکومت بروز یافت.

اما حکومت از یک نکته ی اساسی تر در طول این سی و سه سال غفلت نمود تا همچنان با مشکلات دست و پنجه نرم کند٬‌و آن کادرسازی برای حکومت اسلامی بود.

 

 از دیدگاه‌ امیرمؤ‌منان(ع) تعلیم‌ اسلام‌ و زمینه‌سازی‌ رشد ایمان‌ در جامعه‌ اسلامی، یکی‌ از «وظایف» حکومت‌ اسلامی‌ به‌ شمار می‌رود:
«علی‌ الامام‌ ان‌ یعلم‌ اهل‌ ولایته‌ حدود الاسلام‌ والایمان».
اگر تعلیم‌ و تربیت، «وظیفه»ای‌ برای‌ حکومت‌ و امام‌ محسوب‌ شود، نوعی‌ «حق» برای‌ مردم‌ خواهد بود:
«ایها الناس! ان‌ لی‌ علیکم‌ حقاً‌ و لکم‌ علی‌ حق‌ فاما حقکم‌ علی‌ فالنصیحة‌ و تو غیر فیئکم‌ علیکم‌ و تعلیمکم‌ کی‌ لا تجهلوا و تأدیبکم‌ کیما تعلموا».
«مردم! مرا بر شما شما حقی‌ است، و شما شما را بر من‌ حقی! بر من‌ است‌ که‌ خیرخواهی‌ از شما دریغ‌ ندارم، و حقی‌ را که‌ از بیت‌المال‌ دارید بگذارم، شما را تعلیم‌ دهم‌ تا نادان‌ نمایند و آداب‌ آموزم‌ تا بدانید».
امام(ع) به‌ مالک‌ اشتر توصیه‌ می‌کند که‌ از سنن‌ صالحه‌ همانند هم‌نشین‌ با علما پیروی‌ کند:
«لا تنقض‌ سنة‌ صالحة‌ عمل‌ بها صدور هذه‌ الامة...لان‌ السنن‌ الصالحة‌ هی‌ السبیل‌ الی‌ طاعة‌».

 

بر اساس فرمایشات مولای متقیان٬‌آموزش جزئی از وظایف حکومت اسلامی است. پس جمهوری اسلامی برای پست های حکومتی خود بر اساس شاخصه های ارائه شده در دین می بایست کارگزاران و عمالی را تربیت می کرد تا بر اساس قوانین اسلام٬ حاکم دینی و ولی فقیه را در اداره جامعه کمک نمایند٬‌که متاسفانه چنین کاری صورت نگرفته است. به همین دلیل در بسیاری از پست های خرد و کلان در جمهوری اسلامی افراد متصدی٬ یا دلبسته به نظام اند اما سوء مدیریت دارند٬ یا صالح و مومن نیستند و از مقام خود سوء استفاده می کنند٬ و یا خائن به ملت و دین هستند و از جایگاه خود به کشور ضربه می زنند. اینجاست که حکومت اسلامی با تمامی مزیت ها و توانایی های بالقوه و قوانین پیشرفته و مترقی اسلام در مرحله ی عمل و نظارت بر اجرا لنگ می زند و موجبات نارضایتی مردم٬ بی عدالتی ها٬‌ پیشرفت های کند٬‌ هدر رفت منابع و ... را فراهم می نماید. این طبقه ی مدیران میانی که با گزینش های صحیح انتخاب نشده اند و یا آموزش های دینی و مدیریتی اسلامی ندیده اند منشا بسیاری از ضعف های حکومتی می باشند که بدبینی٬‌کج اندیشی٬‌ سوء تفاهم و گاها حتی دشمنی عده ای از مردم کم بصیرت را با نظامی اسلامی به دنبال خواهد داشت.

به عنوان نمونه در میان اساتید و دانشگاهیان جمهوری اسلامی٬ افراد غرب گرا٬ سکولار٬‌ لیبرال٬‌ با اعتقادات مذهبی کم و یا کج فهمی دینی کم نیستند. این افراد دانشجویانی را تربیت می کنند که قرار است کادر دست اندرکاران و مدیران نظام را در آینده بسازند. آیا افراد تربیت شده توسط این اساتید واجد صلاحیت برای کارگزاری نظام اسلامی خواهند بود؟ این در حالی است که نظام  برای کادرسازی خود دانشگاه های تربیت معلم و تربیت مدرس را در اختیار دارد و می تواند با انتخاب از میان افراد مومن و مذهبی و کسانی که درد دین و دغدغه ی نظام اسلامی را در سر دارند و پرورش آنها برای حکومت کادرسازی نماید. اگر این کار از بیست سال پیش آغاز شده بود هم اکنون اساتید متعهد و دین مداری داشتیم که دانشجویان توسط آنها تربیت می شدند. در چنین محیطی٬ دانشجویان دین دار تربیت شده٬‌شبهات عقیدتی و سیاسی آنها برطرف شده و مدیرانی لایق آماده ی تحویل به حکومت می شدند و دیگر فتنه هایی چون 18 تیر 78 و سال 88 یا بوجود نمی آمدند و یا در نطفه خفه می شدند. زیرا دیگر افرادی از درون خود نظام و دانشگاه هیزم به آتش فتنه نمی ریختند.

با تمام تفاسیر ارائه شده٬ الحمدلله نظام اسلامی ما با عنایت و الطاف واضح ایزدی و توجهات امام زمان (عج) علیرغم تمامی دشمنی ها٬ جنگ های داخلی٬ تحریک قومیت ها٬ جنگ تحمیلی٬‌خطر گروهک ها٬‌تحرکات منافقین٬‌جنگ رو در روی امریکا و عمالش٬‌ تحریم اقتصادی و فتنه های داخلی  پیشرفت چشمگیری داشته و استقلال خود را حفظ کرده و اکنون به الگویی برای سایر مستضعفین دنیا تبدیل شده است. هم اکنون بر ماست که با کادرسازی٬‌حکومت دینی را مستحکم٬ مردم را راضی و عدالت اجتماعی را پیاده سازی کنیم تا میلیون ها انسان مومن٬‌مدیر و مدبر٬ شجاع و سالم داشته باشیم تا شرایط برای ظهور منجی و مصلح کل آماده شده و چشمانمان به قدوم حضرت روشن و جان هایمان در راه او و سعادت بشری فدا شود.

انشاالله

   + سید مجید - ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۱