کارنامه ای که صادر شد!

 

حضرت آقا نمره دادند:

- خواص: دوباره مردود

- استیضاح کنندگان: مردود

- رئیس دولت: مردود

- رئیس مجلس:‌ مردود

- قوه قضائیه: مردود

- برهم زنندگان سخنرانی ها: مردود

- مردم: قبول با نمره ی عالی

 

 

آقای رئیس جمهور٬‌ آقای رئیس مجلس٬‌ آقای قاضی القضات٬‌ آقایان نماینده ها٬ آقای مطهری٬‌ آقای توکلی و سایر اعوان و انصار ایشان٬‌ توجه کنید:

حضرت امام خامنه ای فرمودند:

  •  این قضیه بد و نامناسب، بنده را نیز از دو جهت ناراحت و متأثر کرد یکی از بابت اصل وقوع ماجرا و دیگری بابت ناراحتی مردم از این قضیه.
  • در این ماجرا متأسفانه رئیس یک قوه به استناد یک اتهام ثابت نشده و حتی مطرح نشده در دادگاه، دو قوه دیگر یعنی مجلس و قوه قضاییه را متهم ساخت که کاری بد، ‌غلط، نامناسب،‌ خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق بود.
  • این رفتار، حقوق اساسی مردم را نیز تضییع کرد چرا که زندگی در «آرامش و امنیت روانی و اخلاقی»، جزو حقوق اساسی ملت است.
  •  بنده فعلاً نصیحت می کنم که این کار شایسته ای برای نظام جمهوری اسلامی نیست.
  • استیضاح باید فایده ای داشته باشد اما چند ماه مانده به پایان کار دولت،‌استیضاح یک وزیر آن هم به خاطر مسئله ای که مربوط به وزیر نیست،‌چه علت و فایده ای دارد؟
  • در داخل مجلس هم کسانی حرفهای نامناسب بر زبان آوردند که آن هم غلط بود.
  • دفاع رئیس محترم مجلس هم قدری زیاده روی بود و لزومی نداشت.
  • نه آن متهم کردن، نه آن برخورد کردن و نه آن استیضاح، ‌مسائل مناسبی نبود.
  • وقتی دشمن مشترک وجود دارد و توطئه ها از هر طرف شکل می گیرد واقعاً جز افزایش برادری ها و ایستادگی در مقابل دشمن باید کار دیگری کرد؟
  • بنده باز هم کمک می کنم اما این رفتارها، متناسب با سوگندها و تعهدات نیست، مسئولان عظمت ملت را ببینید و رفتاری شایسته این ملت انجام دهند.
  • مسئولان،‌دولت و مجلس، همه تلاشهای خود را برای حل گره ها و مشکلات اقتصادی مردم و کشور متمرکز کنند زیرا همانطور که چند سال پیش گفتم دشمن نقشه ها و توطئه هایش را در مسائل اقتصادی متمرکز کرده است.
  • چند سال قبل درباره مبارزه با فساد اقتصادی، نامه ای به رؤسای قوا نوشتم مکرر می گویند فساد اقتصادی اما این کار به زبان گفتن تمام نمی شود بلکه نیازمند مبارزه عملی است، در عمل چه کار شد؟ در عمل چه کار کردید؟ این مسائل انسان را متأثر می کند.
  • تقوا، تقوا، تقوا!، ‌از مسئولان توقع داریم با صبر، میدان ندادن به احساسات سرکش و ملاحظه مسائل کشور، همه توان و نیروها را برای حل مشکلات مردم متمرکز کنند و حالا که دشمنی های دشمن شدت یافته، آنها هم رفاقتهایشان را شدت دهند.
  • ان‌شاءالله این نصیحت خیرخواهانه و مشفقانه مورد توجه مسئولان بخصوص مسئولان بالا قرار گیرد و به آن پایبند باشند.
  • البته گله امروز من از برخی سران و مسئولان موجب نشود عده ای راه بیفتند و علیه این و آن شعار دهند که با این کار هم مخالف هستیم.
  • اینکه عده ای برخی را ضدولایت و ضدبصیرت بنامند و شعار بدهند نظیر آنچه اخیراً در قم روی داد، اقدامی غلط است و بنده کاملاً مخالف این کارها هستم که قبلاً هم نظیر آن در مرقد مطهر حضرت امام(ره) اتفاق افتاد و به مسئولان تذکر دادم جلوی این کارها را بگیرند.
  • کسانی که راه می افتند و شعار می دهند اگر واقعاً حزب اللهی و مؤمن هستند بدانند که این کارها به ضرر کشور و خلاف شرع است و اگر هم اعتنایی به این حرفها ندارند که حسابشان جداست.

و باز هم دقت در کلیدواژه ها:

قضیه ی بد و نامناسب٬ ناراحت و متاثر٬ کاری بد، ‌غلط، نامناسب،‌ خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق٬ تضییع حقوق اساسی ملت٬ کار بی فایده٬ نامناسب و غلط٬‌ زیاده روی٬ تقوا٬‌تقوا٬‌تقوا!

------

یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله وقولوا قولا سدیدا

ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید.

سوره ی احزاب آیه ی 70

   + سید مجید - ۳:۳٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱

همه ی منور الفکر نماهای وطن من!

 

برای به حساب آمدن در جمع منورالفکر نماهای وطنی کافیست به کارهای زیر اشتغال داشته باشی:

- انواع انتقاد مخرب٬ فحش٬ توهین٬‌ اعتراض٬ تهمت و دروغ را بار نظام کنی.

- بدون هیچ دلیل منطقی با جمهوری اسلامی دشمنی کنی.

- هیچ چیز از اسلام ندانی یا اگر می دانی از آن بر ضد خود اسلام استفاده کنی.

- با هر چه که مظهر دین است مقابله کنی مثل حجاب و قصاص.

