مرگ خوب است٬ برای احمدی نژاد؟

در خبرها خواندم که دو مصوبه ی "دولت تدبیر و امید" در حالی که تنها سه ماه از تاریخ تشکیل آن می گذرد٬ توسط رئیس مجلس٬ غیرقانونی اعلام و ابطال شده است.

با جستجویی ساده در سایت ها و خبرگزاری ها و روزنامه ها می توان به وضوح دید که این خبر در سایت های حامی دولت و روزنامه های زنجیره ای به کلی سانسور شده و یا خیلی خفیف به آن اشاره شده است. این در حالی است که هر بار این اتفاق در دولت قبل رخ می داد بازتاب گسترده ای در این جراید داشت و تیترها و تحلیل های زیادی در حول آن ایجاد می شد و دولت به "بی قانونی" متهم می گردید.

 

 

این برخورد دوگانه ی روزنامه های زنجیره ای و سایت های حامی دولت در برخورد با دولت خدمتگذار و دولت تدبیر و امید به خوبی نشان می دهد که منش این رسانه ها "منافقانه" است و آنها هرگز به منافع ملی توجه و دلسوزی ای ندارند و تنها به منافع حزبی و گروهی خود می اندیشند و برای رسیدن به آن از هیچ کوششی در تخریب دیگران فروگزار نمی کنند. آنها اگر در قدرت نباشند٬ دولت حاکم را به هر بهانه ای می کوبند و اگر در قدرت باشند٬‌ دیگران را به شدت با انگ های مختلف تخریب شخصیت می کنند. اگر در قدرت نباشند کوچک ترین اشتباهات و کاستی ها را بزرگنمایی می کنند و اگر در قدرت باشند٬ بزرگ ترین اشتباهات را لاپوشانی و توجیه می کنند. بر این رفتار جز "رفتار منافقانه" نام دیگری را نمی توان گذارد.

و اما دولتی که خود را "دولت تدبیر و امید" و "دولت راستگویان" نامید٬ بی تدبیری هایش٬ دروغ هایش و سایر سوء رفتارهایش به زودی مردم را "نا امید" می کند. دروغ "خالی بودن خزانه" که با برخورد منتقدانه ی بسیاری از آگاهان روبرو شد٬‌ یک بی تدبیری بزرگ در راستای مذاکرات هسته ای با دشمنان بود که دست مذاکره کنندگان را خالی کرد. برخوردهای چکشی و داس مانند در تصفیه دولتمردان قبلی و آوردن اتوبوسی همقطاران به دولت بر خلاف ادعای شایسته سالاری مطرح شده بود. ادعای انجام اقدامات عملی و تغییر محسوس در وضع معیشت مردم در صد روز تنها در حد ادعا باقی ماند. ادعای منش اعتدال در دولت تنها یک بلوف بزرگ بود و بسیاری از افراد موثر در فتنه ی 88 به دولت بازگشتند. ادعای چرخیدن سانتریفیوژ و معیشت مردم به طور همزمان هم تنها در حد یک ادعا باقی ماند و در حال حاضر بر اساس جدیدترین گزارش های آژانس بین المللی اتمی فعالیت های هسته ای ایران در سه ماه اخیر به پایین ترین حد خود رسیده است. و البته وضع معیشت مردم هم که نا گفته پیداست و رشد صعودی قیمت ها در سه ماه اخیر حفظ شده است. بی تدبیری دولت تدبیر و امید به کسری بودجه و درخواست تصویب متمم بودجه انجامیده است.

چیزی که مشخص است و در آن شکی نداریم ٬چون مشیت خداوند بر آن قرار گرفته است٬ این است که هر بلایی که بر سر دیگری بیاوریم در همین دنیا جواب آن را خواهیم دید. حال هر بلایی که منتقدان و دشمنان دولت های قبل بر سر احمدی نژاد و تیم اجراییش آوردند٬‌امروز دامن آنها را در حکومت داری خواهد گرفت و مردم مدام این مدعیان را با دولت های قبل مقایسه و رفتار و منش آنها را کنترل می کنند. زمانی می رسد که مردم قضاوت کنند کدام دولت خدمتگزارتر و کاربلدتر بود و کدام دولت فقط مدعی و شعار گرا بود.

