کیاستتان کجاست آقای هاشمی؟

 

زمانی را به یاد داریم که آقای هاشمی٬ هاشمی انقلاب بود. البته فارغ از برخی خودرایی هایی که همان زمان هم داشت و فارغ از بعضی عدم تمکین ها به نظر ولی فقیه زمان٬‌او همان هاشمی انقلابی و زحمت کش بود.

او سیاستمداری باکیاست بود که به خوبی دوست و دشمن را از هم تمیز می داد و به موقع موضع درست اتخاذ می کرد و در تریبون نماز جمعه به مردم آگاهی و بصیرت می بخشید. بخوبی به یاد داریم که دشمنان او را یار غار امام خامنه ای می دانستند و سیل دشنام ها و القاب زشت و تهمت ها را نثارش می کردند. اصلاح طلبان او را عالیجناب سرخپوش خطاب کرده و عامل قتل های زنجیره ای می دانستندش. در روزنامه های زنجیره ای شان حسابی او را تخریب می کردند و کاندیدای رقیب را مورد تایید او دانسته و با تخریب هر دوی آنها کاندیدای خود را به پیروزی رساندند.

 

هر چند در همان زمان انقلابی ها و حزب اللهی ها از او و دولت تکنوکرات او دل خوشی نداشتند اما باز هم او را سیاستمداری زیرک در مسیر انقلاب می دانستند.

در کل دوران حکومت اصلاحات بر دولت و مجلس٬‌ هاشمی تخریب و تخفیف شد. اما با شکست سنگین اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم ورق برگشت.

اصلاح طلبان که به دلیل حرکات افراطی و مواضع و افعال ضد انقلابی خود انقلاب را از مسیر اصلی خود خارج کرده و با پاسخ قاطع ملت روبرو شده بودند٬‌ ابتدا این شکست را باور نمی کردند اما در انتخابات های آتی و کمتر شدن اقبال مردم به آنها به این نکته پی بردند که مردم گفتمان انقلاب را می پسندند و اقبال مردم به کاندیدایشان در انتخابات هفتم نیز به دلایلی غیر از اقبال به گفتمان اصلاح طلبی بوده است. آنها در انتخابات هفتم گروهی را به خاطر سیادت کاندیدایشان و گروهی را به دلائل گرایش‌های فرهنگی و گروهی را به دلیل خستگی آنها از دوران آقای هاشمی توانستند جذب نمایند. اما این گروه کوچک ناشناخته برای مردم٬ در طی هشت سال دست خود را رو کرد و منش خود را برای مردم آشکار ساخت.

اصلاح طلبان که هیچگاه تعریف درستی از اصلاح طلبی را ارائه نداده بودند٬‌در آخرین تلاش خود کوشیدند تا با استفاده از یک چهره ی نسبتا محبوب و البته فرا جناحی از دید مردم٬ خود را در انتخابات دهم به قدرت بازگردانند و البته خود را آماده ساختند اگر این بار هم شکست خوردند قاعده ی بازی را به هم ریخته و از حکومت امتیاز بگیرند. اما اینبار هم شکست سخت تری متحمل شده و پس از هشت ماه آتش افروزی و فتنه توسط مردم به کلی مطرود و منکوب شدند.

آنها در انتخابات مجلس هشتم رویه ی تحریم انتخابات را در پیش گرفتند اما با بی اعتنایی مردم روبرو شده و مشارکت مردم نسبت به انتخابات مجلس قبلی افزایش یافت. تنها چهره های انگشت شماری از اصلاح طلبانی که به صورت مستقل کاندید شده بودند به مجلس راه یافتند.

این شکست سنگین به اصلاح طلبان فهماند که در بدنه ی ملت اقبالی به آنها وجود ندارد و اگر همینطور به کناره گیری از حکومت ادامه دهند نه تنها حکومت تضعیف نشده و منت آنها را نخواهد کشید٬‌ بلکه آنها به کلی از میدان سیاست حذف شده و به فراموشی سپرده خواهند شد. لذا در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم سیاست خود را تغییر داده تا از مرگ اصلاحات جلوگیری کنند. آنها ابتداعا تلاش کردند تا خاتمی را در قامت یک کاندیدا مطرح کرده و عکس العمل حکومت و مردم را رصد کنند. اما خاتمی که در دوره ی قبل با کیاستی مثال زدنی با آگاهی از شرایط جای خود را به دیگری داده بود٬ خود آگاه بود که دیگر رای گذشته را ندارد و حتی احتمال رد صلاحیت وی به دلیل خیانت های عدیده اش به ملت و خدمات ارزنده اش به دشمنان ملت بسیار زیاد است. لذا قرار شد تا تعدادی از اصلاح طلبان کاندیدا شوند تا خاتمی و اصلاح طلبان از او حمایت کنند.

از طرف دیگر هاشمی نیز که دو دوره شکست سختی از توده ی مردم خورده و بغض احمدی نژاد را در سینه داشت و حتی در سال 88 صحنه گردان فتنه لقب گرفته بود٬ سعی داشت تا در این انتخابات صحنه را با حمایت از کاندیداهایی چون روحانی مدیریت کند٬ اما اتفاقاتی دیگر رقم خورد.

اصلاح طلبان که هیچ کدام از کاندیداهای خود را در حد پست ریاست جمهوری و اقبال مردم نمی دیدند تصمیم گرفتند برای جلوگیری از حذف شدن و ورود مجدد به حکومت٬‌ هاشمی را برای ریاست جمهوری کوک کنند.

بنابراین توپخانه ی رسانه ای این جریان شروع به منجی سازی از هاشمی و دعوت از او برای کاندیدا شدن کرد. این ماموریت در بیت آقای هاشمی به فرزندانش سپرده شد تا او را به کاندیداتوری ترغیب کنند.

و سرانجام شد آنچه که باید می شد. آیت الله هشتاد ساله در آخرین لحظات ثبت نام٬ کاندیداتوری خود را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده و فرمودند برای خدمت آمده ام.

اما ایشان که زمانی به کیاست و رندی مشهور بودند هرگز نفهمیدند که آمدنشان برای خدمت به اصلاح طلبان بود نه خدمت به مردم. اصلاحات که در حال حاضر نه از اندیشۀ منسجمی برخوردار است و نه طرفداران معتقد و ملتزمی دارد که در هر صحنه‌ای به دنبال آنها باشند و خود به خوبی به این نکته آگاه است امروز پشت سر همان آقای هاشمی ایستاده‌ است که از سر تقابلِ با او رای آورد و اولین بار نیز آنها حرمتش را شکستند و با او دشمنی می‌کردند.

استاد پناهیان در زمینه ی حضور هاشمی در انتخابات نظر بسیار جالبی دارند:

"بنده تصور می‌کنم این توطئۀ برخی جریان‌های سیاسی مطرود است که می‌خواهند از مقبولیت نسبی ایشان سوء استفاده نمایند و پشت سر ایشان به میدان بیایند. این امر واضحی است که اگر آن گروه‌ها آبرویی داشتند، خود به میدان می‌آمدند. به طور کلی هرکسی احساس کند منجی مملکت است هم دربارۀ خودش و هم دربارۀ کشور اشتباه می‌کند."

اینبار اصلاحات کسی را که زمانی دشمن خود می دانست و شدیدا او را تخریب می کرد به عنوان سپری برای نجات خود انتخاب کرده و به خوبی از او استفاده ی ابزاری می کند. اصلاحات کسی را نداشت تا در قامت رقیب با سایر نماینده های مردم در انتخابات شرکت دهد٬ پس هاشمی را تهییج کرد تا علی رغم شکست های پی در پی گذشته٬‌یک بار دیگر خود را به رای مردم بگذارد.

و این بار پایانی تلخ برای یک سیاستمدار پیر رقم خواهد خورد و شکستی را که اصلاحات باید متحمل می شد بر تن هاشمی خواهد نشست. اما هاشمی که اینبار توسط خانواده و اصلاح طلبان دوره شده است دیگر هیچ نشانی از آن سیاستمدار با کیاست و دشمن شناس ندارد!

-----

نکته ی پایانی:

امیرالمؤمنین علیه السلام: مَا زَالَ الزُّبَیْرُ رَجُلًا مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ حَتَّى نَشَأَ ابْنُهُ الْمَشْئُومُ عَبْدُ اللَّهِ.

زبیر همواره مردى از ما اهل بیت بود تا آنکه پسر نافرخنده ‏اش عبد الله به جوانى رسید.

   + سید مجید - ٢:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

به یک اشاره عالی که هست عقده گشا...

 

25 اردیبهشت ماه 92

امام خامنه ای در دیدار با اقشار مختلف مردم:

آنچه ما در این سالهاى طولانى از خیرات و برکات به دست آورده‌ایم، به برکت هدفهاى انقلاب بوده است؛ هر جائى که ما کم آوردیم، عقب ماندیم، شکست خوردیم، به خاطر غفلت از هدفهاى انقلاب اسلامى و هدفهاى اسلامى بوده است.