- سیگار بکشی٬‌مشروب بخوری٬ با دوستانی از جنس مخالف بگردی و برای نبود آزادی فریاد بکشی.

- کتاب های شاملو و صادق هدایت بخوانی و وبلاگی برای سردادن روزمره ی آه و فغان های آنارشیستی داشته باشی.

- از سعه ی صدر حکومت استفاده کنی و با اعوان و انصار گوگولی ات در کف خیابان پهن شوید٬ شعارها و اعمال ساختار شکنانه سر دهید.

 

 

- رای خودت و رفیقات رو باکیفیت و رای مردم روستایی رو از روی نادانی بدونی.

- تلاش کنی تا به یک بهانه هر چند بی ربط تو را به زندان بیاندازند تا دوستانت از آن بهره برداری سیاسی کنند.

- اگر توانستی از مملکت بری و بگی فرار کردی. پادویی رسانه های خارجی یا فاحشه گی فیلم های دسته چندم هالیوودی رو بکنی و همه جات رو به همه نشون بدی!

- خودت را یک هنرمند جا بزنی هرچند فقط یک دلقک باشی.

- افراط و تفریط جزء شاخصه های اصلیت باشه. یه روز توبه نصوح کنی و یه روز از فلسفه ی ... تعریف کنی.

- هر هنرمندی را که مخالف نظر طایفه ی تو عمل می کند امل و بی سواد بدانی و اجازه صحبت و اظهار نظر به او را با کشیدن سوت و جیغ بنفش و زدن کف مرتب ندهی.

- در تجمعات ضد دولتی شرکت کنی و دولت را مشروع ندانی ولی از جشنواره ی همین حکومت جایزه نقدی و کریستالین بگیری.

 

 

- اگر کسی از تو انتقاد کرد سر او را به طاق بکوبی ولی در روزنامه های زنجیره ای تو یک ستون داشته باشی که به همه متلک بپرانی.

- حتی ندانی که سیاست با چه سینی نوشته می شود اما ادای سیاستمدارها را در بیاوری.

- در هر زمانی به هر بهانه ای کشف حجاب کنی و اینترنت را پر کنی از تصاویر بی حجابت.

- هرچه دلت خواست به هر کس خواستی بگویی ولی همیشه در فراغ آزادی بیان ناله ها سر دهی.

- هنرپیشه ی دیگری را بخاطر بازی در فیلمی که به مزاق تو خوش نیامده کتک بزنی ولی شعارت "ادب مرد به ز دولت اوست" باشد.

- به هیچ یک از قواعد اخلاقی و عرفی جامعه ی خودت پایبند نباشی.

- و از همه مهمتر شیفته ی غرب و بی فرهنگی آن باشی به طوری که نقاط ضعف آن را هم توجیه کنی.

- از کلمات قلمبه سلمبه و خارجکی زیاد استفاده کنی.

- در جشنواره ها شرکت کنی و در تریبون ها متلک بار حکومت کنی و خیال کنی داری مبارزه می کنی!

- خود و دوستانت را فرهیخته بدانی و دانشمند٬ و طرفداران حکومت را بی سواد و امل.

- مخالفان حکومت را هرچند اندک باشند و تو هم خود بدانی "مردم" خطاب کنی و جمع کثیر طرفداران حکومت را "مزدور".

- چیزی به اسم "منطق" را تا کنون نشنیده باشی.

- با رسانه های بیگانه مصاحبه کنی و در سیاهنمایی گوی سبقت را از دیگران بربایی.

- از هر ده جمله ات نه تاش دروغ باشه و تابلو دستت بگیری "دروغ ممنوع".

- داشت یادم می رفت: دشمنان بین المللی را به تحریم بیشتر مردمت و حتی حمله ی نظامی به وطنت تشویق کنی.

- و...

مبارک باشد٬ به جمع منورالفکرهای وطن فروش خوش آمدی!

   + سید مجید - ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۱

مرهمی بر دل مجروح!

 

مردم!

مرهم نهادید٬

بر دل مجروح رهبر...

از بی بصیرتی مسئولان!

سپاسگزارم.

 

امام خامنه ای:

حضور همه ی اقشار از پیر و جوان، زن و مرد در صحنه٬ آن هم در شرایطی که ۳۴ سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است، بزرگترین نعمت الهی است که باید همه ی عمر را برای آن شکر گزاری کرد.

درست در لحظه ای که دشمنان استقلال و عزت ملت ایران انتظار داشتند که مردم به ندای انقلاب و ندای جمهوری اسلامی پاسخ ندهند، مردم با حضور خود دشمن را ناکام و مأیوس کردند.

   + سید مجید - ۸:٤۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩۱

همه آمده بودند، همه...

 

تصاویر زیر را بنده خودم از حماسه یوم الله بیست و دوم بهمن سال 91 گرفتم و به جرئت می گویم که امسال جمعیت شرکت کننده در این جشن بسیار بیشتر از سال های قبل بود که تصاویر از بیان حضور این جمعیت قاصراند.

الحق که امام ما چه خوب فرمودند:

"من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله  ـ  و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ می‌باشند.... و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان . در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هستند، و نه در محضر امام معصوم ـ صلوات الله علیه ـ. و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه  مفتخریم که در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم ."

 

 

   + سید مجید - ۸:٤٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱

ما جد اندر جد ساندیس خور بودیم!

 

ما فردا برای دفاع از ارزش هایمان به راهپیمایی نمی آییم٬

ما فردا برای ارج نهادن به خون شهدایمان جمع نمی شویم٬

ما فردا برای کور کردن چشم دشمن نمی آییم٬

ما فردا برای اتحاد و انسجام اسلامی و ملی قدم در خیابان نمی گذاریم٬

ما فردا برای شاد کردن دل رهبر و تجدید بیعت با ایشان بیرون نمی آییم٬

ما فردا برای بی اثر کردن تحریم ها تظاهرات نمی کنیم٬

ما فردا برای ادب کردن فتنه گران و منحرفان و ساکتین و بی بصیرت ها به آزادی نمی رویم.

