امان از سیاستمداران ساده لوح!

.

"ریشه حوادث 88 را باید در بد اخلاقی مناظرات انتخاباتی جستجو کرد"

 

این جدیدترین اظهار نظر یک فعال سیاسی اصلاح طلب است که سابقه نمایندگی مجلس٬ دبیر کلی یک حزب اصلاح طلب و مدیر مسئولی یک روزنامه ی زنجیره ای اصلاح طلب را نیز در کارنامه خود دارد.

 

 

با توجه به این جمله ی مشعشع می توان سطح برداشت یک سیاستمدار اصلاح طلب و توان تحلیل مسائل توسط او را بررسی کرد. به نظر ایشان ریشه فتنه 88 ٬که ایشان آن را "حوادث" می دانند٬ بداخلاقی های آقای احمدی نژاد در مناظره های انتخاباتی است. یعنی:

 

- اگر موسوی قبل از انتخابات در مصاحبه با مجله تایم از فشار به رهبری با تجمعات خیابانی برای تقسیم قدرت گفته بود٬ تقصیر بد اخلاقی احمدی نژاد در مناظرات بود.

 

- اگر موسوی کمیته صیانت از آرا را برای ایجاد شبهه و القای دروغ تقلب در انتخابات از چند ماه قبل از برگزاری انتخابات به راه انداخته بود تقصیر بد اخلاقی احمدی نژاد در مناظرات بود.

 

- اگر موسوی چند ساعت قبل از پایان زمان رای گیری خود را برنده ی قطعی انتخابات دانست٬ تقصیر بد اخلاقی احمدی نژاد در مناظرات بود.

 

- اگر زن هاشمی رفسنجانی در صبح رای گیری مردم را به اغتشاش و ریختن به خیابان فراخواند٬ تقصیر بد اخلاقی احمدی نژاد در مناظرات بود.

 

- اگر دروغ تقلب در انتخابات بدون حتی یک سند توسط سران فتنه مطرح شد٬‌تقصیر بد اخلاقی احمدی نژاد در مناظرات بود.

 

- اگر سران فتنه به امر ولی فقیه تمکین نکردند و شتر فتنه گری خود را راندند باز هم تقصیر بد اخلاقی احمدی نژاد در مناظرات بود.

 

- اگر عده ای در اغتشاشات بعد از انتخابات اصلاً کاری به احمدی نژاد نداشتند و فحش های خود را نثار نظام کردند٬ تقصیر بد اخلاقی احمدی نژاد در مناظرات بود.

 

- اگر جزوه های اغتشاش و براندازی نظام و ... از منزل بزرگان فتنه یافت شد٬‌ تقصیر بد اخلاقی احمدی نژاد در مناظرات بود.

 

- اگر بد ترین تهمت ها به نظام زده شد و چهره نظام در جامعه ی جهانی مخدوش شد٬ تقصیر بد اخلاقی احمدی نژاد در مناظرات بود.

 

- اگر دشمن در تحریم ها و جری شدن برای آوردن فشار بیشتر به مردم انگیزه پیدا کرد٬ تقصیر بد اخلاقی احمدی نژاد در مناظرات بود.

 

- و هزاران اگر دیگر...

 

به این سیاستمداران ساده اندیش باید گفت اگر شما نسبت به شخصی بغض دارید و یا از او بدتان می آید و یا حتی به او انتقاد دارید یا می خواهید سر به تنش نباشد٬‌چرا حقیقت های تاریخی را می پوشانید و واقعیت ها را کتمان می کنید؟ چرا تحلیل های دروغ به خورد مردم می دهید؟ تا کی می خواهید با این بازی ها حق و حقیقت را بپوشانید و آدرس غلط بدهید؟

مردم در نه دی 88 به خوبی مقصر فتنه ی آن سال را یافتند و به خوبی از خجالت هشت ماه مزاحمتشان در آمدند. اگر یک نفر را در آن جمع میلیون نفری در سراسر کشور یافتید که تحلیل شما از سال 88 را داشته باشد می توانید تمامی این متن نوشته شده را رد کنید.

در جواب سیاستمدارانی چون شما تنها می توان گفت:

امان از سیاستمداران ساده لوح!