کسانى سر کار بیایند که مصداق: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا» باشند؛

اهل استقامت، اهل ایستادگى باشند؛ زرهى پولادین از یاد خدا و از توکل به خدا بر تن خودشان بپوشند و وارد میدان شوند. شعارها را نگاه کنید، ببیند شعارهائى که تعیین میکنند، چه جور شعارهائى است؟

 

 

6 مردادماه 90

بخشی از بیانیه ی اعلام موجودیت جبهه پایداری:

بسم الله الرحمن الرحیم
انَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ (احقاف 13)

این جبهه فراتر از تفکرات حزبی و گروهی در کنار ملت فداکار، رشید و بصیر ایران اسلامی، پاسدار آرمان های انقلاب است. و خود را متعهد به مبانی مکتب امام(ره) می داند که منبعث از فقها و عقلانیت رحمانی و آموزه های قرآنی و اهل بیت علیهم السلام است.
جبهه پایداری انقلاب اسلامی وظیفه و مسوولیت خطیر خود را تلاش برای تداوم شاخص های عمده این مکتب یعنی عقلانیت، معنویت و عدالت در حول محور ولایت می داند. و به فضل و عنایت الهی همت خود را معطوف به پایداری از اصالت حرکت ملت در انقلاب اسلامی57 که تجلی آن در حماسه های سال 84 و حضور 40 میلیونی سال 88 است خواهد نمود.
بر این اساس شروع فعالیت «جبهه پایداری انقلاب اسلامی» با شعار سه شاخص مهم مکتب امام یعنی عقلانیت، معنویت و عدالت حول محور ولایت را اعلام می نماییم و کار خالص برای خدا و اطاعت از رهبری و صداقت با مردم را وجهه همت خویش قرار می دهیم...

   + سید مجید - ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢

ما٬‌امریکا و جمع آوری آرا!

 

با نزدیک شدن به موعد انتخابات ریاست جمهوری یازدهم٬ تقلای کاندیداهای بالقوه این پست برای معرفی خود و بیان دیدگاه هایشان برای نخبگان٬ رسانه ها و مردم و همراه کردن آنها با خود هر روز بیشتر می شود. در این بین برخی اظهار نظرها و وعده های ارائه شده توسط این افراد خارج از حیطه ی قدرت و مسئولیت یک رئیس جمهور است و این نشان از نا آگاهی و ساده اندیشی یک کاندیدا و یا غرض ورزی او دارد. برخی این گونه نظرات را تلاش یک نامزد برای جمع آوری رای آن هم به اصطلاح خودشان از میان آرای خاکستری می دانند و برخی نیز آن را فرستادن پالس هایی برای جذب حمایت از آنسوی مرزها. یکی از این موارد برقراری رابطه با امریکا و ابتداعا آغاز مذاکره با این دولت متخاصم است. هر کس که کوچکترین آشنایی با نظام مقدس جمهوری اسلامی٬ و سلسله مراتب مدیریتی آن و قانون اساسی داشته باشد٬‌می داند که سیاست های کلی و راهبردی نظام توسط رهبر جامعه یا ولی فقیه ابلاغ و هدایت می شود. بحث رابطه با امریکا نیز از جمله ی همین موارد بوده و از حیطه ی اختیارات رئیس جمهور خارج است. در این بین برخی از نامزدهای بالقوه ریاست جمهوری با سوء استفاده از فشار اقتصادی وارد شده به مردم و ارتباط همه ی این فشارها به تحریم های خارجی به رهبری امریکا٬ بحث برقراری ارتباط و مذاکره با امریکا را به بهانه ی کاهش فشارها و تحریم ها پیش کشیده و با بیان برخی اظهار نظر های غیر کارشناسانه ادعای برقراری ارتباط ظرف مدت 6 ماه با دشمن دیرینه ی 60 ساله ی این ملت را دارند. فارغ از اینکه این دوستان چه هدفی را از این ظهار نظرها دنبال می کنند٬‌ لازم است به آنها سابقه ی اعتماد و رابطه با امریکا در طول تاریخ دو کشور را یادآور شد:

امام خامنه ای :‌ شصت سال است که از 28 مرداد 32 تا امروز در هر موردى که با آمریکایى‌ها مسئولین این کشور اعتماد کردند، ضربه خوردند. یک روزى مصدق به آمریکایى‌ها اعتماد کرد، به آنها تکیه کرد، آنها را دوست خود فرض کرد، ماجراى 28 مرداد پیش آمد که محل کودتا در اختیار آمریکایى‌ها قرار گرفت و عامل کودتا با چمدان پُر پول آمد تهران و پول قسمت کرد بین اراذل و اوباش که کودتا را راه بیندازد؛ آمریکایى بود. تدبیر کار را خودشان هم اعتراف کردند، اقرار کردند. بعد هم حکومت ظالمانه‌ى پهلوى را سالهاى متمادى بر این کشور مسلط کردند، ساواک تشکیل دادند، مبارزان را به زنجیر کشیدند، شکنجه کردند؛ این مال آن دوره است. بعد از انقلاب هم در برهه‌اى مسئولین کشور روى خوش‌بینى‌هاى خود به اینها اعتماد کردند، از آن طرف، سیاست دولت آمریکا، ایران را در محور شرارت قرار داد. مظهر شرارت شمایید؛ شما هستید که در دنیا دارید شرارت میکنید، جنگ راه مى‌اندازید، ملتها را میچاپید، از رژیم صهیونیستى حمایت میکنید، ملتهاى بپاخاسته را در این ماجراى بیدارى اسلامى تا هر جا که بتوانید دچار سرکوب میکنید و به استضعاف میکشید و بین آنها اختلاف مى‌اندازید؛ شرارت متعلق به شماست؛ شأن شماست. ملت ایران را متهم کردند به شرارت؛ اهانت بزرگ. هر جا به اینها اعتماد شد، اینها این جورى حرکت کردند.

 


اما با تمام دشمنی هایی که امریکا در حق مردم ایران روا داشته چرا بعضی دم از مذاکره و رابطه با امریکا می زنند. این عده نتیجه ی  مذاکره با امریکا را حل مشکلات مملکت بیان می دارند. آیا واقعا اینگونه است؟

امام خامنه ای: یک عده‌اى هم از روى ساده‌لوحى بعضاً، بعضى هم از روى غرض - نمیشود انسان قضاوت قطعى نسبت به اشخاص بکند، اما کار آدم ساده‌لوح، با کار آدم مغرض، در ماهیت خود تفاوتى پیدا نمیکند - خوشحال میشوند که بله، بیایید؛ نه، اینجور نیست، مذاکره مشکلى را حل نمیکند؛ مذاکره‌ى با آمریکا مشکلى را حل نمیکند؛ کجا اینها به وعده‌هاى خودشان عمل کردند؟

اما هدف امریکایی ها از درخواست مذاکره ی مستقیم با ایران چیست و آیا آنها خواستار رفع کدورت ها و مسائل فی مابین دو طرف هستند. آیا امریکایی ها تنها هدفشان از کشاندن ایران به پای میز مذاکره عادی سازی روابط با ایران و اهداف اقتصادی است؟

امام خامنه ای: از سالهاى اول انقلاب، یکى از هدفهاى آنها همین بود که ایران را پاى میز مصالحه و بده‌بستان بکشانند؛ بگویند بالاخره دیدید ایران هم که ادعا میکرد مستقل است، ایستاده است، نترس است، شجاع است، مجبور شد بیاید بنشیند پاى میز مذاکره؟ امروز هم همین هدف را دنبال میکنند. این، مطلب مهمى است. وقتى هدف از مذاکره، یک هدفِ غیرمربوط به مسائل اساسى است، یک هدف تبلیغاتى است، خب معلوم است طرف مقابل که جمهورى اسلامى است، خام نیست، چشم‌بسته نیست، میفهمد که هدف شما چیست؛ لذا متناسب با همان نیت خودتان، جواب شما را میدهد.

مذاکره در عرف آمریکائى‌ها و قدرتهاى سلطه‌گر به معناى این است که بیائید بنشینیم گفتگو کنیم تا شما حرف ما را قبول کنید - هدف مذاکره این است - بیائید بنشینیم حرف بزنیم تا بالاخره نتیجه‌ى این حرف زدن و گفتگو کردن این باشد که مطلبى را که شما قبول نمیکردید، حالا قبول کنید.