ما فردا برای شادی امام و شهدا وقت نمی گذاریم٬

ما فردا برای نشان دادن خروش انقلابی و ایستادگی خود جمع نمی شویم.

ما فردا از زن و مرد٬ پیر و جوان٬‌ سالم و مریض٬ حزب اللهی و غیر حزب اللهی٬ مسلمان و غیر مسلمان جمع می شویم تا در صفوف به هم فشرده ی ساندیس و کیک بایستیم!!

 

 

دلار گرون شده٬‌ قیمت طلا بالا رفته٬ پس قیمت ساندیس هم گرون شده٬ حتما دیگه می ارزه که بخاطرش یه روز تعطیل و سرد زمستانی از رختخواب گرممون خارج بشیم و کلی کرایه تاکسی و مترو بدیم و از اون سر شهر خودمون رو به خیابان آزادی برسونیم.

به خاطر یه نصفه لیوان ساندیس حکومتی که شاید قیمتش الان سیصد یا پونصد تومان شده باشه می ارزه که چند هزار تومن خرج کنی. این ساندیسا یه پادتنی توش داره که تا سال بعد در برابر هرگونه فتنه و کج روی و راه های شیطانی واکسینه ات می کنه. اگه از این ساندیسا بخوری دیگه دلارهای بی بی سی و صدای امریکا و ... بهت نمی چسبه. خب با این گرونی اجناس و کالاها و تحریم ها خب می ارزه بریم ساندیس مجانی بگیریم دیگه. فقط نمی دونم تو این جمعیت میلیونی که برای گرفتن ساندیس میان به ما می رسه یا نه!

ما سالهای قبل دیر رفتیم٬‌بهمون نرسید. امسال می خواهیم زودتر بریم به کوری چشم حسودان!

شما هم دعوتید به ساندیس خوری - بفرمایید!

22 بهمن مبارک

 

----

  • پی نوشت:

 الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء.

واقعا دشمن احمق داشتن نعمت بزرگی است!

   + سید مجید - ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۱

مردم و نمایندگانشان!

 

مردم ناراحت، نمایندگان مردم خوشحال!

چقدر فاصله است بین مردم و نمایندگانشان.

و به احترام حضرت آقا خون دل می خوریم و خموش می مانیم!

و مثل ایشان، مسئولان بی بصیرت را به خدا واگذار می کنیم.

 

----

  • پی نوشت:

رسایی با تاکید بر اینکه رهبری در جلسه‌ای با مسئولان عالی نظام، وزرای اقتصادی و روسای کمیسیون‌های اقتصادی از مسئولان گلایه کردند، اضافه کرد: به شهادت کسانی که در این جلسه حضور داشتند رهبری می‌گویند به جای تقابل، تعامل داشته باشید و اگر رویه خود را ادامه دهید، شما مسئولان را به خدا واگذار می‌کنم.

   + سید مجید - ٩:۱۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱

ما هستیم!

 

ای انقلابیون خسته!

ای مبارزان پشیمان!

ای مجاهدان از پای نشسته!

و ای شعار داده های خون نداده!

صدایش در طول تاریخ پیچیده است.

او شما را ندا می دهد و بار دیگر فلسفه ی مبارزه را یادآوری می کند:

 

ما می گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم.
ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم.
ما تصمیم داریم پرچم «لااله الا الله» رابر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.

 

   + سید مجید - ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۱

مقتدر مظلوم و خائنان قطعی!

 

«یکی از راه ها، ایجاد وحدت است. اختلافات مضر است. هم اختلافات بین مسئولین مضر است؛ هم بدتر از آن، کشاندن اختلاف میان مردم مضر است. این را من به مسئولین، به رؤسای محترم هشدار می دهم. من از رؤسای قوا حمایت کردم، باز هم حمایت می کنم- مسئولند، باید کمکشان کرد- اما به آنها هشدار می دهم... البته اختلاف نظر، فراوان است؛ هیچ اشکالی هم ندارد- دو نفر مسئولند، رفیقند، اختلاف نظر هم دارند؛ همیشه هم بوده است- اما اختلاف نظر نباید به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهای گوناگون، به اختلاف علنی، به گریبانگیری، به مچ گیری منتهی شود... اختلافات را نباید علنی کرد؛ اختلافات را نباید به مردم کشاند؛ احساسات مردم را نباید در جهت ایجاد اختلاف تحریک کرد. از امروز تا روز انتخابات، هر کس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار بگیرد، قطعاً به کشور خیانت کرده.»

 

 

مطالب فوق بخشی از سخنان امام خامنه ای است که در دیدار با دانشجویان بیان داشته اند و هنوز چند ماه از تاریخ آن نمی گذرد. گویا مسئولین مجلس و دولت این مطالب را نشنیده اند و یا نمی دانند که این سخنان را چه مقامی و در چه جایگاهی بیان کرده اند.

دیروز پانزدهم بهمن ماه در جریان جلسه ی استیضاح وزیر کار در صحن مجلس شورای اسلامی و در جلسه ای علنی اتفاقاتی رخ داد که آن را به یکی از روزهای سیاه تاریخ ایران اسلامی آن هم در نیمه ی دهه ی فجر سی و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی تبدیل نمود. اتفاقاتی که امت حزب الله را مبهوت٬‌ دشمنان را شاد و رهبر انقلاب را آزرده کرد.

گویا برای حضرات آقایان خواص! دعوا و جدل بر سر مقام یک فرد مهمتر از سرنوشت یک ملت مقاوم در حال فشار و اوامر رهبر جامعه بود.

