اصلاح طلبان، این موجودات دوزیست!

نگرش ها، نظرات، اعتقادات و منش هر فرد یا گروه در حوزه ی سیاست و اخلاق را رفتار آن فرد یا گروه مشخص می کند نه ادعاها و حرف های آنها.

کسانی که حتی از دور دستی بر آتش سیاست در سی و چند سال پس از انقلاب دارند با جستجویی سطحی و کوتاه در حافظه ی تاریخی خود می توانند رفتارهایی سراسر افراط و تفریط را در جماعت به اصطلاح "اصلاح طلب" بیابند. از تندروی های چپ گرایانه اوایل انقلاب که نمونه ی آن موسوی خوئینی ها، هادی غفاری ها، اکبر گنجی ها و ... بودند تا عدول از انقلاب و دشمنی با جمهوری اسلامی و تخریب شخصیت مخالفانشان از ترور شخصیت هاشمی رفسنجانی در دوران اصلاحات، تحصن مجلس ششم، لوایح دوقلو، وقایع تیرماه 78، روزنامه های زنجیره ای تا فتنه ی 88 و اعلامیه ها و بیانیه ها و پول گرفتن از شیوخ عرب و هم کاسه شدن با فرماندهان انقلاب های رنگین، همه در کارنامه ی این طیف ثبت و ضبط است.

دیروز وقتی که مصاحبه ی "سید هادی خامنه ای" با روزنامه ی زنجیره ای "مردمسالاری" را با تیتر "انتساب نه غزه نه لبنان به اصلاح طلبان دروغ بزرگی بود" را خواندم، نتوانستم چیزی نگویم و ساکت بمانم در حالی که می دیدم این جماعت شرور به جای عذرخواهی از مردم ایران به خاطر هشت ماه ناامنی و خسارت های عظیم سیاسی و اقتصادی پس از آن که به کشور وارد کرده اند، در حال پاک کردن کثافات تولیدی خودشان در سال 88 هستند و کلاً منکر اصل قضیه می شوند.

 

 

در این مورد نکات زیر خواندنی و قابل توجه است:

- اگر شعار " نه غزه، نه لبنان" که در روز قدس سال 88 توسط جنبش سبز سر داده شد مورد تایید شما نبود، چرا همان موقع اعلام موضع نکردید و هم اکنون دهان گشوده اید؟

- این شعار توسط قشری که به طرفداری از شما و کاندیدای مورد حمایت شما سر داده شده و کسی آن را به شما نبسته است. تصاویر و ویدئوهای آرشیو شده از آن زمان هنوز موجود و غیر قابل انکار است.

 

 

- پس از این شعار بود که نخست وزیر اسرائیل گفت : " اصلاح طلبان به نمایندگی از ما با حکومت ایران مبارزه می کنند". چرا آن روز دهان بسته بودید و ساکت بودید؟

- جامعه روحانیون مبارز، حزب مشارکت، حزب مجاهدین انقلاب که هر روز بیانیه می دادند، نمی توانستند یک بیانیه در محکومیت این شعار داده و موضع خود را مشخص کنند؟

- بارها رهبر انقلاب از شما خواستند که اعلام موضع کنید و راه خود را از راه ضد انقلاب جدا کنید. این کار را کردید؟

- و اما دروغ بزرگ چیزی جز ادعای توهین احمدی نژاد به طرفداران موسوی با عنوان "خس و خاشاک " نبود. دروغ بزرگی که با سرعت و قدرت رسانه ای در میان مردم ناآگاه طرفدار کاندیدای شکست خورده منتشر و بر آتش خشم و اعتراض آنها و تخریب اموال عمومی و اغتشاش و ناامنی تهران افزود. عامل این دروغ بزرگ و آثار زیانبار آن ماشین رسانه ای دروغگوی اصلاح طلبان بود.