آیا مذاکره و ارتباط با امریکا مشکلات ما را حل خواهد کرد و امریکا دست از ملت ما برخواهد داشت؟ آیا تحریم ها فقط برای کشاندن ایران پای میز مذاکره بود و تحریم ها در صورت مذاکره و ارتباط برداشته شده و موجب کاهش فشارها و در نتیجه آسایش مردم خواهد شد؟

امام خامنه ای: در تبلیغات وانمود میکنند که اگر ایران با آمریکا سر میز مذاکره بنشیند، تحریمها برداشته میشود. این هم دروغ است. هدفشان این است که با وعده‌ى برداشتن تحریمها، ملت ایران را وادار کنند که اشتیاق به مذاکره‌ى با آمریکا پیدا کند. تصور آنها این است که ملت ایران دیگر از تحریمها به ستوه آمده‌اند، پدرشان دارد در مى‌آید، همه چیز به هم ریخته است؛ پس ما بگوئیم خیلى خوب، بیائید مذاکره کنید تا تحریم را برداریم، یکهو جمعیت ملت ایران راه بیفتند که بله، بیائید مذاکره کنیم.
این حرف هم از همان حرفهاى غیر منطقى و همراه با فریب و یک وسیله‌اى براى زورگوئى است. اولاً - همان طور که عرض کردیم - اینکه میگویند بیائید مذاکره کنیم، مقصودشان از مذاکره، واقعاً یک گفتگوى عادلانه و منطقى نیست؛ مذاکره یعنى شما بیائید حرفهاى ما را قبول کنید، تسلیم شوید، تا ما تحریمها را برداریم. خب، اگر ملت ایران میخواستند تسلیم شوند، چرا انقلاب کردند؟ آمریکا بر اوضاع ایران مسلط بود و هر کار دلش میخواست، میکرد. ملت ایران انقلاب کردند براى اینکه از زیر یوغ آمریکا خارج شوند؛ حالا بیایند بنشینند باز مجدداً تسلیم شما شوند؟      
تحریمها با مذاکره برداشته نخواهد شد؛ این را من به شما عرض بکنم. هدف تحریمها چیز دیگرى است. هدف تحریمها خسته کردن ملت ایران است، جدا کردن ملت ایران از نظام اسلامى است. مذاکره هم که انجام بگیرد، اگر ملت ایران باز در صحنه باقى باشد و بر حقوق خود اصرار بورزد، این تحریمها وجود خواهد داشت.

و اما اگر مذاکره با امریکا مشکلی از ما حل نخواهد کرد٬ آیا راهی برای حل مشکلات و مسائل دو طرف وجود دارد؟

امام خامنه ای: اگر آمریکائی‌ها صادقانه میخواهند کار تمام شود، بنده راه حل را ارائه میدهم. راه حل این است: آمریکائی‌ها از دشمنی با جمهوری اسلامی دست بردارند، از دشمنی با ملت ایران دست بردارند. پیشنهاد مذاکره، حرف منطقی و متین و مستدلی نیست؛ حرف درست این است. اگر میخواهند مشکلات فی‌ما‌‌بین وجود نداشته باشد ــ که میگویند ما میخواهیم بین ایران و آمریکا مشکلی وجود نداشته باشد ــ دست از دشمنی بردارند. سی و چهار سال است که دولتهای گوناگون آمریکا با فهم غلط از ایران و ایرانی، دشمنی‌های گوناگونی را با ما طراحی کرده‌اند. از سال اول پیروزی انقلاب و تشکیل نظام اسلامی، اینها با ما دشمنی کردند؛ در زمینه‌ی امنیت، علیه امنیت ما برنامه‌ریزی کردند؛ حرکات خصمانه انجام دادند؛ علیه تمامیت ارضی ما اقدام کردند؛ از دشمنان ریز و درشت ما در طول سالهای متمادی همیشه حمایت کردند؛ علیه اقتصاد ملی ما فعالیت کردند؛ از همه‌ی ابزارها علیه ملت ایران استفاده کردند؛ و در همه‌ی اینها هم بحمد‌الله شکست خوردند؛ بعد از این هم در مقابله‌ی با ملت ایران اگر این دشمنی‌ها را ادامه دهند، شکست خواهند خورد. بنابراین بنده مسئولان آمریکائی‌ را هدایت میکنم؛ اگر دنبال راه عاقلانه میگردند، راه عاقلانه این است که سیاست خود را تصحیح کنند؛ عمل خود را تصحیح کنند و دست از دشمنی با ملت ایران بردارند.

 


اما در مواجهه با کسانی که دم از رابطه و مذاکره با امریکا می زنند٬ مردم چگونه برخوردی باید داشته باشند؟

امام خامنه ای: امروز اگر کسانى بخواهند سلطه‌ى آمریکا را مجدداً در این کشور بر قرار کنند، بخواهند از منافع ملى، از پیشرفت علمى، از حرکت مستقل صرف‌نظر کنند براى خاطر رضایت آمریکا، ملت گریبان اینها را خواهد گرفت؛ بنده هم اگر بخواهم بر خلاف این حرکت عمومى و خواست عمومى حرکت کنم، ملت اعتراض خواهد کرد؛ معلوم است. همه‌ى مسئولین موظفند منافع ملى را رعایت کنند؛ استقلال ملى را رعایت کنند؛ آبروى ملت ایران را حفظ کنند.

 

-----

. این مطلب در رجانیوز و سایت عمارنامه منعکس شده است. 

   + سید مجید - ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢

پایان احمدی نژاد!

 

روز شنبه در حالی ستاد انتخابات کشور شاهد حضورهای دقیقه نودی برخی از چهره های مشهور بود که از این بین حضور هاشمی رفسنجانی و رحیم مشایی آن هم به طور همزمان جالب توجه و تفکر برانگیز می نمود.

در این میان احمدی نژاد که خود در سال 84 با حمایت و رای مردم و حامیان گفتمان انقلابی سوم تیر شکست سختی را به هاشمی وارد کرده بود٬‌ به صورت تمام قد به حمایت از مشایی برخاسته و همراه او به ستاد انتخابات آمده بود تا علنا و عملا اندک حامیان باقی مانده اش از گفتمان سوم تیر را نیز به طور قطع از خود دور کند.

 

 

میزان استقبال از سفرهای استانی او که در مقایسه با سالهای قبل با کاهش استقبال چشمگیری مواجه شده به دلیل متوقف شدن حمایت علما و انتقاد های صریح رهبر انقلاب٬‌رو آوردن او به کارهای حاشیه ای در دولت دهم٬‌ ضعیف شدن ولایتمداری او٬‌خانه نشینی چندین روزه اش٬ حمایت بر چون و چرا از رئیس دفترش و تعدادی از رفتار های دیگر ایشان است که باعث ریزش بدنه ی اجتماعی حامی او از میان قشر فرهیخته ی انقلابی و مذهبی گردیده است. حامیان گفتمانی او به دلیل خدمات ارزنده و تلاش های خستگی ناپذیر او اندک امیدی به فاصله گرفتن ایشان از حاشیه و بازگشت به گفتمان انقلابی داشتند که همه ی آن امید اندک نیز در روز شنبه بر باد رفت.

او که بخاطر مشایی در طول دو دولت خود وزرای خدوم و متخصص زیادی را از خود رانده و از خدمتگذاری محروم کرده بود٬ و در تجلیل از او سخن ها رانده و به وی نشان لیاقت داده بود٬‌این بار پس از هشت سال برای اولین بار مرخصی گرفت تا مشایی را در ثبت نام همراهی نماید.

حال این سئوال مطرح است که احمدی نژاد فردی را که رهبر انقلاب شایسته ی معاون اولی دولت اسلامی نمی دانند به چه دلیل مناسب ریاست جمهوری می داند. آیا احمدی نژاد در طول هشت سال از شیفته ی خدمت به تشنه ی قدرت تبدیل شده و به دنبال مدل پوتین - مدودوف است؟

اما موضوع تلخی که روز شنبه قلب همه ی حامیان گفتمان سوم تیر را به درد آورد٬‌ این بود:

پایان احمدی نژاد!

 

   + سید مجید - ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٢

آقا محسن٬‌ فاین تذهبون؟

به استناد قانون انتخابات، تبلیغات انتخاباتی از زمان انتشار فهرست نامزدها توسط وزارت کشور آغاز می شود و هرگونه تبلیغات زودهنگام از ناحیه هر فرد و جناحی خلاف قانون است.

×××

قانون انتخابات کشور:

ماده 66 ـ فعالیت های انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری رسماً از تاریخ اعلام اسامی آنان بوسیله وزارت کشور آغاز و تا 24 ساعت قبل از شروع اخذ رأی خاتمه می پذیرد .

ماده واحده: استفاده از هرگونه پلاکارد ( جز در محل ستاد انتخاباتی ) ، دیوارنویسی و کاروانهای تبلیغاتی و استفاده از بلندگوهای سیار در خارج از محیط سخنرانی و امثال اینها به استثنای عکس در دو فرم و جزوه و تراکت با عکس و سخنرانی و پرسش و پاسخ از طرف نامزدهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی و طرفداران آنان ممنوع می باشد . متخلفین از این قانون از سه تا سی روز زندان محکوم می گردند .

×××

رهبر معظم انقلاب:

«انتخابات در پیش است٬... ولی برخی از همین حالا وارد این عرصه می شوند که اصلا این مسئله را تأیید نمی کنیم زیرا هر چیز باید در جای خود و وقت خود انجام شود».