.

   + سید مجید - ٩:۱٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ دی ۱۳٩۳

آقازاده! از تاریخ عبرت بگیر!

 

آیت الله بهجت: «همیشه از خدا بخواهیم که عاقبت ما را ختم به خیر کند.»

 

 

 یک کسی یک عمری پروانۀ امامش می‌شود آخر سر امامش را می‌کُشد، این است که ابن ملجم مثل پروانه بود برای امیرالمؤمنین، به راستی این کدام عیب پنهان است که یک روزی رو می‌آید، این کدام ضعف ایمان است که یک روزی خودش را نشان می‌دهد، این کدام گناه استغفار نشده است که یک روزی پدر صاحب بچه را در می‌آورد، این کدام خوبی غرور یافته است؟

 

----

آنکه علی (ع) را به شهادت رساند، تفکری بود که ابن ملجم، تنها یک نماینده ی کوچک آن بود.

تفکری که منحصر به دوران امام علی (ع) نبود. بلکه هم در زمان پیامبر(ص) ریشه های آن بچشم می خورد و هم پس از امام علی (ع) در مقاطع مختلف تاریخی متأسفانه نقش غیر قابل انکاری در منحرف نمودن بسیاری از جریانات اسلامی حتی در دوران معاصر داشته است.

 این تفکر همواره از شدت افراطی گری چهره ای زشت و مطرود از دین را به نمایش گذاشته و بحران آفرین بود است.

و افراط یعنی آن که می خواهد جلوتر از امام خود حرکت کند.

تفکری که در نهایت بی تدبیری، قادر به تمایز میان دوست و دشمن نیست، اولویت های جامعه اسلامی را تشخیص نمی دهد، تنها خود را معیار و ملاک دینداری می داند و به راحتی برچسب کفر بر دیگران می زند و آنها را از دایره ی اسلام خارج، و کمر به حذف هر که غیر خود می بندد و در نهایت حماقت، معادلات سیاسی را به نفع دشمنان اسلام تغییر می دهند.

 یکی دیگر از مسایلی که می تواند در این واقعه بسیار عبرت آموز باشد، محل و نقطه انحراف کسی است که در وصف او گفته اوبودند: "و کان یسارع فی حوائج أمیر المؤمنین (علیه السلام) و خدمته،"  یعنی او در کارهای حضرت از دیگران سبقت می گرفت و به ایشان خدمت می کرد.

 و تمامی منابع متفق القولند که ابن ملجم به فرایض دینی پایبند بوده و اثر سجده بر روی پیشانی اش معلوم بوده است.

 و سرانجام سحرگاه نوزدهم رمضان سال چهلم هجرى در محراب مسجد کوفه، ابن ملجم با شعار «الحکمُ للّه ‏یا على ‏لا لَکَ»؛ (حکم فقط از آن خداست نه از طرف تو اى على)، شمشیرش را مقابل امام علیه‏ السلام بلند کرد...

الا لعنت الله علی القوم الظالمین!

-----

انتخابی از مطالب خانم زهره صادقی به مناسبت سخنرانی آقازاده ای در دانشگاه فردوسی مشهد.

   + سید مجید - ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳

سنتی که هرگز تغییر نمی کند!

شیطان بزرگ همیشه ما را از عدم توافق در مزاکرات انذار داده است. همیشه ما را به همه ی گزینه های روی میزش تهدید کرده است. شیطان٬‌شیطان است و روشش ارعاب و تهدید است. اما ما دل به سنت های تغییر ناپذیر الهی داده ایم.

 

 

امام خامنه ای (حفظ):

ممکن است آمریکا خطرهائی برای کشورهای دیگر ایجاد کند؛ ممکن است دیوانگی کنند. البته من همین جا بگویم؛ ما سلاح اتمی نداریم، سلاح اتمی هم نخواهیم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان - چه آمریکا و چه رژیم صهیونیستی - برای دفاع از خودمان، در همان سطحی که دشمن حمله کند، به آنها حمله خواهیم کرد.

