باز هم ثابت شد: مقاومت جواب می دهد

بلاخره پنجاه و چند روز حملات وحشیانه رژیم غاصب صهیونی به باریکه ی غزه با کشتن بیش از دوهزار نفر و مجروح ساختن ده هزار نفر و تخریب شدید خانه ها٬ مدرسه ها٬ بیمارستان ها و زیرساخت های غزه با قرار آتش بس دائم پایان یافت.

 

 

رِژیم کودک کش صهیونی با هدفی این جنگ را آغاز کرد و اکنون پس از دو ماه به هدفش که نابودی سلاح مقاومت بود نرسید و این یعنی شکست بزرگ. در ضمن اتفاقاتی دیگر نیز در این زمان برایش رقم خورد که هر کدام خود شکستی بزرگ محسوب می شود.

- شکستن ابهت پوشالی ارتش این رژیم زمانی که نتوانست از پس باریکه ی غزه برآید.

- امیدوار شدن مجاهدان فلسطینی به شکست این رژیم غاصب در آینده و بازبس گیری سرزمین خود از او

- منفور شدن بیش از پیش رژیم جنایتکار در اذهان مردم دنیا

- نا امن شدن شهرک های صهیونیست نشین و مهاجرت معکوس

- شروع اعتراضات داخلی و نارضایتی صهیونیست های مقیم فلسطین اشغالی

-  تسلیم به خواسته ها و شروط مقاومت

- پایان محاصره ی هشت ساله غزه و شروع باز سازی آن

- و اثبات اینکه مقاومت حتی با دستان خالی هم جواب می دهد.

این موارد تنها بخشی از نتایج حمله ی احمقانه و وحشیانه ی این رژیم به باریکه ی غزه است که به یک خودزنی بیشتر شبیه بود تا نابودی دشمن!

---

حدود یک ماه قبل بود که مقاله ای در سایت عصر ایران منتشر شد که به تخطئه ی دکتر جلیلی و مجیز گویی دکتر ظریف در مذاکرات هسته ای پرداخته بود. نویسنده با ذکر دلایلی که برای خودش حتماً منطقی به نظر می آمده دکتر جلیلی را در مذاکرات ناموفق و دکتر ظریف را موفق خوانده بود. احتمالاً اگر با دیدگاه این فرد به شرایط امروز غزه نگاه کنیم غزه را شکست خورده٬ ‌باریکه ی ویران شده٬‌ مردم عزیز از دست داده٬‌ زیرساخت های نابود شده را می بینیم و اگر با دیدگاه مردم غزه که دیشب با ریختن به خیابان ها شادمانه پیروزی خود را جشن گرفته بودند به غزه نگاه کنیم شکست رژیم غاصب را!

این تفاوت دیدگاه در پرونده ی هسته ای و نوع مواجهه با آن نیز امروزه بین دو گروه "دلواپسان" و "دلآرامان" وجود دارد. منتقدان توافق ضعیف ژنو معتقداند که در و گوهر داده ایم و آبنبات گرفته ایم. آنها معتقداند که طرف مذاکره در زمان دکتر جلیلی و با مقاومت تیم مذاکره هسته ای و پیشرفت روز افزون صنعت هسته ای همه ی گزینه های روی میزش را استفاده کرده بود و دیگر چیزی برای اعمال بیشتر نداشت و در حال عقب نشینی بود. در حالیکه با آمدن دولت جدید و تغییر سیاست ها و با رفتار ساده انگارانه ی حسن نیت و تعامل دولت جدید و عقب نشینی از مواضع قبلی٬ طرف مذاکره نفس تازه ای کشید و مرحله به مرحله جلوتر آمد تا اینکه امروز حذف تحریم ها را منوط به حل بحث موشک ها و حقوق بشر می داند تا بعد از اعتمادسازی ایران و در پروسه ای بیست ساله به سمت کم شدن تحریم ها حرکت کنیم. و ما چه بدست آورده ایم؟ مقداری از پول های خودمان٬‌قطعات خودرو و هواپیما!

 

 

اگر همین حرکت تیم مذاکره ی هسته ای را مردم غزه می خواستند انجام بدهند آیا الان جایی به نام غزه باقی مانده بود؟ تسلیم می شدند. موشک ها و مجاهدانشان را تحویل می دادند. مرزهایشان را به روی دشمن باز می کردند و سرزمینشان را تحویل او می دادند و در عوض دشمن به آنها حمله نمی کرد. تعدادی کشته نمی شدند و ساختمان هایشان سالم می ماند.

این تحلیل و محاسبه در ذهن کسانی شکل می گیرد که به آیات و وعده های خدا ایمان ندارند و خود را صاحب خرد و عقل کل می دانند. در نتیجه همه ی محاسباتشان مادی و دنیاگرایانه است.

اما مردم غزه به وعده های الهی باور داشتند و درست در زمانی که اکثر هم زبانان آنها به آنها خیانت کرده بودند شعار آنها این بود "خدا مارا بس است".

آنها به "والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا" ایمان داشتند.

آنها به "الذین قالو ربناالله ثم استقاموا" اعتقاد داشتند.

آنها به "و من یتق الله یجعل له مخرجا" باور داشتند.

آنها حالا و پس از مقاومت جانانه ی خود٬ به چشم نصرت الهی و پیروزی بر ارتش تا بن دندان مسلح صهیونی را دیده اند و بر یقین شان پس از محقق شدن وعده های الهی افزوده شده است.

تفاوت دکتر جلیلی و برخی دیپلمات های نیویورکی در این است که او و تیمش به نصرت الهی اعتقاد داشتند اما اینها به تجربه و تخصص خود دل خوش دارند. آنها با آنکه متخصص بودند همه چیز را به خدا واگذار کرده بودند تا نصرت خدا شامل حالشان شود و به دستور خدا در برابر زیاده خواهی ها استقامت می کردند. ولی اینها خود را بیشتر قبول دارند. باور به خدا در کسی که هشت سال در دفاع مقدس نصرت الهی را به چشم دیده با کسی که هشت سال در نیویورک از میدان های جنگ فرسنگ ها دور بوده مسلماً متفاوت است.

 

درسی که مقاومت غزه به تیم مذاکره کنونی هسته ای ما داد٬‌می تواند پیروزی ما را نیز در آینده رقم بزند. چیزی که ما در زمان دکتر جلیلی با دستیابی به آن فاصله ی چندانی نداشتیم. این وعده ی تخلف ناپذیر الهی است. البته اگر گوش شنوایی باشد و اگر دیر نشده باشد.

 

---

وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ

و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم.

سوره قصص - آیه 5

   + سید مجید - ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۳