×××

خبر:

دکتر محسن رضایی روز جمعه و بعد از برگزاری مراسم نماز جمعه با پای پیاده از دانشگاه تهران عازم ستاد انتخابات کشور در وزارت کشور شد و جمعی از حامیانش با پرچم و پلاکارد او را مشایعت کردند. رسانه ها این عمل دکتر رضایی را نمایش قدرت او خوانده اند. وی پیش از ورود به ساختمان وزارت کشور دقایقی را در جمع هواداران که شعار «یا اباالفضل» سر می دادند سخن گفت و سپس برای ثبت نام به همراه همسر ، برادر و افرادی مانند محسن روح الامینی وارد وزارت کشور شد.

 

×××

تحلیل:

دکتر رضایی در روز جمعه اتفاقاتی را رقم زد که در تاریخ انتخابات جمهوری اسلامی بی سابقه بوده است. وی به همراه حامیانش در یک کاروان انتخاباتی به سوی وزارت کشور برای ثبت نام رفت. این عمل او یک عمل خلاف قانون است.

وی در جمع حامیانش در خیابان به سخنرانی پرداخت که این نیز خلاف قانون است.

وی بدون مجوز وزارت کشور دست به این تجمع زد که این نیز خلاف قانون است.

عمل او و حامیانش مصداق تبلیغات زود هنگام بوده و این نیز خلاف قانون است.

و البته صلاحیت ایشان هنوز از جانب شورای نگهبان قانون اساسی تایید نشده است!

حال به نظر شما ایشان که شروع فعالیت خود را با اعمال خلاف قانون آغاز کرده صلاحیت رئیس جمهور و مجری قانون شدن را دارد؟

البته از برنامه های عجیب و غریب ایشان و قول هایی که می دهند و هیچ کدام در صلاحیت ایشان نیست بگذریم. قول هایی مانند شغل شدن سربازی٬‌ افزایش یارانه٬‌ فدرالی شدن دولت٬ و ...

-----

. این مطلب در رجانیوز و سایت عمارنامه و ویژه نامه ی خبری آن منعکس شده است.

   + سید مجید - ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

ملاک انتخاب و لشکر احساس تکلیف کرده ها!

 

کمتر از دوماه تا انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی مانده و از مدتی قبل برخی از سیاستمداران که خود را مصداق "رجل سیاسی – مذهبی" می دانند تلاش هایی را برای شناساندن خود به عنوان نامزد این پست مهم و کلیدی آغاز نموده اند. این گروه از احساس تکلیف کرده ها اکنون به جمعی بالغ بر بیست نفر رسیده اند که هر یک در سخنرانی ها و دیدارهای مردمی یا نخبگانی خود به ارائه ی دیدگاه ها٬‌نظرات و برنامه های خود و انتقاد از عملکرد دولت دهم می پردازند. فارغ از مشرب فکری و دیدگاه حزبی که هر یک از این نامزد ها را به خود وابسته و برنامه ها٬‌نظرات و انتقادات آنها را جهت دار می کند باید دید برای یکی از مهمترین مناسب جمهوری اسلامی٬ این افراد چه شاخصه ها و توانایی هایی در خود دیده اند که احساس تکلیف کرده و حضوری جدی در این آوردگاه ملی را بر خود فرض دانسته اند.

 

 

از جهت دیگر در جمهوری اسلامی انتخاب یک فرد به عنوان رئیس جمهور و اداره کننده ی کشور برای حداقل 4 سال توسط مردم هم حق است و هم وظیفه. چراکه با یک انتخاب درست و یا ناثواب تاثیر آن در کل جامعه احساس خواهد شد. پس همانطور که انتخاب یک فرد از میان نامزدها حق هر ایرانی است٬‌ انتخاب "بهترین" یا "اصلح" نیز وظیفه ای است که به عهده ی هر ایرانی می باشد. با تعدد نامزد ها انتخاب بهترین از میان آنها نیز سخت تر شده و نیاز به ملاک ها و شاخصه هایی برای امتیازدهی و سنجش نامزدها با یکدیگر احساس می شود.

در همین راستا معمولا در چند ماه باقی مانده تا هر انتخابات٬‌ رهبر معظم انقلاب به تبیین لزوم شرکت در انتخابات و انتخاب اصلح می پردازند و شاخصه هایی را نیز برای این انتخاب اعلام می کنند تا مردم بتوانند با کمک آن ملاک ها بهترین را از میان نامزدها انتخاب و برای رسیدن به ریاست جمهوری به او مقبولیت دهند.

حضرت امام خامنه ای در نوروز امسال و در سخنرانی حرم شریف رضوی به نکات مهمی در مورد اهمیت انتخاب اصلح اشاره نمودند:

خودتان تحقیق کنید، ملاحظه کنید، دقت کنید، از انسانهای مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب کنید.

-  تحت تأثیر...قرار نگیرید؛ نگاه کنید، تشخیص بدهید، اصلح را بشناسید و برای ادای تکلیف، اسم او را به صندوق رأی بیندازید.

-  مردم می توانند به همدیگر بگویند، سفارش کنند، تأکید کنند، توصیه کنند، یکدیگر را توجیه کنند و به هم کمک کنند برای شناخت اصلح.

 

 

این تاکید ایشان بر انتخاب اصلح و ادای تکلیف٬ نشان از وظیفه ی خطیر و حساس مردم در انتخاب کسی است که قرار است چهار سال سکان امور اجرایی کشور را بر عهده بگیرد و فعالیت ها٬ ‌برنامه ها٬ یاران و همکاران و حتی منش اخلاقی او می تواند تاثیر زیادی در مناسبات و زندگی اجتماعی ایرانیان بگذارد. با توجه به اهمیت این انتخاب٬ حضرت آقا ملاک ها را با توجه به نیاز روز کشور و سیاست های برنامه ریزی شده٬ نقاط قوت و ضعف دولت های پیشین و خصوصیات اخلاقی ایمانی فرد مورد نیاز برای این مقام٬‌ اعلام و از مردم می خواهند تا با بررسی دقیق و موشکافانه بهترین را انتخاب نمایند:

آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی که وجود دارد.

ما در سلسله‌‌ی دولتهائی که پشت سر هم می‌آیند، باید رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تکامل باشیم، تدریجاً بهترینهای خودمان را بفرستیم؛ هر کسی می‌آید، پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد. اینجوری باید این کشور را اداره کرد.

 

همچنین ایشان در دیدار با کارگران و فعالان بخش تولید کشور نیز به شاخصه های دیگری برای یک رئیس جمهور اشاره نمودند:

نامزد انتخابات اولاً باید به خدا و به این انقلاب و به قانون اساسى و به این مردم ایمان و اعتقاد داشته باشد؛ ثانیاً داراى روحیهى مقاوم باشد. این ملت اهداف بلندى دارد، کارهاى بزرگى دارد، تسلیم نیست، کسى نمیتواند با این ملت با زبان زور حرف بزند. کسانى که در رأس قوهى اجرائى قرار میگیرند، باید کسانى باشند که در مقابل فشارهاى دشمنان مقاوم باشند؛ زود نترسند، زود از میدان خارج نشوند؛ این یکى از شرطهاى لازم است. ثالثاً انسانهاى با تدبیرى باشند، با حکمت باشند. ما در سیاست خارجى گفتیم "عزت و حکمت و مصلحت"؛ در ادارهى کشور هم همین جور است، در مسائل داخلى هم همین جور است، در اقتصاد هم همین جور است؛ باید با برنامه، با حکمت، با تدبیر، با نگاه بلندمدت و همهجانبه، با یک هندسهى صحیح کارها را مشاهده کنند، نگاه کنند، وارد میدان شوند.              
روزمرّه فکر کردن در مسائل اقتصادى، مضر است؛ تغییر سیاستهاى اقتصادى به طور دائم، مضر است - در همهى بخشها، بخصوص در اقتصاد - تکیه کردن بر نظرات غیر کارشناسى، مضر است؛ اعتماد کردن به شیوههاى تزریقىِ اقتصادهاى تحمیلى شرق و غرب، مضر است. سیاستهاى اقتصاد باید سیاستهاى "اقتصاد مقاومتى" باشد - یک اقتصاد مقاوم - باید اقتصادى باشد که در ساخت درونىِ خود مقاوم باشد، بتواند ایستادگى کند؛ با تغییرات گوناگون در این گوشهى دنیا، آن گوشهى دنیا متلاطم نشود؛ این چیزها لازم است. رئیس جمهورى که میخواهد این کشور بزرگ را اداره کند، این راه پرافتخار را به کمک مردم و براى مردم طى کند، باید اینچنین خصوصیاتى داشته باشد. رابعاً باید تهذیب اخلاقى داشته باشد؛ نپرداختن به حواشى. اینها چیزهاى لازمى است. بنده توصیهام به همهى دولتها همیشه همین بوده است. می دانید من از دولتها و از رؤساى جمهور در طول این سالهاى متمادى همواره حمایت کردم؛ توصیه هم کردم، در موارد متعدد و زیادى از آنها توضیح هم خواستم. تکیه این بوده است که براى مردم هزینه درست نکنند، مشکل درست نکنند، دغدغهآفرینى نکنند، مردم را دچار تشویش و نگرانى نکنند؛ البته وعدهى بیخود و بىمبنا هم ندهند، درِ باغ سبزهاى بىمنطق هم باز نکنند؛ منطقى، معقول، منطبق با واقعیت و با توکل به خداى متعال حرکت را پیش ببرند؛ انشاءاللَّه در آینده  هم باید همین جور باشد.