البته ما همچنان امید داریم که این دولت از موفق ترین دولت های جمهوری اسلامی باشد. بر تحریم ها غلبه کند. معیشت مردم را بهبود بخشد و باعث افتخار همه ی ایرانی ها هم اکثریت 50.7 درصدی و هم اقلیت 49.3 درصدی باشد. چرا که ما سربلندی ایران اسلامی را می خواهیم.

 

-----

. این مطلب در سایتخبرگزاری فارس (البته با سانسور)  و سایت عمارنامه منعکس شده است.

   + سید مجید - ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳٩٢

تئاتر 5+1

 

دیشب دور دیگری از مذاکرات هسته ای ایران با 5+1 در ژنو سوییس به پایان رسید و اینبار امریکا با لبخند٬ چماق را به دست فرانسه داده بود. اینبار این وزیر امور خارجه ی فرانسه بود که مانع رسیدن به یک توافق و بیانیه ی مشترک بین طرفین مذاکره بود. گویا آدرس های غلطی که از داخل ایران مخابره شده٬ طرف غربی را به اشتباهات محاسباتی فاحشی انداخته و آنها خیال کرده اند که ایران سخت به نتیجه ی این مذاکرات نیازمند است و به همین منظور تئاتری به راه انداخته اند تا بیشترین امتیاز ممکن را از تیم مذاکره کنند ی هسته ای ایران بگیرند. آنها بارها و بارها اعلام کرده اند که تحریم ها کاهش نمی یابد؛ همه ی گزینه ها روی میز است؛ ایران باید صداقت خود را ثابت کند؛ تحریم ها اثر کرده و گارد ایران باز شده است.

 

 

با سیاهنمایی هایی که در دوران انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن از وضع مملکت صورت گرفت٬‌ با اظهار نظرهای نابجا و ناصواب برخی دولت مردان در مورد وضع اقتصادی مملکت و خزانه و ... و با تیترهای دروغ هر روزه ی روزنامه های زنجیره ای عملا این گرا به طرف غربی داده شده که تا می تواند طرف مذاکره خود را بترساند٬ معطل کند و تحت فشار بگذارد تا به خواسته های حداکثری خود برسد. به همین منظور هر یک از طرف های غربی نقشی را در تئاتر خود بر عهده گرفته اند و اینبار نقش چماق به فرانسه رسیده٬ نقش سگ پاچه گیر را طبق معمول رژیم اشغالگر اسرائیل ایفا می کند و نقش هویج را امریکا و سایرین بر عهده دارند. به نظر می رسد قرار است تا هر گاه مذاکرات به توافق نزدیک شود٬ یک کشور بر زیر میز زده و معادلات را برهم زند تا آنها یک قدم جلوتر بیایند و مذاکرات را از آنجا مجددا شروع کنند.

تیم مذاکره کننده ی هسته ای ایران که قبلا از پشت خنجر خورده و دستش توسط خودی ها خالی شده٬ جایی برای ناز کردن ندارد. ضمنا با وجود مقام معظم رهبری جای چندانی هم برای امتیاز دادن به غرب ندارد و نمی تواند از خطوط قرمز نظام عقب تر بیاید. با توجه به این وضعیت بود که دکتر روحانی دیروز و در دیدار با وزیر امور خارجه ژاپن صراحتا این پیام را به غربی ها رساند که آنها باید از فرصت استثنایی ایجاد شده توسط ایران استفاده کنند و به نوعی سعی کرد تا آنها را از عواقب نرسیدن به توافق بترساند. گویا زمانی که به دولت جدید ایران از طرف مقامات ارشد نظام داده شده محدود است و همانطور که در بیانات اخیر امام خامنه ای انعکاس داشت٬‌ علیرغم بدبینی به طرف غربی٬ یک بار دیگر ایران فرصتی را ایجاد کرده تا بهانه را از غربی ها گرفته و حجت را بر برخی طرفداران مذاکره در داخل تمام کند.