 

اگر به کلمات کلیدی سخنان حضرت آقا بار دیگر با دقت نظر کنیم و اتفاقات دیروز مجلس را با آن بسنجیم به نتایج حیرت آوری می رسیم:

- اختلاف در عمل

- اختلاف در برخوردهای گوناگون

- اختلاف علنی

- گریبانگیری

- مچ گیری

- علنی کردن اختلافات

- کشاندن اختلافات به میان مردم

- تحریک احساسات مردم در جهت ایجاد اختلاف 

 

اتفاقات دیروز مجلس دقیقا تمامی این کلیدواژه ها را در خود جای داده بود و نمایندگان مجلس و دولت گویا نفهمیده بودند که هر کس در این راستا قدم بردارد قطعا به کشور خیانت کرده است.

گویا مسئولین دولت و مجلس٬ که جزء خواص جامعه نیز محسوب می شوند٬ هنوز نفهمیده اند که ولی فقیه از سوی امام معصوم (ع) نیابت ولایت بر جامعه را دارد و حرف و دستور او امر ولی الله الاعظم (عج) بوده و واجب الاطاعه می باشد.

گویا آقایان دولت و مجلس که در مسئله ی ولایت مداری می توانند ساعت ها سخن برانند٬ عملا اعتقادی به آن ندارند.

گویا حضرات هنوز نمی توانند موضوعات اصلی و فرعی را از هم تمیز دهند و جدل بر سر مقام یک فرد را به خیر و صلاح یک ملت ترجیح می دهند.

گویا مسئولین دولت و مجلس به سخنان مقام عظمای ولایت باور ندارند که هم اکنون در پیچی تاریخی قرار داریم و هرگونه اشتباه یا خطا باعث خسران جبران ناپذیری می شود.

انگار آقایان مسئول در جریان فشار شدید اقتصادی و سیاسی دشمنان استکباری و شیطانی برای از پای در آوردن مقاومت ملت ایران نیستند.

مثل اینکه خواص جامعه نمی فهمند که چشم امید میلیاردها مسلمان به جمهوری اسلامی است و این مطلبی است که عموم جامعه به آن پی برده اند.

گویا این آقایان هشدارهای پیاپی امام خامنه ای را نمی فهمند و یا فکر می کنند که خطاب ایشان فقط با عموم جامعه است.

گویا حضرات مسئولین هنوز نفهمیده اند که امت مسلمان عقد اخوتی با ایشان نبسته و اگر سر سوزنی از مسیر ولایت فاصله بگیرند آنها را ترد و رها خواهد کرد.

مثل اینکه آقایان با لجبازی های بچگانه خود می خواهند سرنوشت انقلاب را به بازی گرفته٬ خون صدها هزار شهید وطن و مجاهدان راه خدا را پایمال کنند.

حال امام خامنه ای٬ این مقتدر مظلوم٬ با این خواص بی بصیرت و کم فهمی که دور ایشان را احاطه کرده اند چه باید بکنند؟

ما که امیدی به رئیس مجلس و دوستانش نداشتیم و از امروز نیز امیدمان از رئیس جمهور کاملا قطع شد و به فرموده ی رهبر عزیزمان، اگر با آگاهی و از روی عمد اقدام به تحریک عواطف مردم کرده اند، آنان را مصداق خائنان قطعی به کشور می دانیم. اما اگر با نادانی و جهالت چنین اختلافات خود را علنی کرده و خلاف فرمایشات رهبری عمل کرده اند، صلاحیت خود را برای تصدی پست های بالای مملکت اسلامی مان از دست داده اند.

اما سخنی با امام مقتدر و مظلوممان:

ای سید ما و آقای ما٬‌بدانید که چشم و گوش ما به دو لب مبارک شماست. ما پا جای پای شما می گذاریم و راهی را می رویم که شما به ما نشان دهید. هدف و انگیزه ی ما انجام خواست شما و جلب رضایت شماست که رضایت ولی الله الاعظم را در پی خواهد داشت. و در این را از جان و مال و ناموس و خون خود دریغ نخواهیم کرد تا رضایت خداوند تبارک و تعالی را بدست آوریم. انشاالله!

   + سید مجید - ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۱

در تله ی سیاستمدار پیر!

 

بررسی تاریخ حضور اصلاح طلبان در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی نشان می دهد که این گروه همواره در بیان نظرات و اعتقادات خود دارای مواضعی دوپهلو بوده و به صراحت اعلام مواضع نمی کنند. این دسته از سیاستمداران معمولا با صدور بیانیه ها٬‌ نوشتن مقالات٬‌ چاپ مجلات و روزنامه های زنجیره ای سعی می کنند تا به صورت یک جانبه و حذف دیالوگ٬ نظرات خود را به مردم القا کنند. آنها در نوشته ها و بیانات خود فوجی از تحلیل های دروغین و اشتباه را با راست آمیخته کرده و به خورد مخاطب می دهند و چون در برابر خود شخص آگاهی نمی بینند تا در همان لحظه پاسخ درخوری تحویلشان دهد به آسانی با بازی های روانی و رسانه ای و با سوء استفاده از اتفاقات مورد توجه مردم٬ مخالفان خود را مورد شدیدترین آماج حملات روانی و رسانه ای قرار می دهند. این طیف ضمن انجام این حرکات٬ خود را بسیار فرهیخته و پایبند به دیالوگ و دموکراسی نشان می دهند.

 

 

گواه سخنان بنده را می توانید از شخصیت های تخریب شده در روزنامه های زنجیره ای دوران اصلاحات و پس از آن جستجو کنید. افرادی که طیف متفاوتی را از هاشمی رفسنجانی تا آیت الله مصباح و در اواخر دوران اصلاحات حتی خود خاتمی را شامل می شد.