 

با اندکی توجه و بررسی سوابق٬ سخنان و رفتارهای افراد نامزد شده و مقایسه آن با ملاک های ارائه شده توسط رهبر معظم انقلاب به راحتی می توان تعدادی از افراد احساس تکلیف کرده را از میدان رقابت خارج کرد. البته حضرت آقا با اشاره ای به این افراد فهمانده اند که میدان را برای کسانی که به این ملاک ها نزدیکتر هستند و لیاقت و توانایی این مسئولیت بزرگ را دارند خالی کنند:

ما عرض کردیم سلائق مختلف و هر کسى که احساس میکند توانائى دارد، بیاید وسط میدان؛ تودهى مردم و جمعیت عظیمِ دهها میلیونى ملت هم انشاءاللَّه وارد میدان خواهند شد؛ اما در محاسبه، آن کسانى که داوطلب میشوند، اشتباه نکنند؛ بدانند مدیریت اجرائى کشور یعنى چه. نه در ارزیابىِ نیازى که کشور به یک قدرت اجرائى دارد، اشتباه کنند، نه در ارزیابى توانِ خودشان اشتباه کنند. اگر چنانچه ارزیابى درستى انجام دادند، بیایند توى میدان؛ ملت هم نگاه میکند، انتخاب میکند.

 

نگاه به اخلاق فردی و منش انتخاباتی هر نامزد نیز می تواند در انتخاب او نقش موثری داشته باشد. تخریب دستاوردهای دولت های قبلی٬‌ هزینه های گزاف انتخاباتی٬‌ شعارها و وعده های نشدنی٬‌ استفاده از شیوه های تبلیغی غربی و غیر اسلامی٬ خریدن رای مردم با هدیه های انتخاباتی٬ توهین و جسارت به رقیب٬‌ اظهارنظر های خارج از چارچوب منافع ملی و جایگاه ریاست جمهوری٬ هوچی گری های رسانه ای و روانی و ... نکاتی است که اگر از هر نامزد دیده شود او را از صلاحیت رسیدن به جایگاه ریاست جمهوری می اندازد.

حال یکبار دیگر به صورت کلیدواژه ای به ملاک های ارائه شده دقت می کنیم:

دارای نقاط قوت و فارغ از نقاط ضعف رئیس جمهور فعلی،‌ پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر، ایمان به خدا و اعتقاد به انقلاب و قانون اساسى و مردم، داراى روحیهى مقاوم، با برنامه، با حکمت، با تدبیر، با نگاه بلندمدت و همهجانبه، معتقد به اجرای اقتصاد مقاومتی، دارای تهذیب اخلاقى و نپرداختن به حواشى، ندادن وعدهى بیخود و بىمبنا، منطقى، معقول، منطبق با واقعیت و متوکل به خداى متعال.

 

اکنون کافی است تا برنامه ها٬ سخنرانیها٬ تیم ها و منش های اخلاقی هر یک از نامزدها را مطالعه کنیم و با توجه به ملاک ها به آنها امتیاز دهیم. در آخر اصلح مشخص می شود. انصافا راحت نیست؟

 ----

. این مطلب در سایت عمارنامه و بخش وبلاگستان صابرنیوز منعکس شده است.


   + سید مجید - ٩:۱٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢

آیا مواضع آقای قالیباف از روی ترس است؟

 

محمدباقر قالیباف در همایش «نقش دانشجویان و جوانان در تحقق حماسه سیاسی»:

گروه‌ها و احزاب چه حقی دارند که کسی را انتخاب کنند و بگویند این اصلح است و جامعه باید آن را انتخاب کند.

ممکن است گروهی یا حزبی شخصی را اصلح بداند و گروهی دیگر فرد دیگری را اصلح معرفی کند، چرا که هر طیف مبانی خود را دارد.

 


***

امام خامنه ای (حفظ) اول فروردین در حرم رضوی:

- خودتان تحقیق کنید، ملاحظه کنید، دقت کنید، از انسانهای مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب کنید.

- مردم می توانند به همدیگر بگویند، سفارش کنند، تأکید کنند، توصیه کنند، یکدیگر را توجیه کنند و به هم کمک کنند برای شناخت اصلح.

***

علامه مصباح یزدی در همایش معرفی اصلح جبهه ی پایداری:
اگر شما این دوستانتان را در جبهه پایداری کاملاً مورد اعتماد می‌دانید، نیازی به تحقیق نیست اما اگر غیر از این است واجب شرعی است که تحقیق کنید.

شما موظف هستید که اگر فرد صالحی غیر از فرد منتخب این گروه را پیدا کردید به او رأی بدهید چون شرعاً باید این کار را بکنید.

البته اگر کسی فرد دیگری را بهتر از خودش می‌داند و اصلح می‌داند، اگر کاندیدا شود خیانت کرده است ولو اینکه همه مردم از او بخواهند کاندیدا شود.

این آقایان ماه‌ها مطالعه کرده‌اند و زحمت کشیده‌اند تا فرد اصلح را انتخاب کنند و به دیگران معرفی کنند اما شما باید تحقیق خود را انجام بدهید.

ما باید نامزد اصلح را بشناسیم و به دیگران معرفی کنیم تا بتوانیم زمینه خدمت به دین را فراهم کنیم.

 انتخاب نامزد اصلح در یک گروه به معنای این نیست که در دیگر گروه‌ها فرد صالحی وجود ندارد، بنده اگر موفق به دعا کردن شوم تمام خدمتگذاران به انقلاب را دعا می‌کنم، حتی بنده برخی از خدمتگذاران را به اسم دعا می‌کنم چرا که این افراد، افراد صالحی هستند که به کشور و انقلاب خدمت می‌کنند. در کشور ما افراد صلاحی وجود دارند که دغدغه دارند و بنده به آنها احترام خاصی قائل هستم.

شناخت اصلح دلیلی بر بی‌احترامی به دیگر کاندیداها و خدایی نکرده توهین به آنها نیست،‌بنده با عمق دل برای برخی آقایان دعا می‌کنم چرا که آنها خدمتگذار هستند پس باید بدانیم شناخت اصلح منافاتی با احترام به دیگران و عدم بی‌مهری به آنها ندارد.

***

آقای قالیباف آیا شما نمی دانید که جبهه پایداری به دلیل پایگاهی که در میان مردم مومن و حزب اللهی دارند وظیفه ی خود دانسته اند تا اصلح را بر مبنای شاخصه های انقلابی معرفی نمایند و هیچ کس را اجبار به انتخاب اصلح معرفی شده نکرده اند؟

شما احتمالا از قدرت مردمی جبهه پایداری و حامیان گفتمان سوم تیر که یکبار شکست را در برابر آنها چشیده اید نترسیده اید که دست به جعل گفتمان این جبهه کرده و سخن جعلی را مورد انتقاد قرار می دهید؟

آقای قالیباف در پایان توجه شما را به این سخنان رهبر انقلاب جلب می کنم و توصیه می کنم که اخلاق انتخاباتی را رعایت کرده و گروه رقیب را تخریب نکنید.

   + سید مجید - ۱:٥٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢

مادر٬‌ روزت مبارک!

 

بانوی مهر و ماه٬

دختر رسول٬

همسر ولی٬

مادر امام٬

بهانه ی خلقت!

ولادت شما شعفی در آسمان ها و زمین به پا کرد٬‌ تولدتان مبارک!

×××

بانو! آن روز که همه ی مستحقان امت را شفاعت می کنی دستی هم بر سر این پسر خطا کار ضعیفت بکش!

بانو! آن روز که انتقام شما گرفته خواهد شد٬ ما را در زمره ی انتقام گیرندگان قرار ده.

بانو! نصیب کن تا در کنار پسرت٬‌مزار آشکار شده ات را زیارت کنیم.

بانو! خیلی محتاجیم٬‌خیلی!‌ محتاج گوشه ی چشمی٬‌نگاهی...

مادر روزت مبارک!

 

   + سید مجید - ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢

تخریب می کنم٬‌پس هستم!

 

آقای حسن روحانی را قبل از اینکه هر کسی به عنوان "رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام" و یا "عضو شورای عالی امنیت ملی" و یا "عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام" بشناسد به عنوان "رفیق گرمابه و گلستان آقای هاشمی" و به عنوان "امضا کننده ی قرارداد ننگین سعد آباد" به عنوان مزاکره کننده ی ارشد هسته ای کشور می شناسد.