حال باید دید تئاتری که طرف های غربی با گراها و آدرس های غلطی که از برخی خود فروختگان داخلی دریافت کرده اند٬ چه نتیجه ای برای آنها دربرخواهد داشت. آنها خود به خوبی می دانند که توان حمله ی نظامی به ایران را ندارند و تحریم ها نیز تا یک مدت محدودی اثرگزار خواهد بود و پس از آن ایران مقاومت خود را در برابر آنها باز خواهد یافت. اگر ایران از رسیدن توافق با طرف غربی ناامید شود٬‌ همبستگی و اتحادی بین سیاستمداران و کارگزاران نظام در داخل ٬برای غلبه بر محدودیت ها٬ ایجاد خواهد شد و این به ضرر غرب است. در این صورت آن لحظه٬ نقطه ی پایان امتیاز دادن ایران و یا عقب نشینی تاکتیکی آن خواهد بود و همانند دوران پس از توافقنامه ی منحوس سعدآباد٬ پیشرفت های هسته ای ایران مجددا روند پیشرفت جهشی خود را بازخواهد یافت. پس این مذاکرات و رسیدن نتیجه در آن بیش از آنکه به نفع طرف ایرانی باشد به نفع طرف غربی خواهد بود. و آنها می کوشند آخرین فشارهای خود را قبل از رسیدن ایران به نقطه ی بدون بازگشت وارد آورده و آخرین رول های خود را به خوبی بازی کنند تا امتیازی حداکثری از ایران به خیال آنها تحت فشار٬ بگیرند.

 

   + سید مجید - ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٢

السلام علیک یا حضرت عشق

امروز اول محرم است!

 

 

یا اباعبدالله! داستان شما عاشقانه ترین و پاک ترین داستان تاریخ است. کاری را که ابراهیم از آن بازماند٬ شما به سرانجام رساندی٬‌ قربانی کردن عاشق برای معشوق!

و آسمان هم با گرفتن قطره قطره ی قربانی شش ماهه ات٬ گواه شد!

ای مولا! درود بر شما و همه ی کسانی که خود را در پای تو فدا کردند٬‌ از محرم 61 تا همیشه ی تاریخ.

ای کاش با شما بودیم و در این فیض عظمی جان ناقابل خود را فدایتان می کردیم.

   + سید مجید - ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٢

از شما متشکریم!

 

فردا روز ملی استکبار ستیزی و سالروز تسخیر لانه ی جاسوسی امریکا در ایران است. همه ساله با حضور دانش آموزان و دانشجویان  در محل لانه ی جاسوسی راهپیمایی و تجمعی برگزار می شود تا فراموش نشود با چه دشمن زورگو و فریبکاری روبرو هستیم.

 

 

در سال های اخیر شاید از هیجان و انگیزه ی مردم شرکت کننده در این مراسم کمی کاسته شده و این برنامه به صورت یک برنامه ی روتین و کلیشه ای در آمده بود و این البته از ضعف دستگاه های ذی ربط است وگرنه گرگ همان گرگ است٬ درنده تر و خون آشام تر سال قبل!

اما امسال٬ با سالهای قبل فرق دارد. یک سلسه اتفاقات٬‌سخنان و حرکات باعث شده تا بر انگیزه و هیجان شرکت در این مراسم و برآوردن شعار " مرگ بر امریکا" افزوده گردد. تا جایی که عده ای از مردم می خواهند با گرفتن مرخصی‌٬ بستن مغازه ها و تعطیلی کلاس ها در این مراسم شرکت کنند. 13 آبان امسال علاوه بر اینکه مشتی محکم به دهان شیطان بزرگ است٬‌ مشتی بر دهان دنباله های داخلی او و تلنگری هم به گوش عده ای ساده لوح در داخل است. به هر حال عده ای در ایجاد این هیجان و انگیزه دخیل بوده و آگاهانه یا ناخود آگاه٬ خواسته یا ناخواسته تلاش کرده اند تا مراسم امسال با شکوه تر از سالهای قبل برگزار شود که وظیفه ی انسانی٬‌ دینی و انقلابی ما ایجاب می کند تا از آنها تشکر کنیم.

- ابتدا از "آقای خاطره گو" تشکر می کنیم که با نقل خاطره های درگوشی عجیب و نامتعارف از بزرگان نظام در ارتباط با شیطان بزرگ باعث شد تا عده ای حساس شده و در سخنان و فرمایشات آن بزرگان به جستجو٬‌ کندوکاو و تعبیر و تفسیر بپردازند و با یادآوری آنها به خود و دیگران و آشنا کردن نسل سوم و چهارم انقلاب با این دشمن غدار در خواب خرگوشی فرو نروند و هر نقل و قول و خاطره ای را قبول نکنند.