قرآن کریم به ما نوید داده است: «و لو قاتلکم الّذین کفروا لولّوا الأدبار ثمّ لا یجدون ولیّا و لا نصیرا. سنّة اللّه الّتی قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبدیلا».

هیچ جا در قرآن نیامده است که اگر شما شروع به جنگ کردید، حمله کردید، حتماً پیروز خواهید شد؛ ممکن است پیروز بشوید، ممکن است شکست بخورید - همچنان که در جنگهای صدر اسلام، آنجائی که مسلمانان حمله کردند، گاهی شکست خوردند، گاهی هم پیروز شدند -اما وعده داده است که اگر دشمن ابتدا به حمله کرد، آن دشمن قطعاً شکست خواهد خورد. نباید بگوئید این مخصوص صدر اسلام است؛ نه، «سنّة اللّه الّتی قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبدیلا»؛ این قانونِ الهی است.

ملت ایران عازم است، بانشاط است، در فکر تهاجم و تجاوز نیست؛ اما به هستی خود، به ثروت خود، به هویت خود، به اسلام خود، به جمهوری اسلامیِ خود با تمام وجود دلبسته و علاقه‌مند است.

 

----

وَلَو قاتَلَکُمُ الَّذینَ کَفَروا لَوَلَّوُا الأَدبارَ ثُمَّ لا یَجِدونَ وَلِیًّا وَلا نَصیرًا - سُنَّةَ اللَّهِ الَّتی قَد خَلَت مِن قَبلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبدیلًا

و اگر کافران (در سرزمین حدیبیّه) با شما پیکار می‌کردند بزودی فرار می‌کردند، سپس ولیّ و یاوری نمی‌یافتند! این سنّت الهی است که در گذشته نیز بوده است؛ و هرگز برای سنّت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت!


   + سید مجید - ۱:٤٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۳

همنشینی با خود خدا

شهادت بالاترین پاداش خداوند برای بندگان مومن و خالص اش است٬ کسانی که در آسمان ها شناخته شده تر از زمین هستند. صدایشان برای آسمانی ها آشنا و شب بیداریشان همنشینی با فرشتگان است. خداوند آنها را برای همیشه زنده می کند و نزد خود روزی می دهد. شهادت همنشینی با خود خداست.

 

شادی روحش صلوات!


وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ﴿169﴾
هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

سوره مبارکه آل عمران آیه 169

   + سید مجید - ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۳

بوی محرم...

 

السلام و علیک یا اباعبدالله

و علی الارواح التی حلت بفنائک...

 

یا لیتنا کنا معکم...

   + سید مجید - ۱:۳٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ آبان ۱۳٩۳

کجا به دنبالش می گشتی؟

آقایی افاضاتی کرده بود راجع به دفاع مقدس اون هم در هفته ی دفاع مقدس و در پاسخ به کسی که از او انتقاد کرده بود که چرا زمانی که هزاران کیلومتر از خاک وطن ات درگیر جنگ است تو در پی دفترچه ی مشق ات بودی؟

این آقای روشنفکرنما گفته است زمانی که تو جوان ها را با فیلم هایت به جنگی بی مفهوم! می کشاندی تا کشته شوند من دنبال ارزش های انسانی بودم!

بنده خطابی با این آقا دارم!

آقای روشنفکرنما و طرفدار ارزش های انسانی!

- زمانی که سربازان اجنبی به خرمشهر حمله کردند و جنایات و تجاوزاتی غیر قابل توصیف به مردم کشورت داشتند٬ تو کجا به دنبال ارزش های انسانی می گشتی؟

- وقتی که زنان و کودکان در شهرها و روستاهای کشورت با بمباران هواپیماها و موشک های دشمن کشته می شدند٬ تو کجا به دنبال ارزش های انسانی می گشتی؟

- آن روزگار که یک حیوان صفت با بمب های شیمیایی مردم سردشت و حلبچه را می می کشت٬ تو کجا به دنبال ارزش های انسانی می گشتی؟

- آن زمان که همه ی مردم مرزنشین بی خانمان و جنگ زده به دیگر شهرها فرار کردند٬ تو کجا به دنبال ارزش های انسانی می گشتی؟

استقلال٬‌ آزادی٬ شجاعت٬‌ عزت٬‌ مردانگی٬‌ ایثار٬ برادری٬‌ اینها ارزش های انسانی است که در همین جنگی که برای تو بی مفهوم بود دیده می شد.