طیف اصلاحات بسیاری از اهداف خود را بوسیله ی همین مونولوگ تاکنون پیش برده و پایبند به هیچ گفتگوی دوجانبه ای نبوده است. افراد این جبهه عموما از مناظره ها فرار کرده و یا در صورت حضور در آنها گفتگو را از حالت عادی خارج کرده و به سمت هوچی گری سوق داده اند.

در هنگامه ی دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری کاندیدایی که این طیف از او حمایت می کردند٬ در مناظره های انتخاباتی شکست سختی را از حریفش متحمل شد و به اعتقاد بسیاری شکست او در انتخابات از آن شب مسجل گردید. این کاندیدا بدون داشتن یک برنامه ی مدون و مشخص تنها سعی می کرد تا با سیاه نمایی و تخریب شخصیت حریف انتخاباتی اش کار را جلو ببرد که چون حریفش مرد سخنوری بود از پی هوچی گری های او برآمد.

 

 

پس از آن در چند برنامه ی "به سوی فردا" و " دیروز امروز فردا" مناظره هایی بین افراد طیف اصلاح طلب و سایر افراد پایبند به گفتمان انقلاب اسلامی برگزار شد که همین رویه ی فرار از بحث٬‌ سیاهنمایی٬‌ القای بحران٬ بیان مطالب دروغ٬ توهین و تخریب شخصیت از سوی اصلاح طلبان شرکت کننده به کار گرفته شد و در مناظره در برابر منطق حریف  دلایل منطقی ارائه نشد.

همین شکست ها در گفتگو باعث شد تا از آن پس اصلاح طلبان مجددا دیالوگ را رها کرده و به استراتژی مونولوگ سابق خود برگردند و تهمت ها٬‌ سیاهنمایی ها و دروغ های خود را در محیطی ارائه کنند که مخاطب آنها فقط شنونده باشد. لیستی که دکتر یامین پور از اصلاح طلبان فرارکرده از مناظره و یا آنهایی که برای مناظره پیش شرط تعیین کرده بودند در یکی از برنامه های خود ارائه داد گواه این استراتژی اصلاح طلبان است.

پس از فتنه ی 88 اصلاح طلبان هرگز حاضر نشدند به اتهامات و سئوالاتی که پیرامون فتنه گری آنها در انتخابات دوره ی دهم ریاست جمهوری و پس از آن مطرح بود پاسخ دهند. چراکه اگر صادقانه می گفتند که نظام را قبول نداشتیم که این کارها را کردیم٬‌از نظام ترد می شدند و اگر از آن اقدامات هنجارشکنانه اعلام برائت می کردند٬‌طیف وسیعی از طرفداران خود را در میان کسانی که با نظام مشکل دارند از دست می دادند. از این رو به استراتژی همیشگی فضا سازی روانی٬‌هوچی گری٬‌سیاهنمایی٬‌اختلاط راست و دروغ و فرار از دیالوگ رو آوردند.

اما این بار به نظر می رسد علیرغم انتظار در یک تله ی ناخواسته گرفتار آمده اند. ماجرا از اعلام نظر حبیب الله عسگراولادی در مورد سران فتنه و انتقاد جمعی از اصولگرایان از او آغاز شد. اصلاح طلبان که فرصت را برای گرفتن ماهی اختلاف از آب گل آلود اصولگرایان مناسب می دیدند برای تشکر از مواضع عسگراولادی نامه ای را به رهبری الیاس حضرتی مدیر مسئول روزنامه ی اعتماد و امضای شش اصلاح طلب دیگر خطاب به حبیب الله نوشته و در آن از نبود دیالوگ برای گفتگو و حل اختلافات گله کردند. همچنین طبق عادت همیشگی این طیف در نامه ی خود مطالبی خلاف واقع را نیز مطرح کردند. آنها که در خیال خود سعی در جذب عسگراولادی کارکشته از اردوگاه اصولگرایان٬ ‌همانند هاشمی٬‌ داشتند هرگز فکر نمی کردند که با جواب های متقن و سئوالات چالشی وی روبرو شوند. عسگراولادی ضمن استقبال از گفتگوی دوجانبه٬ مانند شکارچی ماهری که مدت ها در کمین نشسته بود تا صید به تله افتد٬‌ سئوالات و ابهاماتی را در ارتباط با مواضع اصلاح طلبان در فتنه 88 و اتفاقات آن مطرح کرد.

 

 

اصلاح طلبان که شدیدا گیج شده و فکر این غافل گیری را نمی کردند با یک فاصله ی زمانی نسبتا طولانی نامه ی اول عسگراولادی را پاسخ دادند که بلافاصله با پاسخ دوم او همراه شد.

"پاسخ شما و دوستان اصلاح طلب را در روزنامه اعتماد مورخ 11 بهمن 91 خواندم.پاسخ نامه قبلی شما را در تاریخ 10/30/ 91 دادم اما کم کم داشتم ناامید می‌شدم. فکر کردم شما تمایلی به ادامه این گفت‌وگو ندارید ولی بحمدالله مطالبی را قلم کردید.

گفتگو باید ناظر به آنچه گفته شده و آنچه شنیده شده باشد. اگر فرآیند بیانیه‌ای و اعلام مواضع جدید را طی نکند هدایت کننده نیست لذا پاسخ شما را ناظر به مفاد مکتوب خود ندیدم."