 

 

ایشان در حال حاضر همچون سایر دوستان دیگر٬ احساس تکلیف کرده اند و خود را کاندیدای ریاست جمهوری دولت یازدهم کرده اند. ایشان همچنین پس از اعلام رسمی حضور در انتخابات به عنوان نامزد٬‌ دیدارها و سخنرانی های انتخاباتی خود را آغاز کرده اما به جای تشریح برنامه های خود٬‌ به انتقاد از وضع موجود و کوبیدن رئیس جمهور موجود مشغول شده است. کاری که بدجوری ما را به یاد بهار 88 و برخی از آقایان می اندازد. این آقا روز جمعه در بیت آیت الله جعفر تبار (به نقل از ایلنا) سخنانی داشته و برنامه های!!! دولت خود بیان داشته که البته بنده با توجه به سخنرانی ایشان فکر می کنم برنامه ی ایشان تخریب و کوبیدن رئیس جمهور و دولت کنونی می باشد. (سخنرانی را می توانید از اینجا بخوانید)

حال چند سئوال:

- بعد از خواندن این سخنرانی٬‌ سخنان این آقا شما را به یاد چه کسانی انداخت؟

- به نظر شما در این سخنرانی اخلاق اسلامی رعایت شده بود؟

- به نظر شما این آقا دولت مستقر را نقد عالمانه کرده بود یا تخریب جاهلانه؟

- به نظر شما در برابر هر نقد (به نظر ما تخریب)٬ ایشان راهکار خود را ارائه داده بودند؟

- به نظر شما ایشان برنامه محور وارد انتخابات شده اند؟

- به نظر شما ایشان لیاقت ریاست جمهوری را دارند؟

 

حال چند توصیه به ایشان:

- آقای روحانی باید بدانند این راهی که ایشان انتخاب کرده اند ایشان را به ترکستانی می رساند که دو رفیق قبلی شان را رساند.

- ایشان باید بدانند با تخریب دیگران به صندلی ریاست جمهوری نخواهند رسید و رای چندانی از این راه جمع نخواهند کرد.

- ایشان حتما می دانند که مردم از ایشان خاطره ی یک مذاکره کننده ی شکست خورده را در ذهن دارند و بهتر است تلاش کنند تا این ذهنیت را پاک کنند.

- ایشان باید بدانند بسیاری از تخریب های ایشان بازی روانی و دروغ هایی مشخص است که برای ایشان جز نشان دادن اخلاق و منش واقعی شان چیز دیگری به ارمغان نخواهد آورد.

- آقای روحانی حتما بهتر از همه ی ما می دانند دولت احمدی نژاد با تمامی انتقاد هایی که به آن وارد است به تنهایی به اندازه ی تمامی دولت های تاریخ ایران کار مفید و مثبت انجام داده است.

- این آقا می دانند که مردم ایشان را مساوی با هاشمی می دانند و باید بدانند که شکستی که در دوره های قبل نصیب آقای هاشمی شده انتظار ایشان را می کشد.

- این روحانی اصولگرانما باید بدانند که مردم هشیار اند و اینبار به کسی رای می دهند که علاوه بر برنامه اخلاق هم داشته باشد و دیگران را تخریب نکند.

 

البته آقای روحانی خیلی چیزهای دیگر باید بدانند که در این مجال نمی گنجد. اما توجه ایشان را به سخن خداوند جلب می کنم:

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، (در هر کار فردى و اجتماعى) قیام‏ کننده استوار و دائم براى خدا و گواهان به عدل و قسط باشید و هرگز دشمنى با گروهى شما را بر آن ندارد که عدالت نکنید٬ عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است، و تقوا پیشه کنید که همانا خداوند به آنچه مى‏ کنید آگاه است.

سوره ی مائده آیه 5

 

-----

. این مطلب در بخش سایر رسانه های رجانیوز و بخش وبلاگستان صابرنیوز  منعکس شده است.

   + سید مجید - ٢:٤٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٢

شعار کلیدی لنکرانی٬ لبیک به ندای عدالت خواهی امام جامعه!

 حضرت امام خامنه ای بارها و بارها در سخنرانی ها و پیام هایشان از ابتدای بر عهده گرفتن مسئولیت رهبری تاکنون به مطالبه ی "عدالت" از صدر تا ذیل جامعه پرداخته اند و ضمن تبیین عدالت مورد نظر اسلام٬‌پیاده کردن آن را به دولت های مختلف تکلیف نموده اند. ایشان با هشیاری و با توجه به آیات و روایات اسلامی اجرای عدالت در جامعه را متضمن پیشرفت جامعه ی اسلامی دانسته و بر این اساس این دهه را "دهه ی عدالت و پیشرفت" نام نهادند. ایشان در تشریح این موضوع می فرمایند:

یک شاخص براى پیشرفت، عدالت است. اگر کشورى در علم و فناورى و جلوه‌هاى گوناگون تمدن مادى پیشرفت کند، اما عدالت اجتماعى در آن نباشد، این به نظر ما و با منطق اسلام پیشرفت نیست.

ما اگر بخواهیم پیشرفت کنیم، در درجه‌ى اول، یکى از شاخصهاى مهم، عدالت است. ادعاى بنده این است که ما در این زمینه پیشرفت کرده‌ایم؛ البته نه به قدرى که میخواهیم. اگر خودمان را با وضع قبل از انقلاب مقایسه کنیم، پیشرفت کرده‌ایم؛ اگر خودمان را با بسیارى از کشورهاى دیگر که با نظامهاى گوناگون زندگى میکنند، مقایسه کنیم، بله پیشرفت کرده‌ایم؛ اما اگر خودمان را مقایسه کنیم با آنچه که اسلام به ما گفته است و از ما خواسته است، نه، ما هنوز خیلى فاصله داریم و باید تلاش کنیم. این تلاش به عهده‌ى کیست؟ این تلاش به عهده‌ى مسئولان و مردم - با هم - است.

با توجه به دغدغه ی رهبر و امام جامعه در میان تمامی کاندیداهای ریاست جمهوری یازدهم تنها دکتر باقری لنکرانی هستند که این موضوع مورد مطالبه رهبری را اصلی ترین برنامه ی خود عنوان کرده اند.

برای روشن تر شدن اهمیت این موضوع با هم بیانات حضرت آقا را در دومین نشست اندیشه های راهبردی مرور می کنیم:

-----

حضرت امام خامنه ای:

عدالت دغدغه‌ى همیشگى و تاریخى بشر بوده. به تبع احساس نیاز به عدالت که در طول تاریخ تا امروز در مردم عمومیت داشته، متفکران بشر، فیلسوفان و حکما در این مقوله وارد شدند و دغدغه‌ى آنها بوده است. بنابراین از قدیم‌ترین دورانهاى تاریخ تا امروز درباره‌ى عدالت و عدالت اجتماعى به همین معناى عام، بحث شده، نظریه داده شده؛ لیکن نقش ادیان استثنائى است. یعنى آنچه که ادیان در طول زمان راجع به عدالت گفتند و خواستند و اهتمام کردند، بى‌نظیر و استثنائى است. در نظرات حکما و اندیشمندان، آن اهتمام ادیان مطلقاً مشاهده نمیشود.

به شهادت قرآن، ادیان هدف خودشان را عدالت قرار دادند: «لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط». قطعاً این آیه حکم میکند بر اینکه هدف ارسال رسل و انزال کتب و آمدن بیّنات - یعنى حجتهاى متقن و غیر قابل تردیدى که پیغمبران ارائه میدهند؛ کتاب، یعنى منشور ادیان در مورد معارف، احکام و اخلاقیات؛ میزان، یعنى آن سنجه‌ها و معیارها - قیام به قسط بوده است؛ «لیقوم النّاس بالقسط».

پس هدف شد عدالت. هدف نظام‌سازى، هدف تمدنها، هدف حرکت بشر در محیط جامعه، شد عدالت. در هیچ مکتب دیگرى این وجود ندارد؛ این مخصوص ادیان است.

همه‌ى ادیان متفقند در اینکه پایان این حرکت عظیم تاریخى، یک پایانِ امید به عدل است. یعنى قاطعاً میگویند که یک دورانى خواهد آمد که دوران عدل خواهد بود، که آن دورانِ استقرار دین کامل است. در دعاى بعد از زیارت شریف آل‌یاسین آمده است: «یملأ اللَّه به الأرض قسطا و عدلا - یا «عدلا و قسطا»، که در جاهاى مختلف تفاوت دارد - کما ملئت ظلما و جورا»؛ یک جاهائى هم دارد: «بعد ما ملئت ظلما و جورا». همه‌ى انبیاء، همه‌ى ادیان، همه‌ى نبوتها به این نهایت اشاره کردند، روى آن تأکید کردند، اصرار کردند و گفتند به سمت آن داریم حرکت میکنیم. پس در مبدأ، در مسیر و در منتها، نبوتها تکیه‌شان بر روى عدل است؛ این بى‌نظیر است.

در انقلاب اسلامى ما - که یک حرکت دینى بود - به طور طبیعى عدالت جایگاه ممتازى داشت و دارد. در شعارهاى مردمى، در قانون اساسى، در بیانات امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، در گفتمانهاى موضعى و در زمانهاى مختلف و به مناسبتهاى مختلف که جمهورى اسلامى مطرح کرده، این جایگاهِ ممتاز دیده میشود.

