آنچه او در خشت خام می دید!

 

با امریکایی ها چگونه برخورد کنیم؟

این سئوالی است که بعد از انقلاب اسلامی همیشه در ذهن سیاستمداران بوده و اظهار نظرهای فراوانی پیرامون آن صورت گرفته است. عده ای قائل به وادادگی و دوستی با امریکا بوده اند. عده ای نیز معتقد بوده اند بدون وادادگی باید با آنها مذاکره کرد و اختلافات را با مذاکره حل کرد. عده ای هم هر گونه مذاکره با امریکا را شروع وادادگی در برابر این دولت مستکبر می دانند.

سابقه نشان داده امریکا در برابر یک ملت واداده برخورد ارباب و رعیتی دارد و به آن حکومت اجازه ی آب خوردن بدون اجازه نمی دهد. چنانکه محمدرضا شاه اینگونه بود. همچنین مذاکرات بیش از ده ساله ی هسته ای نشان داده آنها شدیدا در پی کشاندن ایران به پای میز مذاکره مستقیم هستند و از این مذاکرات فقط و فقط دیکته کردن نظرات خود را دنبال می کنند. در دو مقطع که ایران با حسن نیت برای برطرف کردن ابهامات طرف مقابل به صورت داوطلبانه امتیازاتی را به طرف مقابل داد٬ آنها قدمهای خود را جلوتر گذاشتند و امتیازات بیشتری را طلب کردند. و البته در زمانی که ایران محکم ایستاد و امتیازی نداد آنها عملا هیچ غلطی نتوانستند بکنند.

راه حل را امام راحل (ره) بیش از بیست سال قبل بیان کرده اند و امروز برای ما مشخص می شود که آنچه ایشان در خشت خام می دیدند٬‌سیاستمداران ما هنوز هم در آینه نمی بینند.

امام خامنه ای در خاطره ای که برای مرحوم علی اکبر پرورش تعریف کرده اند اینگونه برخورد امام با دولت مستکبر امریکا را تشریح می کنند:

در اواخر جنگ به ما اطلاع قطعی دادند که ناوگان دریایی آمریکا در حال حرکت به سمت خلیج فارس است. این خبر خیلی مهمی بود، من هم به آقای هاشمی و به چند تای دیگر گفتم و به این نتیجه رسیدیم که باید برویم به امام اطلاع بدهیم. به احمد آقا تلفن کردیم و 5-6 نفری رفتیم خدمت امام. در آن جلسه آقای هاشمی، آقای موسوی اردبیلی، من و چند تا از فرماندهان نظامی حاضر بودیم.

 


امام فرمودند چه شده که دیر وقت آمدید؟ گفتیم ما آمدیم یک خبری را خدمتتان عرض کنیم. گفتیم که آقا ما اطلاعاتی که داریم نشان می دهد ناوگان دریایی آمریکا دارد به سمت خلیج فارس می‌آید. آمدیم ببینیم که نظر شما چی است؟

امام فرمودند که این ناوگان چقدر به ما نزدیک است؟ گفتیم مثلا حدود 500 کیلومتر فاصله دارد. بعد امام گفتند که این ناوگان دریایی را رصد کنید همین که نزدیک شد دو تا موشک به آن شلیک کنید. با موشک هایی که دارید بزنیدش. نظامی های جلسه گفتند که بله آقا ما می‌توانیم بزنیم، اما این ناو آمریکا است و مساله خیلی حساس است. اما امام فرمودند دو تا موشک پشت سر هم شلیک کنید.

خلاصه هرچی در آن جلسه گفته شد، امام گفتند که دو تا موشک شلیک کنید. خود ماها یک مقدار تعجب کردیم و برایمان باورکردنی نبود. دائم در جلسه من و آقای هاشمی به هم نگاه کردیم. امام دیدند که مثل این که جلسه برای شلیک موشک مجاب نشد. فرمودند که نظر من همان است اما شور کنید، به هر نتیجه‌ای که رسیدید من هم قبول دارم. البته نظر من همان است که گفتم، اما اگر به نظر دیگری رسیدید همان را انجام بدهید.

