قوه ای جدید نیاز است!

 

 

"  یک مسئله هم مسئلهی فرهنگ است؛ که آقایان هم حالا معلوم شد که نگرانی دارید، بنده هم نگرانم. مسئلهی فرهنگ، مسئلهی مهمی است. اساس این ایستادگی، این حرکت و در نهایت انشاءالله پیروزی، بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی است و تقویت جناح فرهنگی مؤمن، تقویت این نهالهایی که روییده است در عرصهی فرهنگ؛ بحمدالله جوانهای مؤمنِ خوبی داریم در عرصهی فرهنگ و هنر؛ فعالیت کردند، کار کردند؛ حالا بعضی جوانند، بعضی دورهی جوانی را هم گذراندهاند؛ ما عامل فرهنگی کم نداریم. ما حتماً در مسئلهی فرهنگ[باید توجه کنیم]، دولت محترم هم باید توجه کند، دیگران هم توجه کنند. بنده هم در این نگرانی با شما سهیم هستم و امیدوارم که مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند که چه میکنند. با مسائل فرهنگی شوخی نمیشود کرد، بیملاحظگی نمیشود کرد؛ اگر چنانچه یک رخنهی فرهنگی بهوجود آمد، مثل رخنههای اقتصادی نیست که بشود [آن را] جمع کرد."


مطالب فوق بخشی از بیانات مقام معظم رهبری است که اخیرا در جمع خبرگان ایراد فرموده اند. ایشان از زمان آغاز رهبریشان از 25 سال پیش تاکنون، بارها و بارها نسبت به مقوله فرهنگ به دولت ها هشدار داده اند و به فرموده ی خود ایشان دغدغه فرهنگ از زمان حیات حضرت امام هم با ایشان همراه بوده است و نسبت به آن نگران بوده اند.

اما متاسفانه دولت ها با رویکردها و نگرش های مختلف بیشتر دید سیاسی نسبت به فرهنگ ایرانی - اسلامی داشته اند و در زمینه فرهنگ عموما اهمال کرده اند. در زمینه هنر و فرهنگ عمومی، آموزش نیروهای متعهد، ارتقای فرهنگی مردم در راستای آموزه های دینی و رفتارهای اجتماعی یک جامعه مسلمان، استفاده از هنر و فرهنگ برای نفوذ فرهنگی در سایر ملل، غنی سازی و ارتقای باور به فرهنگ بومی در قبال فرهنگ های بیگانه، جلوگیری از تهاجم فرهنگی غرب، عفاف و حجاب، نفوذ دید فرهنگی در بستر زندگی (سبک زندگی ایرانی - اسلامی)، عملکرد فرهنگ در معماری و شهرسازی اسلامی و ... یا کاری صورت نگرفته یا کارهای بر زمین مانده بسیار است.

در برخی از مقوله های فرهنگی بحران هایی وجود دارد که باید به سرعت علاج شود. غرب گرایی در میان جوانان و نوجوانان، آموزش فرهنگ غربی در مهد کودک ها و بعضاً دبستان ها، ضعف آموزش فرهنگ دینی در مدارس، مقوله عفاف و حجاب، سینما و ... از موارد اورژانسی هستند که باید به سرعت علاج شوند. اما متاسفانه در پیچ و خم بروکراسی اداری مراکز متعدد تصمیم گیری مانده اند. به عنوان مثال قانون عفاف و حجاب چند سالی ست که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و بیش از بیست و چند موسسه و اداره متولی اجرای آن هستند و متاسفانه تاکنون اجرایی نشده است. و این در حالی است که دشمنان ما به سرعت طرح های مربوط به بی بند و باری و تخریب فرهنگی ما را برنامه ریزی کرده و به اجرا در می آورند. رشد قارچ گونه کانال های ماهواره ای فارسی زبان، انواع مد های جدید در راستای زدودن حجاب و عفاف که هر روز در خیابان ها خودنمایی می کند نمونه هایی از این دست هستند.

نظامی پا برجا و استوار خواهد ماند که نقاط ضعف خود را شناسایی و ترمیم نماید. در حال حاضر متولی فرهنگ مملکت، قوه اجرایی آن است. تجربه سی و چند ساله نشان داده که دولت ها کوچک تر از فرهنگ هستند و نمی توانند سیاست های فرهنگی را برنامه ریزی و پیش ببرند و معمولا فرهنگ را با سیاست آلوده می کنند. لزوماً متولیان فرهنگی در دولت ها انسان هایی دین مدار و با دغدغه ی دینی و فرهنگ ایرانی - اسلامی نبوده اند و یا آگاهی و توانایی مناسبی در این زمینه نداشته اند. همچنین مسلم است که عده ای که با یک دولت می آیند و با دولت بعدی می روند نمی توانند در زمینه فرهنگ سیاستگذاری و کار اجرایی کنند.

ایجاد یک قوه چهارم موازی با سه قوه ی دیگر، با تشکیلات و اندیشکده ها و مراکز اجرایی خاص خود، که ریاست آن توسط رهبری منصوب گردیده و توسط ایشان نظارت و راهبری شود و مسئولیت فرهنگ و زیر شاخه های آن را بر عهده بگیرد، می تواند فرهنگ مملکت را از نداشتن متولی و یا چند متولی گری نجات دهد. سیاست های واحد اتخاذ و از سیاست های موازی و یا متضاد در عرصه فرهنگ پیشگیری کند. از رفت و آمد مدیران و متولیان فرهنگی در کوتاه مدت جلوگیری نموده و از اعمال سلیقه ای سیاست های فرهنگی جلوگیری کند. سیاست های کوتاه مدت و دراز مدت فرهنگی را برای ارتقاء فرهنگ عمومی جامعه برنامه ریزی و اجرا نماید. با تهاجم فرهنگی مبارزه ی اصولی نموده، در برابر نفوذ فرهنگی خارجی تمهیدات مناسب اتخاذ کرده و در راستای انتشار فرهنگ ایرانی - اسلامی به سایر ملل برنامه ریزی و عمل نماید.

در طی این سی و چند سال عمر جمهوری اسلامی هنوز نتوانسته ایم در مقوله فرهنگ که مهم ترین وجه انقلاب بوده به پیشرفت های مورد انتظار دست یابیم. حیطه نفوذ فرهنگی غرب و بخصوص امریکایی ها حتی تا داخل مرز های رسمی بسیاری از کشور ها و داخل خانه های مردمان آنها و قلوب بسیاری از آنها گسترانده شده است. این نفوذ که ما آن را انسان محور و مخالف با آموزه های الهی و دینی خود می دانیم، برای امریکا امنیت، ثروت و قدرت به همراه داشته است. اگر ما اعتقاد داریم مواضع و اعتقاداتمان بر حق و الهی است - که هست - باید تلاشی بیش از قدرت های استکباری برای تسخیر قلوب مردم سرزمین خود و سایر ملل داشته باشیم. شاید با ایجاد قوه چهارم و توکل به قدرت لایزال الهی این کار صورت گیرد.

 

   + سید مجید - ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٢