 

 

همانطور که عسگراولادی گلایه کرده است٬‌هفت اصلاح طلب در نامه ی دوم خود مجددا ضمن سیاهنمایی٬‌دروغگویی و مشتی تهمت و افترا ٬از پاسخگویی به سئوالات او فرار کرده و مطالب دیگری عنوان کرده اند. حال این سیاستمدار پیر در نامه ی دوم خود ضمن استفاده از نظرات بیان شده توسط این هفت نفر به طرح سئوالاتی پرداخته است که در صورت جواب این هفت نفر به آن٬ مواضع دوپهلو و نفاق گونه ی طیف اصلاحات روشن خواهد شد. سئوالاتی که در مورد اجرای بدون کم و کاست قانون اساسی٬‌ ولایت فقیه٬‌ استبداد سیاسی و کودکامگی٬ دولت دینی و میراث تشیع٬ میانه روی و اعتدال٬ غوغا سالاری و افراطی گری٬ و ... مطرح شده و پاسخ به آنها از طرف این هفت اصلاح طلب خیلی از موارد مبهم را درمورد اعتقاد اصلاح طلبان به جمهوری اسلامی روشن خواهد ساخت. به نظر می رسد اصلاح طلبان که باها و بارها به بهانه های مختلف از گفتگو وبیان شفاف مواضعشان فرار کرده اند مجبورند در زمینی که این اصولگرا برای آنها تعیین کرده بازی کنند و این بار بدجور در تله مرد کارکشته ی سیاست گیر افتاده اند.

ببینید:

- نامه ی اول هفت اصلاح طلب به حبیب الله عسگراولادی

- جواب عسگراولادی به هفت اصلاح طلب

- نامه ی دوم اصلاح طلبان در پاسخ به عسگراولادی

- نامه ی دوم عسگراولادی به هفت اصلاح طلب

 

---

  • پی نوشت:

آقای عسگراولادی در مورد سران فتنه اعتقاد دارند که آنها گول خوردگان فتنه هستند و سران فتنه امریکا٬ انگلیس و رژیم اشغالگر قدس هستند و اگر این افراد مفتون توبه کنند قابل برگشت می باشند. بنده شخصا معتقد ام اگر جامع به فتنه نگاه کنیم ده سال است که استکبار در حال برنامه ریزی و جذب نیرو و آموزش آنهاست. تا اینجا با نظر آقای عسگراولادی موافقم. اما اینکه این دو فتنه گر از روی ساده لوحی گول عناصر فتنه ساز را خورده و دست به این حرکات نابخشودنی زده اند تا آنجا قابل قبول است که هنوز کسانی از طرف نظام با آنها صحبت و اتمام حجت نکرده و امام خامنه ای در نماز جمعه ی تاریخی خود راه های قانونی پی گیری اعتراضات را یادآوری نکرده بودند. هر گونه تحرک پس از آن به مثابه دشمنی و فتنه گری آنها به حساب می آید. البته که پس از توبه ی راستین و پرداخت حقوق تمامی ضرر دیدگان فتنه ی 88 ٬از نظام گرفته تا خسارت دیدگان جانی و مالی٬ این فتنه گران می توانند مانند مردم عادی در این مملکت زندگی کنند که این هم از رافت نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهد بود.

   + سید مجید - ۱:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۱

هیچ!

 

بعد از پانزده سال به وطن بازمی گردد. آرام و باوقار به صندلی هواپیما تکیه زده است. همه ی اطرافیان در تشویش و دلهره به سر می برند. هر لحظه امکان هر اتفاقی وجود دارد. حکومت وقت آخرین دست و پاها را می زند. فرودگاه را بسته و او را تهدید به بازگرداندن هواپیما به مبدا نموده است. امکان ترور و یا دستگیری او نیز وجود دارد. اما او همه ی این احتمالات را می داند و آرام نشسته است.

 

 

پانزده سال قبل شب بازداشت و تبعیدش همه ی طلبه هایی را که در خانه ی او جمع شده بودند تا از او در برابر عمال رژیم دفاع کنندبا آرامشش آرام کرده و به خانه هایشان فرستاده بود.

او به خوبی به این آیه ی شریفه اعتقاد دارد:

 

ان الله یدافع عن الذین آمنوا...

 

در هواپیما خبرنگاری از او درباره ی احساسش از بازگشت به وطن پس از پانزده سال می پرسد و از جواب او شوکه می شود:

هیچ!

اگر جای او بودم از شادی و شعف و غرور در پوست خود نمی گنجیدم. نظام شاهنشاهی 2500 ساله را بر انداخته بودم. بعد از 15 سال به وطن باز می گشتم. میلیون ها عاشق و طرفدار منتظر من بودند و می رفتم تا حکومت یک مملکت را به دست بگیرم.

او خوب می دانست که همه چیز از خداست، او خوب می دانست که او تنها یک وسیله است و انتخاب شده تا اتفاقاتی تاریخی به دست او رقم بخورد.

 و خوب می دانست که این پایان مبارزه نیست ، تازه آغاز راه است. او در ذهنش ساخت یک حکومت دینی با حضور مردم در صحنه را مرور می کرد که این حکومت بتواند مقدمه ساز قیام جهانی منجی آخر الزمان باشد.

او یک مامور بود، مامور خدا!

او آرام آرام بود!

الا به ذکر الله تطمن القلوب

 

---

  • پی نوشت:

دوازدهم بهمن ماه، سالگرد بازگشت امام امت، خمینی کبیر (ره) به وطن و آغاز دهه فجر انقلاب اسلامی مبارک باد.

   + سید مجید - ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۱

آخی٬ میمون کوچولوی بیچاره‌!

 

من بعضی وقت ها خیلی حساسم و دلم برای مظلومای عالم خیلی می سوزه!

من تا حالا خیلی ها رو به اون دنیا فرستادم و اصلا دلم به حالشون نسوخته٬ چون حقشون بوده و اصلا مظلوم نبودن.

 

 

عده زیادی از بومی های آمریکا رو٬‌ عده زیادی از سیاهپوستای آفریقا و آمریکا رو٬ تعداد زیادی از مردم ژاپن و ویتنام رو٬‌ آدمای زیادی از مردم عراق و افغانستان رو کشتم و عین خیالم هم نیست. چون حقشون بوده و لیاقت زندگی تو این دنیا رو به تشخیص من نداشتن!