در جمهورى اسلامى این وضعیت وجود داشته، سرلوحه‌ى دغدغه‌هاى نظام از اول انقلاب بوده؛ در بخش اجراى عدالت، انصافاً کارهاى زیادى هم انجام گرفته؛

لیکن راضى کننده نیست.

آن چیزى که ما نیاز داریم، آن چیزى که ما دنبالش هستیم، عدالت حداکثرى است؛ نه صرفاً در یک حد قابل قبول؛ نه!

ما دنبال عدالت حداکثرى هستیم؛

ما میخواهیم ظلم در جامعه نباشد. تا این مرحله خیلى فاصله داریم. بنابراین براى این باید تلاش کرد.

می خواهیم گفتمان عدالت، یک گفتمان زنده و همواره حاضر در صحنه باشد. در میان نخبگان، در میان مسئولان، در میان مردم، بخصوص در بین نسلهاى تازه، باید عنوان عدالت و مسئله‌ى عدالت، به عنوان یک مسئله‌ى اصلى، به طور دائم مطرح باشد.

در مسئله‌ى عدالت، اعتقاد به مبدأ و معاد، یک نقش اساسى دارد؛ ما از این نباید غفلت کنیم. نمیتوان توقع داشت که در جامعه عدالت به معناى حقیقى کلمه استقرار پیدا کند، در حالى که اعتقاد به مبدأ و معاد نباشد. هر جا اعتقاد به مبدأ و معاد نبود، عدالت یک چیز سربار، تحمیلى و اجبارى بیش نخواهد بود.

اگر خداى متعال توفیق بدهد که ما از این ظلم اجتناب کنیم،

بنده امید فراوانى دارم

که توفیق خواهد داد که در محیط جامعه هم ان‌شاءاللَّه بتوانیم عدل را برقرار کنیم.

 

-----

دکتر باقری لنکرانی: در گفتمان‌هایی که این روزها می‌شنویم به دلیل برخی انحرافات، اعوجاجات و سستی‌ها جای عدالت را خالی می‌بینیم و با افتخار اعلام می‌کنیم:

محوری‌ترین برنامه ما در عرصه های مختلف عدالت است

و آن را به عنوان یک هدف میانه می‌دانیم و هدف ما نیز لقاء‌ الی‌الله است.

 

 

 

   + سید مجید - ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٢

مگر دولت اسلامی شرکت سهامی است؟

 

محمدرضا عارف عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاون اول دولت آقای خاتمی و نامزد ریاست جمهوری یازدهم :

اگر بنده بتوانم پیروز انتخابات شوم، خود را معطوف به یک جریان نمی‌کنم و معتقدم نباید صرفا اتکا به یک تفکر خاص شود؛ اگر اعتقاد به رفاقت دارید لازمه رفاقت اینست که سهم همه جریانات را رعایت کنید.

 

 

آقای عارف مگر اداره ی مملکت اسلامی سهمیه ای است؟

مگر مملکت اسلامی را می شود با رفیق بازی اداره کرد؟

مگر همه ی جریانات را می توان در اداره ی کشور اسلامی دخالت داد؟

مگر دولت اسلامی شرکت سهامی است؟

 

به داستان زیر دقت کنید:

امیرالمومنین علی علیه السلام یه عده ای کمکش کردند برای اینکه این خلافت رو به عهده بگیره. وقتی خلافت رو به عهده گرفت . بعد اومدند سهم خواهی کنند. اولین کسانی که اومدند سهم خواهی کنند طلحه و زبیر بودند.

اولین جایگاه و جلوه ی قاطعیت امیرالمومنین علی علیه السلام اون جایی بود که جلوی سهم خواهی ها ایستادند. یعنی مظلومیت امیرالمومنین علی علیهالسلام علتش علت اصلی و اساسی اش ممانعت از سهم خواهی زور مداران بود. زر مداران بود. سهم خواهی مزورانی مثل ابو موسی اشعری بود. مقابل اینها بود که اینها رو راه نمی دادند به حکومت و تا دیدند از کسی بوی سهم خواهی میاد حذفش کردند. هنوز طلحه و زبیر بدبخت و بیچاره کاری نکرده بودند که . جنایت نکرده بودند. محکوم نشده بودند توسط امیرالمومنین بوی سهم خواهی ازشون میومد حذفشون کردند. حالا شما بفرمایید که حکومتی که با کسانی که بوی سهم خواهی ازشون استشمام بشه برخورد قاطع داشته باشه توسط اونها دچار چه مظلومیتی خواهد شد. ولی قاطعیت امیرالمومنین علی علیه السلام رو هم از این طرف ببینید.

امیرالمومنین علیه السلام اولین جایگاهی که قاطعیت نشون دادند اونجایی بود که جلوی سهم خواهی ها ایستادند . مبنایش هم این بود که ایشون که نماینده ی کسی نبود.

بخشی از سخنان حجت الاسلام و المسلمین استاد پناهیان در جلسه ی پنجم همایش مظلوم مقتدر-دانشگاه تهران- بهار 89

 

آقای عارف خوب است توجهی به آیات و روایات و احادیث ائمه در باب حکومت و کارگزاران آن داشته باشید. شما نامزد ریاست جمهوری تنها حکومت واقعی اسلامی در دنیا هستید و باید از شیوه ی حکومت داری اسلامی آگاهی داشته باشید.

قرآن کریم در چند آیه، تخصص و امانت داری و توان کافی برای انجام مسؤولیت و دلسوز بودن را از ویژگی کارگزار دانسته است. امیر مؤمنان نیز با تأسی به قرآن، کارگزارانی را برای استانداری و فرمانداری انتخاب فرمود که دارای ویژگیهای بالا بودند.
امام علی در عهدنامه مالک اشتر به برخی از ویژگیهای کارگزاران اشاره فرمود که عبارتند از:

حُسن سابقه، عامل ظلمه نبودن، داشتن تجربه کافی، متدین تر و پیشگام در اسلام و مسایل آن بودن، طمع نورزیدن و چاپلوس و متملق نبودن و ... .
امام علی مقام و منصب را وظیفه و امانت می دانست، نه طعمه ای برای بلعیدن و وسیله ای برای رسیدن به اهداف اقتصادی و سیاسی و مانند آن.

حضرت در نامه پنجم نهج البلاغه خطاب به اشعث بن قیس، فرماندار آذربایجان می نویسد:
«فرمانداری برای تو وسیله آب و نان نیست، بلکه امانتی است در گردن تو، و تو باید مطیع مافوق باشی.»

 

-----

نظر دکتر باقری لنکرانی در مورد سهامی کردن دولت:

متاسفانه برخی‌ها نگاهشان به کابینه نگاه شرکت سهامی‌ای است. دو تا به فلان جبهه بدهیم، دو تا به فلان حزب و... حتی به جبهه پایداری پیشنهاد دادند 4 عضو کابینه را به شما می‌دهیم!

«ما این نگاه را غلط می‌دانیم»

نتیجه این اتفاق این است که منافع فلان حزب در تصمیم‌گیری‌های دولت ارجحیت پیدا می‌کند به منافع کشور و ملت. چراکه باید تلاش کنند تا همه احزاب را از خود راضی نگه دارند. روند صحیح تشکیل کابینه چینش کابینه براساس شخصیت‌های حقیقی است و یکی از مزیت‌های دولت نهم همین شکستن حلقه بسته مدیران کابینه دولت‌های قبل بود. ما می‌خواهیم این حلقه را انشالله در دولت یازدهم بازتر کنیم.

-----

سایر مواضع آقای دکتر عارف:

دکتر عارف: وقتی مردم خس و خاشاک می‌شوند چه انتظاری از مردم دارید؟باید به شیوه‌های منطقی مردم را قانع کرد و در انقلاب فرهنگی نمی‌شود مردم را با چماق قانع کرد.

انقلاب سوم: ظاهرا آقای عارف نمی دانند که موضوع خس و خاشاک یک شیطنت رسانه ای از رسانه های خودشان و رسانه های معاند بوده یا خودشان را به ندانستن زده اند.

 

دکتر عارف: حل مسأله زندانیان سیاسی را متعلق به بعد از انتخابات و نتایج آن می‌دانم. امیدوارم بخشی از حماسه سیاسی امسال بعد از انتخابات و برای حل این مسأله انجام شود.

انقلاب سوم: زندانیان سیاسی یا زندانیان امنیتی؟

 

دکتر عارف: به نظر ما جریان اصلاح‌طلبی اصلی‌ترین جریان انقلاب است و خط امامی است و نباید از کار دور بماند.

انقلاب سوم: خط امام خط ایستادن مقابل ولایت فقیه است؟ خط آشوب و فتنه گری است؟ خط سر خم کردن مقابل غرب و استکبار است؟  و ...

 

دکتر عارف: موسوی و کروبی را ازبزرگان نظام میدانم؛ آقای کروبی از نزدیکان امام بود و من به هر دو احترام می‌گذارم و تاسف می‌خورم شرایط اجتماعی طوری است که نمی‌توان از این دو عزیز بهره بگیریم. امیدوارم به زودی مسأله این عزیزان حل شود.

