آقازاده! از تاریخ عبرت بگیر!

 

آیت الله بهجت: «همیشه از خدا بخواهیم که عاقبت ما را ختم به خیر کند.»

 

 

 یک کسی یک عمری پروانۀ امامش می‌شود آخر سر امامش را می‌کُشد، این است که ابن ملجم مثل پروانه بود برای امیرالمؤمنین، به راستی این کدام عیب پنهان است که یک روزی رو می‌آید، این کدام ضعف ایمان است که یک روزی خودش را نشان می‌دهد، این کدام گناه استغفار نشده است که یک روزی پدر صاحب بچه را در می‌آورد، این کدام خوبی غرور یافته است؟

 

----

آنکه علی (ع) را به شهادت رساند، تفکری بود که ابن ملجم، تنها یک نماینده ی کوچک آن بود.

تفکری که منحصر به دوران امام علی (ع) نبود. بلکه هم در زمان پیامبر(ص) ریشه های آن بچشم می خورد و هم پس از امام علی (ع) در مقاطع مختلف تاریخی متأسفانه نقش غیر قابل انکاری در منحرف نمودن بسیاری از جریانات اسلامی حتی در دوران معاصر داشته است.

 این تفکر همواره از شدت افراطی گری چهره ای زشت و مطرود از دین را به نمایش گذاشته و بحران آفرین بود است.

و افراط یعنی آن که می خواهد جلوتر از امام خود حرکت کند.

تفکری که در نهایت بی تدبیری، قادر به تمایز میان دوست و دشمن نیست، اولویت های جامعه اسلامی را تشخیص نمی دهد، تنها خود را معیار و ملاک دینداری می داند و به راحتی برچسب کفر بر دیگران می زند و آنها را از دایره ی اسلام خارج، و کمر به حذف هر که غیر خود می بندد و در نهایت حماقت، معادلات سیاسی را به نفع دشمنان اسلام تغییر می دهند.

 یکی دیگر از مسایلی که می تواند در این واقعه بسیار عبرت آموز باشد، محل و نقطه انحراف کسی است که در وصف او گفته اوبودند: "و کان یسارع فی حوائج أمیر المؤمنین (علیه السلام) و خدمته،"  یعنی او در کارهای حضرت از دیگران سبقت می گرفت و به ایشان خدمت می کرد.

 و تمامی منابع متفق القولند که ابن ملجم به فرایض دینی پایبند بوده و اثر سجده بر روی پیشانی اش معلوم بوده است.

 و سرانجام سحرگاه نوزدهم رمضان سال چهلم هجرى در محراب مسجد کوفه، ابن ملجم با شعار «الحکمُ للّه ‏یا على ‏لا لَکَ»؛ (حکم فقط از آن خداست نه از طرف تو اى على)، شمشیرش را مقابل امام علیه‏ السلام بلند کرد...

الا لعنت الله علی القوم الظالمین!

-----

انتخابی از مطالب خانم زهره صادقی به مناسبت سخنرانی آقازاده ای در دانشگاه فردوسی مشهد.

   + سید مجید - ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