- از گروه مذاکره کننده ی هسته ای ظریف و نکته سنج بسیار متشکریم که در زمان خوبی رو به مذاکره ی مستقیم با "شیطان بزرگ" آورد. درست در زمانی که همه ی گزینه ها روی میز است٬ تحریم ها تشدید می شود٬ به ملت ایران و ژن آنها توهین می شود٬‌ امتیاز گرفته می شود و داده نمی شود و ...

گروه مذاکره کننده ی هسته ای ما خواسته یا ناخواسته در حال اثبات این نکته است که امریکا قابل اعتماد نیست و مذاکره با او فایده ای برای ما ندارد.

- از شهرداری تهران بابت "استکبار ستیزی ستیزی" متشکریم. شهرداری با جمع کردن بیلبوردهای "صداقت امریکایی" دو نکته را به خوبی نشان داد. اول اینکه "فرهنگ جهادی" و شعار های دینی و جهادی دادن به ادعا نیست بلکه به عمل است و ما خوشحالیم که به آقای شهردار برای ریاست جمهوری رای ندادیم. و دوم اینکه جمع کردن بیلبوردهایی که مخاطبانش مردم تهران بودند٬ اکنون در معرض دید مردم در سایر شهرها٬‌ رسانه های مجازی٬‌ رسانه های معاند قرار گرفته و حتی روی میز رئیس "شیطان بزرگ" هم رسیده است. این نشان می دهد که با یک عمل تخریبی می توان برد یک کار فرهنگی را افزایش داد و این کاری بود که شهرداری تهران به خوبی از عهده ی آن بر آمد.

- تشکر بعدی مخصوص ادوارد جوزف اسنودن مامور فراری یا فراری داده شده ی سازمان جاسوسی امریکاست. او که به صورت مشکوکی فرار کرده و الان آزادانه در دنیا می چرخد و بر علیه دستگاه امنیت ملی امریکا دست به افشاگری می زند و کسی کاری به کار او ندارد!!! زمان بسیار خوبی را برای افشاگری در مورد فعالیت های جاسوسی سفارت خانه های امریکا در اروپا انتخاب کرده است. درست در نزدیکی 13 آبان.

زمانی عده ای منتقد تسخیر لانه ی جاسوسی بودند و حتی عده ای از دانشجویان تسخیر کنند ابراز ندامت کرده و عذرخواهی نموده بودند٬ اما امروز چیزی را که ما سی و چند سال قبل فریاد می زدیم اروپایی ها با همه ی وجود لمس می کنند. امریکایی که به دوستان خود رحم نمی کند و سفارت خانه های او در سایر کشورهای متحدش محل جاسوسی است با دشمنان خود چه رفتاری خواهد داشت؟

- و در نهایت تشکر از خود شیطان بزرگ که اگر هر چه تلاش می کردیم تا این خوی وحشیانه و قلدرمئابانه و موذیانه اش را به عده ای در داخل و افکار عمومی در دنیا نشان دهیم٬‌آنچنان که خود او این کار را کرده٬ نمی توانستیم. او خود نقش بزرگی در ایجاد شعار " مرگ بر امریکا" و گسترش آن در جهان ایفا نموده است.

 

مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین

 

-----

. این مطلب در سایت خبرگزاری فارس (البته با سانسور)  و سایت عمارنامه منعکس شده است.

   + سید مجید - ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٢

اگر پدرش زنده بود...

امروز "سید علیرضا بهشتی" فرزند شهید دکتر بهشتی و از عوامل فعال فتنه ی 88 در مصاحبه با روزنامه ی زنجیره ای "قانون" بیان داشته است:‌

"اگر پدرم زنده بود٬‌ افراطیون او را تحمل نمی کردند"

 

 

ما هم با ایشان کاملا موافقیم. پدر مظلوم ایشان از خدمت رسانان حکومت اسلامی بود و خدمات شایانی را در راه استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی و بنیان دستگاه قضایی آن ارائه دادند و در خدمت به نظام مقدس از هیچ کوششی دریغ نکردند و در این راه از ملامت و توهین هیچ مخالفی به ستوه نیامدند و همیشه در برابر آماج تخریب ها و توهین ها و تهمت ها آیه ی شریفه ی " ان الله یدافع عن الذین آمنوا.." بر زبان داشتند.

