و مردی در خیابان فریاد می زد...

بیست و ششم دی ماه بود٬

مردی کشورش را به همراه خانواده ترک می کرد٬

بهانه اش درمان بیماری اش بود٬

اما خود خوب می دانست دیگر بر نخواهد گشت!

دیگر کسی او را راه نخواهد داد٬

او هیچ جایگاهی در قلب مردم کشورش نداشت٬

اما جای او در ذهن مردم با خشونت٬ خیانت٬ فساد٬ ظلم و چپاول هم خانواده بود!

در خیابان برف پاک کن ها به رقص در آمده بودند و مردی فریاد می زد:

شاه با فرحش در رفت!

   + سید مجید - ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