من رکورد سرعت نابود کردن هم دارم٬‌ مردم دو تا شهر رو با بمب اتم ظرف چند ثانیه خاکستر کردم. رکورد نسل کشی هم که تا دلت بخواد در کارنامه ی درخشانم به چشم می خوره!

یه عده رو هم غیر مستقیم و با به جون هم انداختن نابود کرده ام. طالبان رو ساختم و انداختم به جون مردم افغانستان. صدام رو علم کردم و انداختم به جون مردم ایران. صرب ها رو تیر کردم و یه نسل کشی تو اروپای متمدن! راه انداختم و صدای هیچکی درنیومد. به اسم شیعه و سنی کلی رو به کشتن دادم . شورشی های آفریقا که دیگه نوبر کارای من هستن و نمی ذارن هیچ دولتی پابرجا بمونه٬ سلاح و پولشون رو من می دم. اسرائیل هم که دیگه پسر خودمه و هیچکی حق نداره بهش از گل کمتر بگه!

اما بعضی وقتا دلم برای مردم دنیا می سوزه از دست این حکومتاشون. مثلا یکی شون که از همه پررو تره و همش تو روی من وایمیسه و برای شاخ و شونه های من تره هم خورد نمی کنه٬ دو سه سال پیش یه انتخابات برگزار کرد که هشتاد درصد توش شرکت کرده بودن. من که مهد دموکراسی ام تو انتخاباتم سی چهل درصد شرکت می کنن٬‌ اونوقت اونجا هشتاد درصد؟ اصلا می شه؟ خب معلومه که تقلب شده. حالا مدرکی گیر نیومد که نیومد. همین که من می گم کافیه. مردم رو تیر کردم بیان تو خیابون اعتراض کنن و بگن رای منو پس بده٬‌ حکومتشون اومد هفتاد و خورده ای معترض آرام رو کشت. خودمون لیستش رو منتشر کردیم و تو کنگره مون براشون مجلس ختم گرفتیم. حالا من کاری ندارم که بعدا بیشترشون اومدن گفتن ما زنده ایم!

حالا همین حکومت پرروهه که نفتش رو از چنگ ما در آورده بود و جاسوس خونه ی ما رو تو پایتختش با وقاحت تمام تعطیل کرده بود و ‌جلوی ما وایساده بود و می گفت انرژی هسته ای هم می خوام٬ تازگی ها همین چند روز پیش یه جنایت جدید کرده که خیلی دل منو سوزنده٬‌ آخه انسانیت کجا رفته٬‌ یکی تو این دنیا نیست جلوی اینا رو بگیره که این فجایع رو مرتکب نشن؟ بابا آخه با میمون بیچاره دیگه چیکار دارین؟

 

 

---

  • پی نوشت:

- ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا با ابراز دلسوزی برای "میمون کوچک بیچاره‌ای" که در تلویزیون‌های ایران به نمایش گذاشته شده، افزود که کشورش هنوز از عملیات پرتاب این کاوشگر مطمئن نشده است!

 

 

 نولاند در عین حال مخفی نکرد که دلسوزی وی برای این میمون کوچولو ناشی از نگرانی آمریکا از توسعه سیستم‌های موشکی دوربرد ایران است.
- آمریکا٬‌از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. (شهید بهشتی)
- اگر علم در ثریا باشد٬‌مردانی از سرزمین پارس بدان دست خواهند یافت. (پیامبر اعظم (ص))

   + سید مجید - ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩۱

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

 

پانصد و هفتاد سال از آمدن آخرین فرستاده می گذشت. جهان در ذلالت و گمراهی به سر می برد. فرزندان آدم دوباره از راه راست فاصله گرفته بودند. از زمانی که کشتی نوح به زمین نشسته بود و مومنین از آن خارج و به هر جا پراکنده شده بودند و کافران و مشرکان همگی غرق، بارها و بارها فرزندان و نسل های بعدی در پیروی شیطان از راه راست منحرف شده و به شرک و کفر رو آورده بودند و هر بار هم خدای مهربان برایشان کسی از خودشان فرستاده بود تا آنها را بازگرداند. آخرین آنها عیسی پسر مریم مقدس بود. او که تولدش معجزه بود فرستاده شد تا مردم را از گمراهی علمای دین یهود نجات بخشد اما پس از او امتش به ورطه ی شرکی دیگر افتادند و او را فرزند خدا دانستند!

هفدهمین روز از بهار اول با طلوع فجر آغاز می شد و خانم پاک و مطهری در روز جمعه بارش را به زمین می گذاشت. در این ایام همسرش دیگر در کنارش نبود و فرسنگ ها دور از او بر اثر بیماری در گذشته و مدفون شده بود.

ابرهای تیره و تار جاهلیت سراسر شبه جزیره را فرا گرفته بود، کردارهای زشت و ناروا، کارزارهای خونین، یغماگری، فرزند کشی و ... هر گونه فضائل اخلاقی را از میان برده بود. جامعه در سراشیبی بدبختی عجیبی قرار گرفته بود و فاصله ی زندگی و مرگ آنان بسیار کوتاه شده بود. بت ها به جای خدای ابراهیم پرستیده می شدند. با طلوع فجر و تولد فرزندی، ستاره ی صبح سعادت دمید و محیط تاریک جامعه با میلاد او روشن شد.

در هنگام ولادت او ایوان کسری شکافت و چند کنگره ی آن فرو ریخت، آتشکده ی فارس خاموش شد، دریاچه ی ساوه خشک گردید، بت های بتخانه ی مکه سرنگون شد، نوری از وجود آن فرزند به سوی آسمان ها بلند شد که شعاع آن تا فرسنگ ها را روشن کرد. اینها همگی نوید پایان عصر جاهلیت و آغاز دورانی جدید را می داد.

هفت روز از تولد او گذشت. پدر بزرگش برای سپاسگذاری به درگاه الهی گوسفندی کشت و گروهی را دعوت کرد و در آن جشن باشکوه نام فرزند خود را انتخاب کرد:

محمد!