باید هم نفهمی مفهوم جنگ را٬‌فهم تو از فیلم ها و داستان هایش مشخص است و انتظاری از تو نیست!

 

کودک وطن من آن کسی نبود که تو در فیلمت ساخته بودی٬‌کودک سرزمین من شناسنامه اش را دستکاری می کرد تا به جنگ برود٬‌کودک سرزمین من لباس رزم و پوتین اندازه ی پایش نبود٬‌کودک سرزمین من نارنجک به خود می بست تا تانک دشمن به تو نرسد و تو بتوانی در آرامش فیلمت را بسازی٬ ناموست در امان باشد و نان ات از فروش فیلمهایت به راه!

کودک سرزمین من از نویسنده ی داستان فیلم تو خیلی مردتر و فهمیده تر بود.

   + سید مجید - ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ مهر ۱۳٩۳

تن ات به ناز طبیبان نیازمند مباد

فدای رهبری که حتی برای درمان اش هم مدبرانه رفتار می کند. 

اعلام قبلی٬ گزارش سریع٬‌ بیمارستان دولتی٬‌ درخواست دعای خیر٬ لبخندی دیدنی!

دل مردم آرام٬ دهان بدخواهان بسته٬ شایعات تعطیل٬‌ دشمن خلع سلاح!

 

 

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست

به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

   + سید مجید - ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۳

باز هم ثابت شد: مقاومت جواب می دهد

بلاخره پنجاه و چند روز حملات وحشیانه رژیم غاصب صهیونی به باریکه ی غزه با کشتن بیش از دوهزار نفر و مجروح ساختن ده هزار نفر و تخریب شدید خانه ها٬ مدرسه ها٬ بیمارستان ها و زیرساخت های غزه با قرار آتش بس دائم پایان یافت.

 

 

رِژیم کودک کش صهیونی با هدفی این جنگ را آغاز کرد و اکنون پس از دو ماه به هدفش که نابودی سلاح مقاومت بود نرسید و این یعنی شکست بزرگ. در ضمن اتفاقاتی دیگر نیز در این زمان برایش رقم خورد که هر کدام خود شکستی بزرگ محسوب می شود.

- شکستن ابهت پوشالی ارتش این رژیم زمانی که نتوانست از پس باریکه ی غزه برآید.

- امیدوار شدن مجاهدان فلسطینی به شکست این رژیم غاصب در آینده و بازبس گیری سرزمین خود از او

- منفور شدن بیش از پیش رژیم جنایتکار در اذهان مردم دنیا

- نا امن شدن شهرک های صهیونیست نشین و مهاجرت معکوس

- شروع اعتراضات داخلی و نارضایتی صهیونیست های مقیم فلسطین اشغالی

-  تسلیم به خواسته ها و شروط مقاومت

- پایان محاصره ی هشت ساله غزه و شروع باز سازی آن

- و اثبات اینکه مقاومت حتی با دستان خالی هم جواب می دهد.

این موارد تنها بخشی از نتایج حمله ی احمقانه و وحشیانه ی این رژیم به باریکه ی غزه است که به یک خودزنی بیشتر شبیه بود تا نابودی دشمن!

---

حدود یک ماه قبل بود که مقاله ای در سایت عصر ایران منتشر شد که به تخطئه ی دکتر جلیلی و مجیز گویی دکتر ظریف در مذاکرات هسته ای پرداخته بود. نویسنده با ذکر دلایلی که برای خودش حتماً منطقی به نظر می آمده دکتر جلیلی را در مذاکرات ناموفق و دکتر ظریف را موفق خوانده بود. احتمالاً اگر با دیدگاه این فرد به شرایط امروز غزه نگاه کنیم غزه را شکست خورده٬ ‌باریکه ی ویران شده٬‌ مردم عزیز از دست داده٬‌ زیرساخت های نابود شده را می بینیم و اگر با دیدگاه مردم غزه که دیشب با ریختن به خیابان ها شادمانه پیروزی خود را جشن گرفته بودند به غزه نگاه کنیم شکست رژیم غاصب را!

