در تله ی سیاستمدار پیر!

 

بررسی تاریخ حضور اصلاح طلبان در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی نشان می دهد که این گروه همواره در بیان نظرات و اعتقادات خود دارای مواضعی دوپهلو بوده و به صراحت اعلام مواضع نمی کنند. این دسته از سیاستمداران معمولا با صدور بیانیه ها٬‌ نوشتن مقالات٬‌ چاپ مجلات و روزنامه های زنجیره ای سعی می کنند تا به صورت یک جانبه و حذف دیالوگ٬ نظرات خود را به مردم القا کنند. آنها در نوشته ها و بیانات خود فوجی از تحلیل های دروغین و اشتباه را با راست آمیخته کرده و به خورد مخاطب می دهند و چون در برابر خود شخص آگاهی نمی بینند تا در همان لحظه پاسخ درخوری تحویلشان دهد به آسانی با بازی های روانی و رسانه ای و با سوء استفاده از اتفاقات مورد توجه مردم٬ مخالفان خود را مورد شدیدترین آماج حملات روانی و رسانه ای قرار می دهند. این طیف ضمن انجام این حرکات٬ خود را بسیار فرهیخته و پایبند به دیالوگ و دموکراسی نشان می دهند.

 

 

گواه سخنان بنده را می توانید از شخصیت های تخریب شده در روزنامه های زنجیره ای دوران اصلاحات و پس از آن جستجو کنید. افرادی که طیف متفاوتی را از هاشمی رفسنجانی تا آیت الله مصباح و در اواخر دوران اصلاحات حتی خود خاتمی را شامل می شد.

طیف اصلاحات بسیاری از اهداف خود را بوسیله ی همین مونولوگ تاکنون پیش برده و پایبند به هیچ گفتگوی دوجانبه ای نبوده است. افراد این جبهه عموما از مناظره ها فرار کرده و یا در صورت حضور در آنها گفتگو را از حالت عادی خارج کرده و به سمت هوچی گری سوق داده اند.

در هنگامه ی دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری کاندیدایی که این طیف از او حمایت می کردند٬ در مناظره های انتخاباتی شکست سختی را از حریفش متحمل شد و به اعتقاد بسیاری شکست او در انتخابات از آن شب مسجل گردید. این کاندیدا بدون داشتن یک برنامه ی مدون و مشخص تنها سعی می کرد تا با سیاه نمایی و تخریب شخصیت حریف انتخاباتی اش کار را جلو ببرد که چون حریفش مرد سخنوری بود از پی هوچی گری های او برآمد.

 

 

پس از آن در چند برنامه ی "به سوی فردا" و " دیروز امروز فردا" مناظره هایی بین افراد طیف اصلاح طلب و سایر افراد پایبند به گفتمان انقلاب اسلامی برگزار شد که همین رویه ی فرار از بحث٬‌ سیاهنمایی٬‌ القای بحران٬ بیان مطالب دروغ٬ توهین و تخریب شخصیت از سوی اصلاح طلبان شرکت کننده به کار گرفته شد و در مناظره در برابر منطق حریف  دلایل منطقی ارائه نشد.

همین شکست ها در گفتگو باعث شد تا از آن پس اصلاح طلبان مجددا دیالوگ را رها کرده و به استراتژی مونولوگ سابق خود برگردند و تهمت ها٬‌ سیاهنمایی ها و دروغ های خود را در محیطی ارائه کنند که مخاطب آنها فقط شنونده باشد. لیستی که دکتر یامین پور از اصلاح طلبان فرارکرده از مناظره و یا آنهایی که برای مناظره پیش شرط تعیین کرده بودند در یکی از برنامه های خود ارائه داد گواه این استراتژی اصلاح طلبان است.

پس از فتنه ی 88 اصلاح طلبان هرگز حاضر نشدند به اتهامات و سئوالاتی که پیرامون فتنه گری آنها در انتخابات دوره ی دهم ریاست جمهوری و پس از آن مطرح بود پاسخ دهند. چراکه اگر صادقانه می گفتند که نظام را قبول نداشتیم که این کارها را کردیم٬‌از نظام ترد می شدند و اگر از آن اقدامات هنجارشکنانه اعلام برائت می کردند٬‌طیف وسیعی از طرفداران خود را در میان کسانی که با نظام مشکل دارند از دست می دادند. از این رو به استراتژی همیشگی فضا سازی روانی٬‌هوچی گری٬‌سیاهنمایی٬‌اختلاط راست و دروغ و فرار از دیالوگ رو آوردند.