 

در تبارشناسی اصلاح طلبان در طول تاریخ تشکیلشان تاکنون می توان به یک رفتار کلیدی آنان پی برد. طیف اصلاح طلبان به علت تعداد اندکشان و نداشتن بدنه ی اجتماعی سعی می کنند با پنهان کردن مواضع و مانیفست و گفتمانشان همه ی مخالفان، دلخوران و یا بی تفاوتان را دور خود جمع کنند تا بدنه ای اجتماعی برای خود فراهم کنند. در دوران فتنه ی 88 جماعتی که از اصلاح طلبان و کاندیدای مورد نظرشان حمایت می کردند، طیف گسترده ای از ضد انقلاب همچون سلطنت طلبان، دموکرات ها، کومونیست ها، مجرمان فراری، رقاصه ها و فاسدان، تروریست هایی چون کوموله، پژاک، ریگی، منافقان، استکبار خارجی اسرائیل، امریکا، انگلیس و اتحادیه اروپا و ارتجاع عرب تا عده ای از ناراضیان داخلی و حتی عده ای که به ادعای خودشان نظام را قبول داشتند و حتی برای آن زحمت کشیده بودند را شامل می شد. این سئوال آن زمان مطرح بود و هم اکنون نیز به قوت خود باقی است که چگونه این گروه ها با آرا و افکار صد در صد مخالف هم در زیر پرچم جنبش سبز قابل جمع شدن بودند؟

جواب همان است که گفته شد. اصلاح طلبان ممکن است با خیلی از افکار و نظرات، شعارها و رفتارهای گروه هایی که آنها را حمایت می کردند، قلباً و اعتقاداً مخالف بودند اما برای اینکه حمایت و جمعیت و نیروهای عملیاتی آنها را از دست ندهند، بر خلاف آنها حرفی نمی زدند و حتی اعتقاد خود را بیان نمی کردند. در نتیجه می توان اصلاح طلبان را موجوداتی دوزیست نامید که از یک طرف خود را به حکومت چسبانده و خود را داخل نظام تعریف می کنند و از طرفی دیگر از نیروهای خارجی و سایر مخالفان برای فشار به حکومت و رسیدن به قدرت استفاده می کنند.

این دوزیستی را آنها بار دیگر به عیان در انتخابات سال 92 نشان دادند. تا زمانی که عارف در انتخابات باقی بود، سران آنها او را تنها کاندیدای اصلاح طلبان می دانستند، اما با مشخص شدن نتایج نظرسنجی ها و رای 7 تا 11 درصدی دکتر عارف، آنها او را مجبور به کنار گیری از انتخابات کرده و به دکتر روحانی چسبیدند. پس از پیروزی روحانی در انتخابات با اختلاف 0.7 درصدی آرا، اصلاح طلبان حمایت خود از او را عامل پیروزی دکتر روحانی بیان کرده و بارها این موضوع را به رخ او کشیده و سهم زیادی از دولت او را خواستار شدند. موضوعی که خود دکتر روحانی در اولین کنفرانس خبری خود آن را با جمله ی " من رئیس جمهور همه ی مردم ایران هستم" و با انتخاب نکردن دکتر عارف به معاون اولی خود، رد کرد.

اصلاح طلبان زمانی که شعار " نه غزه، نه لبنان، فقط فلات ایران" از دهان طرفدارنشان در خیابان های تهران بیرون می آمد ساکت بودند. اما امروز که اسرائیل مردم غزه را به خاک و خون می کشد آن شعار را انکار می کنند.

اصلاح طلبان علیرغم سر و صدای زیاد و تیم رسانه ای و روانی پر هیاهو که انسان را به یاد دسته های چند نفری کودکان طبل به دست اوایل محرم هر سال می اندازد،بارها و بارها نشان داده اند که از بدنه ی اجتماعی برخوردار نیستند و برای جمع کردن عده ای به دور خود، در جایی که باید موضع گیری شفاف و قاطعانه داشته باشند یا سکوت می کنند یا موضعی می گیرند که علیرغم اعتقاد خودشان، دیگران را خوش آید. این رفتار جز رفتار دوزیستان و ملونان نیست و ناخودآگاه انسان را به یاد این شعر می اندازد:

به مارماهی مانی!

نه این تمام و نه آن!

منافقی چه کنی ؟

مار باش یا ماهی.

 

----

و اذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض، قالو انما نحن مصلحون! الا انهم هم المفسدون و لکن لا یشعرون.

و چون به آنها گفته شود: " در زمین فساد نکنید"، می گویند: "ما خود اصلاحگریم".

بهوش باشید که آنان فسادگرانند، لیکن نمی فهمند.

 

آیات 11 و 12 سوره بقره

   + سید مجید - ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