این تفاوت دیدگاه در پرونده ی هسته ای و نوع مواجهه با آن نیز امروزه بین دو گروه "دلواپسان" و "دلآرامان" وجود دارد. منتقدان توافق ضعیف ژنو معتقداند که در و گوهر داده ایم و آبنبات گرفته ایم. آنها معتقداند که طرف مذاکره در زمان دکتر جلیلی و با مقاومت تیم مذاکره هسته ای و پیشرفت روز افزون صنعت هسته ای همه ی گزینه های روی میزش را استفاده کرده بود و دیگر چیزی برای اعمال بیشتر نداشت و در حال عقب نشینی بود. در حالیکه با آمدن دولت جدید و تغییر سیاست ها و با رفتار ساده انگارانه ی حسن نیت و تعامل دولت جدید و عقب نشینی از مواضع قبلی٬ طرف مذاکره نفس تازه ای کشید و مرحله به مرحله جلوتر آمد تا اینکه امروز حذف تحریم ها را منوط به حل بحث موشک ها و حقوق بشر می داند تا بعد از اعتمادسازی ایران و در پروسه ای بیست ساله به سمت کم شدن تحریم ها حرکت کنیم. و ما چه بدست آورده ایم؟ مقداری از پول های خودمان٬‌قطعات خودرو و هواپیما!

 

 

اگر همین حرکت تیم مذاکره ی هسته ای را مردم غزه می خواستند انجام بدهند آیا الان جایی به نام غزه باقی مانده بود؟ تسلیم می شدند. موشک ها و مجاهدانشان را تحویل می دادند. مرزهایشان را به روی دشمن باز می کردند و سرزمینشان را تحویل او می دادند و در عوض دشمن به آنها حمله نمی کرد. تعدادی کشته نمی شدند و ساختمان هایشان سالم می ماند.

این تحلیل و محاسبه در ذهن کسانی شکل می گیرد که به آیات و وعده های خدا ایمان ندارند و خود را صاحب خرد و عقل کل می دانند. در نتیجه همه ی محاسباتشان مادی و دنیاگرایانه است.

اما مردم غزه به وعده های الهی باور داشتند و درست در زمانی که اکثر هم زبانان آنها به آنها خیانت کرده بودند شعار آنها این بود "خدا مارا بس است".

آنها به "والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا" ایمان داشتند.

آنها به "الذین قالو ربناالله ثم استقاموا" اعتقاد داشتند.

آنها به "و من یتق الله یجعل له مخرجا" باور داشتند.

آنها حالا و پس از مقاومت جانانه ی خود٬ به چشم نصرت الهی و پیروزی بر ارتش تا بن دندان مسلح صهیونی را دیده اند و بر یقین شان پس از محقق شدن وعده های الهی افزوده شده است.

تفاوت دکتر جلیلی و برخی دیپلمات های نیویورکی در این است که او و تیمش به نصرت الهی اعتقاد داشتند اما اینها به تجربه و تخصص خود دل خوش دارند. آنها با آنکه متخصص بودند همه چیز را به خدا واگذار کرده بودند تا نصرت خدا شامل حالشان شود و به دستور خدا در برابر زیاده خواهی ها استقامت می کردند. ولی اینها خود را بیشتر قبول دارند. باور به خدا در کسی که هشت سال در دفاع مقدس نصرت الهی را به چشم دیده با کسی که هشت سال در نیویورک از میدان های جنگ فرسنگ ها دور بوده مسلماً متفاوت است.

 

درسی که مقاومت غزه به تیم مذاکره کنونی هسته ای ما داد٬‌می تواند پیروزی ما را نیز در آینده رقم بزند. چیزی که ما در زمان دکتر جلیلی با دستیابی به آن فاصله ی چندانی نداشتیم. این وعده ی تخلف ناپذیر الهی است. البته اگر گوش شنوایی باشد و اگر دیر نشده باشد.

 

---

وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ

و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم.

سوره قصص - آیه 5

   + سید مجید - ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۳
← صفحه بعد صفحه قبل →