اما این بار به نظر می رسد علیرغم انتظار در یک تله ی ناخواسته گرفتار آمده اند. ماجرا از اعلام نظر حبیب الله عسگراولادی در مورد سران فتنه و انتقاد جمعی از اصولگرایان از او آغاز شد. اصلاح طلبان که فرصت را برای گرفتن ماهی اختلاف از آب گل آلود اصولگرایان مناسب می دیدند برای تشکر از مواضع عسگراولادی نامه ای را به رهبری الیاس حضرتی مدیر مسئول روزنامه ی اعتماد و امضای شش اصلاح طلب دیگر خطاب به حبیب الله نوشته و در آن از نبود دیالوگ برای گفتگو و حل اختلافات گله کردند. همچنین طبق عادت همیشگی این طیف در نامه ی خود مطالبی خلاف واقع را نیز مطرح کردند. آنها که در خیال خود سعی در جذب عسگراولادی کارکشته از اردوگاه اصولگرایان٬ ‌همانند هاشمی٬‌ داشتند هرگز فکر نمی کردند که با جواب های متقن و سئوالات چالشی وی روبرو شوند. عسگراولادی ضمن استقبال از گفتگوی دوجانبه٬ مانند شکارچی ماهری که مدت ها در کمین نشسته بود تا صید به تله افتد٬‌ سئوالات و ابهاماتی را در ارتباط با مواضع اصلاح طلبان در فتنه 88 و اتفاقات آن مطرح کرد.

 

 

اصلاح طلبان که شدیدا گیج شده و فکر این غافل گیری را نمی کردند با یک فاصله ی زمانی نسبتا طولانی نامه ی اول عسگراولادی را پاسخ دادند که بلافاصله با پاسخ دوم او همراه شد.

"پاسخ شما و دوستان اصلاح طلب را در روزنامه اعتماد مورخ 11 بهمن 91 خواندم.پاسخ نامه قبلی شما را در تاریخ 10/30/ 91 دادم اما کم کم داشتم ناامید می‌شدم. فکر کردم شما تمایلی به ادامه این گفت‌وگو ندارید ولی بحمدالله مطالبی را قلم کردید.

گفتگو باید ناظر به آنچه گفته شده و آنچه شنیده شده باشد. اگر فرآیند بیانیه‌ای و اعلام مواضع جدید را طی نکند هدایت کننده نیست لذا پاسخ شما را ناظر به مفاد مکتوب خود ندیدم."

 

 

همانطور که عسگراولادی گلایه کرده است٬‌هفت اصلاح طلب در نامه ی دوم خود مجددا ضمن سیاهنمایی٬‌دروغگویی و مشتی تهمت و افترا ٬از پاسخگویی به سئوالات او فرار کرده و مطالب دیگری عنوان کرده اند. حال این سیاستمدار پیر در نامه ی دوم خود ضمن استفاده از نظرات بیان شده توسط این هفت نفر به طرح سئوالاتی پرداخته است که در صورت جواب این هفت نفر به آن٬ مواضع دوپهلو و نفاق گونه ی طیف اصلاحات روشن خواهد شد. سئوالاتی که در مورد اجرای بدون کم و کاست قانون اساسی٬‌ ولایت فقیه٬‌ استبداد سیاسی و کودکامگی٬ دولت دینی و میراث تشیع٬ میانه روی و اعتدال٬ غوغا سالاری و افراطی گری٬ و ... مطرح شده و پاسخ به آنها از طرف این هفت اصلاح طلب خیلی از موارد مبهم را درمورد اعتقاد اصلاح طلبان به جمهوری اسلامی روشن خواهد ساخت. به نظر می رسد اصلاح طلبان که باها و بارها به بهانه های مختلف از گفتگو وبیان شفاف مواضعشان فرار کرده اند مجبورند در زمینی که این اصولگرا برای آنها تعیین کرده بازی کنند و این بار بدجور در تله مرد کارکشته ی سیاست گیر افتاده اند.

ببینید:

- نامه ی اول هفت اصلاح طلب به حبیب الله عسگراولادی

- جواب عسگراولادی به هفت اصلاح طلب

- نامه ی دوم اصلاح طلبان در پاسخ به عسگراولادی

- نامه ی دوم عسگراولادی به هفت اصلاح طلب

 

---

  • پی نوشت:

آقای عسگراولادی در مورد سران فتنه اعتقاد دارند که آنها گول خوردگان فتنه هستند و سران فتنه امریکا٬ انگلیس و رژیم اشغالگر قدس هستند و اگر این افراد مفتون توبه کنند قابل برگشت می باشند. بنده شخصا معتقد ام اگر جامع به فتنه نگاه کنیم ده سال است که استکبار در حال برنامه ریزی و جذب نیرو و آموزش آنهاست. تا اینجا با نظر آقای عسگراولادی موافقم. اما اینکه این دو فتنه گر از روی ساده لوحی گول عناصر فتنه ساز را خورده و دست به این حرکات نابخشودنی زده اند تا آنجا قابل قبول است که هنوز کسانی از طرف نظام با آنها صحبت و اتمام حجت نکرده و امام خامنه ای در نماز جمعه ی تاریخی خود راه های قانونی پی گیری اعتراضات را یادآوری نکرده بودند. هر گونه تحرک پس از آن به مثابه دشمنی و فتنه گری آنها به حساب می آید. البته که پس از توبه ی راستین و پرداخت حقوق تمامی ضرر دیدگان فتنه ی 88 ٬از نظام گرفته تا خسارت دیدگان جانی و مالی٬ این فتنه گران می توانند مانند مردم عادی در این مملکت زندگی کنند که این هم از رافت نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهد بود.

   + سید مجید - ۱:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۱