ایشان در زمان ریاست جمهوری بنی صدر بیشترین توهین ها را از جانب طرفداران او و منافقین تحمل کردند. کسانی که در ادامه در برابر نظام مقدس اسلامی ایستادند و خیانت های فراوانی را به ملت و مملکت اعم از ترورها٬ دشمنی ها٬ دوستی و مزدوری با دشمنان مردم ایران را در کارنامه ی ننگین خود به ثبت رساندند. شهید بهشتی نهایتا توسط همین خائنین به درجه ی رفیع شهادت نائل آمدند.

این داستان در سال 88 نیز تکرار شد. در آن سال نیز عده ای دیگر که نفاق خود را تا آن روز پنهان کرده بودند٬ بر ولی فقیه زمان و نظام مقدس اسلامی شوریدند و در حالیکه ادعای قانون مداری آنها گوش افلاک را کر کرده بود به انواع و اقسام قانون شکنی ها متوسل شدند تا خواست و نظر خود را به جای رای مردم بنشانند. در این راه از هیچ حربه ی ناجوانمردانه ای هم فروگزار نکردند. یکی از این افراد همین فرزند ناخلف شهید بهشتی مظلوم بود. این فرد در آن ایام که از مشاوران و نزدیکان یکی از سران فتنه به شمار می آمد وظیفه ی "کشته سازی" و تهیه ی لیست کشته ها را برای بازی روانی با ذهن مردم  عهده دار شد و لیستی با بیش از 72 نفر کشته تهیه و به خوراک تبلیغاتی بر علیه نظام اسلامی تبدیل کرد و این درحالی بود که تمامی نامهای آن لیست یا خیالی بودند و یا زنده!!

این افراد که حقیقتا واژه ی " افراطی " برازنده ی وجود فتنه گرشان است٬ برای زنده ها ختم گرفته و در آن شرکت کردند. جزوات براندازی تدوین و برنامه ی مدونی برای ادامه ی آشوب ها تهیه کردند. آشوب و اغتشاش را بیش از هشت ماه ادامه دادند. مملکت و مردم آن را در استرس و نگرانی نگه داشتند و عده ای را با دروغ "تقلب" به توهم واداشتند. و حتی یک برگ سند بر وقوع تقلب در انتخابات رو نکردند.

آنها مصرانه خواستار ابطال انتخابات شدند و هرگز به راه های قانونی تن ندادند. فرزند شهید بهشتی یکی از همان افرطیونی بود که با وجود اختلاف 11 میلیونی بین فرد پیروز انتخابات و کاندیدای آنها٬ تن به قانون نداده و بر آتش آشوب و اغتشاش دمید.

کاملا مشخص است که مرد مظلوم قانون و قانون مداری "شهید بهشتی بزرگ" اگر امروز بود٬‌ افراطیون قانون ستیز در مقابل او می ایستادند و توهین هایی را که نثار همه ی ارکان نظام کردند را نثار او نیز می کردند. و چه بسا شهید بهشتی هم به جرگه ی علمایی می پیوست که ارتباط خونی و فامیلی را فدای پابرجایی اسلام و تنها حکومت اسلامی شیعی می کرد.

وَ سَیعلَمُ ‌الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون

 

-----

. این مطلب در سایت خبرگزاری فارس ٬ خبرگزاری دانشجو ٬ بخش وبلاگستان صابرنیوز  و سایت عمارنامه منعکس شده است.

   + سید مجید - ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ آبان ۱۳٩٢

الحمدلله٬ همین!

 

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابی طالب

و اولاده المعصومین علیهم السلام

 

 

ای پروردگار مهربان من٬ مرا خلق کردی٬ از روح خود در من دمیدی٬ مرا به این دنیا فرستادی٬ روزی مرا رساندی٬‌ برایم پدر و مادری قرار دادی تا رشد کنم٬ برایم اسلام را فرستادی و مرا به سوی خود خواندی٬‌ پیامبر خوبی ها را مهربان تر و دلسوز تر از هر کس برای هدایتم مامور کردی و در روز غدیر دین مرا تکمیل کردی و نعمت را بر من تمام. پس من چگونه این همه نعمت تو را شکر گویم که اگر همه ی عمر را به عبادت تو مشغول شوم شکر یکی از هزار نتوانم کرد. پس با زبان قاصر خویش می گویم:

الحمدلله!

و

تو بپذیر!

 

----

عید سعید غدیر بر همه ی شیعیان و ولایتمداران٬ و بر همه ی آنها که خدا و رسولش را مطیع هستند مبارک!

   + سید مجید - ٤:۳٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱ آبان ۱۳٩٢