موقعی که داشتیم از محضر امام خارج می‌شدیم، امام گفتند که آقای خامنه ای شما بمانید، من برگشتم. امام فرمودند من هنوزم نظرم همان شلیک دو موشک است.

 


این را بدانید که هر وقت بخواهید با آمریکا و انگلیس مسامحه کنید، فشارشان را بیشتر می کنند. بهترین کار با آمریکا این است که با شجاعت و شهامت با آن برخورد کنید. شما بعد از من یادتان باشد که با آمریکا نباید مسامحه کرد. باید با آن برخورد محکم کرد و نترسید که هیچ غلطی نمی تواند بکند.

امام اینها را به من گفتند و ما آمدیم بیرون.

 

پس از امتیاز دادن در دولت خاتمی و معاهده ی ننگین سعدآباد و تعطیلی مراکز هسته ای آنها به ما لقب " محور شرارت " را دادند. پس از امتیازاتی که در توافق نامه ی ژنو از ما گرفتند تا تحریم ها را لغو کنند گفتند زمانی آنها را برمی داریم که مراکز هسته ای شما تعطیل شود٬‌ حقوق بشر شما مطابق با خواسته های ما شود٬‌ موشک هایتان را از بین ببرید٬‌ دست از حمایت حزب الله و فلسطین بردارید!

و این همان بود که امام خامنه ای آن را پیش بینی کرده بودند.

 

رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای:

 یکى از ترفندها و خلاف‌گویى‌ها این است که این‌جور القا کنند به افکار عمومى مردم که اگر ما در قضیّه‌ى هسته‌اى، تسلیم طرف مقابل شدیم، همه‌ى مشکلات اقتصادى و معیشتى و غیره حل خواهد شد؛ این را دارند تبلیغ میکنند. البتّه تبلیغاتچى‌هاى خارجى با شیوه‌هاى کاملاً ماهرانه‌ى تبلیغاتى خط میدهند، در داخل هم بعضى از روى ساده‌لوحى و بدون اینکه نیّت سوئى داشته باشند، بعضى هم واقعاً از روى غرض همین را دارند تبلیغ میکنند که اگر ما در این قضیّه کوتاه آمدیم و تسلیم شدیم در مقابلِ طرف مقابل، همه‌ى مشکلات اقتصادى و مانند اینها حل خواهد شد؛

این خطا است. چرا خطا است؟ چند علّت دارد. من مایلم شما جوانهاى عزیزمان٬  هم شما که در این جلسه تشریف دارید، هم قشر جوان فرهمند ما، قشر جوان آگاه ما، جوان پرانگیزه‌ى ما، دانشجویان ما، دانش‌آموزان ما در سرتاسر کشور که من یک‌وقت گفتم شماها افسران جنگ نرمید - فکر کنید روى این مسائل.
 یک مسئله این است که دشمنى آمریکا با ملّت ایران و با جمهورى اسلامى اصلاً حول محور هسته‌اى نیست؛ این خطا است اگر خیال کنیم که دعواى آمریکا با ما سرِ قضیّه‌ى هسته‌اى است؛ نه، قضیّه‌ى هسته‌اى بهانه است؛ قبل از اینکه مسئله‌ى هسته‌اى مطرح باشد، همین دشمنى‌ها، همین مخالفتها از اوّل انقلاب بود؛ اگر یک روزى هم مسئله‌ى هسته‌اى حل شد - فرض کنید جمهورى اسلامى عقب‌نشینى کرد؛ همان‌که آنها میخواهند - خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانه‌ى دیگر را به‌تدریج پیش میکشند:

چرا شما موشک دارید؟ چرا هواپیماى بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستى بدید؟ چرا رژیم صهیونیستى را به رسمیّت نمى‌شناسید؟ چرا از مقاومت در منطقه‌ى به قول خودشان خاورمیانه حمایت میکنید؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟

مسئله این نیست که اینها سرِ قضیّه‌ى هسته‌اى با جمهورى اسلامى اختلاف پیدا کرده باشند؛ نه، تحریم آمریکا از اوّل انقلاب شروع شد، روزبه‌روز هم بیشتر شده است، تا امروز که خب به نقطه‌ى بالایى رسیده.

   + سید مجید - ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ دی ۱۳٩٢