انقلاب سوم: این بزرگان با اعمالشان به سوی نابودی نظام حرکت می کردند و شما هنوز ازشون دفاع می کنید؟

 

دکتر عارف: هنوز هم زخم اتفاقات سال 88 ما را آزاد می‌دهد اما در گذشته نمی‌توانیم متوقف شویم.

انقلاب سوم: مثل اینکه به شما بدهکار هم شدیم!

 

دکتر عارف: در جایگاهی نیستم که در مورد مقام ارشد نظام یعنی ولایت فقیه اظهار نظر کنم؛ ولایت فقیه یکی از ارزش‌های انقلاب ما است.

انقلاب سوم: این فرار از بیان عقیده و نوعی لاپوشانی است همانند اسلافتان.

 

دکتر عارف: در انتخابات 88 تخلف زیادی صورت گرفته اما تقلب خیر.حتی طرح مسأله تقلب تا وقتی اطمینان حاصل شده کار درستی نیست.

انقلاب سوم: نمی تونستید این رو همون موقع بگید؟

 

----

. این مطلب در بخش سایر رسانه های رجانیوز و در سایت عمارنامه منعکس شده است.

   + سید مجید - ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢

جبهه پایداری نامزد اصلح را معرفی کرد

 

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا ۞

سوره احزاب ؛ آیه ۲۳

از مومنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته بودند وفا کردند. بعضی بر سر پیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راه اند و هیچ پیمان خود را دگرگون نکرده ‏اند.

 

 

جبهه ی پایداری انقلاب اسلامی نامزد اصلح مورد حمایت خود را با اطمینان خاطر و با حجت شرعی معرفی کرد.

معیارهایی که دکتر باقری لنکرانی بر اساس آن اصلح تشخیص داده شده عبارتند از:

 

 - تمکین در برابر قانون

- ادامه دهنده برنامه های مثبت دوره های قبل

- دارای تراز فکری و شخصیتی ممتاز تر از روسای جمهور سابق

- فاقد ابعاد منفی و شخصیتی نسبت به روسای جمهور پیشین

- بهترین شخصیت بین چهره های شناخته شده گفتمان انقلاب اسلامی

- توجه به خرد جمعی

- دارای نگاه رو به جلو

- روحیه پر کاری نشاط و شادابی

- حساسیت نسبت به بیت المال

- اعتقاد به برنامه محوری

- روحیه خدمتگذاری

- مشورت با نخبگان

- پایبندی به انقلاب

- پایبندی به ارزش ها

- پایبندی به منافع ملی

- پایبندی به نظام اسلامی

- پایبندی به اخلاق جمعی

- پایبندی به تدبیر

- حضور با قدرت و قوت در اداره کشور

- توکل به خدا و تقوا پیشگی

- اعتماد به توانایی های ملت

- صداقت با مردم

- برخوردار از چهره علمی به منظور پیشرفت علم و فن آوری در همه عرصه ها

- شخصیت ارتقاء دهنده سیاست خارجی و مسائل بین المللی با گفتمان انقلابی

- برجستگی در ارزش های انقلاب مانند ساده زیستی، استکبار ستیزی

- افتخار به انقلابی گری

- دعوت به عدالت

- فساد ستیزی

- دور بودن از تجملات

- مردمی بودن

- توجه به نقاط دوردست

- عمل به وعده ها به نحو مطلوب

- تلاش برای الگو شدن جمهوری اسلامی

- حل مشکلات معیشتی مردم به خصوص اقشار مستضعف و محروم

- دارای شخصیتی وحدت آفرین و انسجام بخش

- شخصیتی فرهنگی در راستای اعتلای فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص)

و بسیاری دیگر از معیار ها که در سطح تراز این انتخاب می توانست مفید باشد.

 

جبهه پایداری اعلام کرده است مادامی که ایشان عملا در خط اسلام عزیز و ولایت مطلقه فقیه باشند پشتیبان بی دریغ ایشان خواهد بود.

وبلاگ انقلاب سوم نیز انشاالله بنا دارد با توجه به اعتمادی که به جبهه ی پایداری و اعضای آن و کاندیدای اصلح معرفی شده توسط این جبهه دارد بر اساس تکلیف شرعی خود از نامزدی ایشان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم حمایت نماید.

 

----

إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا و َأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ

بر آنان که گفتند : پروردگار ما الله است و پایداری ورزیدند، فرشتگان فرود می‏آیند که مترسید و غمگین مباشید،شما را به بهشتی که وعده داده شدید بشارت باد.
.

   + سید مجید - ٩:٠٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٢

نگران محبوبیت نامزد اصلح نباشیم!

خداى متعال به پیامبرش فرمود:
«لو انفقت ما فى الارض جمیعا ما الّفت بین قلوبهم ولکنّ اللَّه الّف بینهم»
تو اگر همه‌ى دنیا را هم خرج مى‌کردى، نمى‌توانستى این‌طور دلها را به هم کلاف و آنها را با هم متحد و متصل کنى؛این، کار خداست.
سوره مبارکه الأنفال آیه 63
 
پیامبر اعظم (ص) فرمودند:
کما ورد من‏ کان‏ لله‏ کان الله له و من أصلح أمر دینه أصلح الله أمر دنیاه و من أصلح ما بینه و بین الله أصلح الله ما بینه و بین الناس‏
هر کس که از برای خدا باشد، خداوند برای اوست، و هر کس امر دینش را اصلاح نماید خداوند امر دنیایش را اصلاح کند و هر کس آنچه را میان او و خداست اصلاح نماید، خداوند آنچه را بین او و مردم است اصلاح کند.
.
امام علی (ع):
مَن أَصلَحَ فیما بَینَهُ وَبَینَ اللّه‏ِ أَصلَحَ اللّه‏ُ فیما بَینَهُ وَبَینَ النّاس.
هر کس رابطه ‏اش را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه او را با مردم اصلاح خواهد نمود.
.
----
.
اگر با دقت در آیه و احادیث ذکر شده بنگریم تکلیف ما مشخص است. برای جایگاه ریاست جمهوری باید بهترین را انتخاب نماییم بدون توجه به محبوبیت و رای آوری او! خداوند٬ خود نام او را در ذهن مردم و محبت او را در قلب های مردم خواهد نشاند.
"بهترین" چه شاخصه ای دارد که خداوند چنین کاری را در حق او می کند؟
.
- بهترین یا اصلح٬ رابطه ی خود و خدای خود را اصلاح کرده یعنی انسانی متقی است.
- اصلح مقام گریز است و باید پست و مقام را به او تکلیف کرده و او را به صحنه آورد.
- اصلح خود را در برابر خدا٬‌رهبر و مردم پاسخگو می داند.
- اصلح شیفته ی خدمت است نه تشنه ی قدرت.
- اصلح متخلق به اخلاق اسلامی است.
- اصلح ولایتمدار است و منش خود را با رهبر و امام جامعه تنظیم می کند.
.

حضرت آیت الله خوشوقت (ره): باید اصلح را معرفی کرد تا در جامعه رای پیدا کند، اگر سراغ اصلح نروید او برای ریاست جمهوری کاندیدا نمی شود زیرا اصلح از پست و مقام فراری است. آنهایی که با ولع به پست و مقام، خود را عرضه می کنند به درد ریاست جمهوری نمی خورند. ولایت مداری و توانایی انجام کار بمثابه دو رکن پست ریاست جمهوری است. شاخص های واجب این سمت زیاد است ولی رکن ها خیلی مهمتر است.

 

 

امام خامنه ای (حفظ) اول فروردین در حرم رضوی 4 بار کلمه " اصلح" را به کار بردند و حتی یکبار کلمه "صالح مقبول" را بکار نبردند. ایشان فرمودند:

- خودتان تحقیق کنید، ملاحظه کنید، دقت کنید، از انسانهای مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب کنید.

- تحت تأثیر...قرار نگیرید؛ نگاه کنید، تشخیص بدهید، اصلح را بشناسید و برای ادای تکلیف، اسم او را به صندوق رأی بیندازید.

- مردم می توانند به همدیگر بگویند، سفارش کنند، تأکید کنند، توصیه کنند، یکدیگر را توجیه کنند و به هم کمک کنند برای شناخت اصلح.

 

 

در پایان نیز امام خامنه ای مراد خود را از اصلح اینگونه شرح دادند:

آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی که وجود دارد.

هر کسی می‌آید، پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد. اینجوری باید این کشور را اداره کرد.

 

و این در حالی ست که برخی آقایان می گویند که ما ائتلاف می کنیم و جمع می شویم و نهایتاٌ بر اساس نظر سنجی هرکه بالا بود او را به عنوان اصلح معرفی می کنیم!

 

 

آن اصلحی که مقام معظم رهبری تبیین کردند کجا و این "مقبول تر" آقایان کجا؟!

 

----

. این مطلب در بخش سایر رسانه های رجانیوز و سایت حرف تو منعکس شده است.

   + سید مجید - ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