 


نام او را محمد گذاشتم چون خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد.

و این الهامی از جانب پروردگار بود برای نامگذاری پیامبر آخرالزمان، ختم پیامبران!

 

---

  • پی نوشت:

میلاد حضرت محمد مصطفی، بهانه ی خلقت و سرور کائنات و فرزند پاک و طاهرش صادق آل محمد بر همه ی خداپرستان مبارک باد.

 

   + سید مجید - ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩۱

مه فشاند نور و ...

در رجانیوز خواندم که آواز خوان فتنه ی هشتاد و هشت در مراسم تشییع همایون خرم افاضاتی جدید از دهانش پراکنده است. می خواستم جواب درخور به او بدهم٬‌اما دیدم خدا جواب او را داده است٬ اگر بفهمد!

سالها خواند:

ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا...

اما معنی آن را نفهمید.

 

----

  • پی نوشت:

در مراسم تشییع جنازه «همایون خرم» سخنرانی کرده و گفته بود:

«حیف صد حیف که هراز گاهی یکی از فروزه ها و تابش های فروغ مهر و هنر این سرزمین نفرین شده به خاموشی می گراید».

 

   + سید مجید - ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۱

اگر متحد بودیم!

 

از جمعیت بیش از هفت میلیاردی کره زمین٬‌نزدیک به یک چهارم آن مسلمان هستند. مسلمانانی با عقاید٬‌آداب و رسوم و فرقه های گوناگون که همگی به یک خدا و به یک رسول ایمان دارند و همین شرط برای مسلمان بودن آنها کافی دانسته شده است.

 

 

اسلام بعد از مسیحیت دومین دین بزرگ شناخته می شود. قدرت اسلام در منطق٬‌اخلاق و علمی بودن آن نهفته است که هر محقق سرگردانی را که در جستجوی دینی می باشد٬ به خود جذب می کند. همین مزیت باعث شده تا نرخ رشد اسلام در بین ادیان توحیدی و غیر آن در صدر قرار گیرد و نگرانی هایی را برای سران جبهه ی استکبار به دنبال داشته باشد.

تفاوت اسلام با سایر ادیان جمع کردن دو عمل "اخلاق" و " جهاد" در کنار یکدیگر است (اشداء علی الکفار و رحماء بینهم). اسلام ناب محمدی از یاوری مظلوم و خصومت با ظالم می گوید. اسلام اصیل دشمن جهل و دوستدار دانش است. اسلام واقعی با همه مهربان نیست و حتی میزان مهربانی با افراد در آن متفاوت است. اسلام حقیقی محل برتری خداترسی بر قوم و نژاد و زبان و رنگ پوست و حدود بشر ساخته ی جغرافیایی است. اسلام ناب٬‌ اسلام بی خیال نبودن است٬‌نسبت به هم خانواده٬‌هم شهری٬‌هم میهن٬‌هم زبان٬‌هم دین٬‌هم نژاد و هم نوع!

اسلام در یک کلمه "فقط تسلیم خدا" بودن است.

اسلام و پیامبر اعظم آن آمدند تا به ما بفهمانند که بنده ی شهوت٬‌بنده ی خشم٬ بنده ی حرص و آز و طمع٬ ‌بنده ی شکم٬‌ بنده ی تکبر٬ بنده ی انسان دیگر٬‌ و بنده ی شیطان نباشیم.

الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبد الشیطان انه لکم عدو مبین،وان اعبدونی هذا صراط مستقیم.

خدای مهربان به ما گفت که شیطان دشمن دائمی و آشکار ماست. به ما گفت که او را پیروی نکنیم. داستان او را برای ما تعریف کرد که چون به انسان سجده نکرد از درگاه خداوند پس از هزار سال عبادت رانده شد و به عزت خدا قسم خورد که همه ی انسان ها را گمراه خواهد کرد مگر مومنین حقیقی را!

خداوند عاقبت پیروی از شیطان را هم برای مان به وضوح تعریف کرد. در روز رستاخیز هر دسته ای با امامشان محشور می شوند و امام عده ای شیطان است. در حالیکه به او متوسل می شوند او آنها را از خود می راند و با کلمه ی کفر او روبرو می شوند.

حال ببینیم نزدیک به دو میلیارد مسلمان سالهاست چگونه اسیر اختلافات هستند.

اختلافات شیعه و سنی

اختلافات قومی و قبیله ای

اختلافات تکفیر یکدیگر

اختلافات مرزی و حکومتی

اختلافات در تفسیر دین

همه ی اینها از جانب شیطان و ایادی آن است. امریکای جنایتکار٬‌انگلیس خبیث٬‌ صهیونیست های اشغالگر٬‌ و سایر استعمارگران غربی سالهاست که تفکرات شیطان را به اجرا در می آورند تا اختلافات بین مسلمانان را تشدید کنند. هزینه های هنگفت می کنند تا آنها را از بندگی خدا خارج و به بندگی شیطان بکشانند. می بینیم در قرن اخیر چه بلایی به سر فلسطین٬‌افغانستان٬‌عراق٬‌پاکستان٬‌بحرین٬ سوریه و لبنان آورده اند. هر جا که توانسته اند عناصری دست نشانده گماشته اند. تا توانسته اند مسلمانان را با مرزبندی های زیاد و ملیت های فراوان در زمین های کوچک محصور کرده اند. اکثر آنها را درگیر مناقشات مرزی کرده اند (هند و پاکستان٬‌ عراق و کویت٬‌ایران و امارات٬‌عراق و ایران٬ و ...). مردم مسلمان را از حب دین داشتن به حب وطن و ملیت داشتن سوق داده اند. آخوندهای درباری تربیت کرده اند تا هر جنایت و خیانت حکام دست نشانده را توجیه دینی کنند. مردم را بی سواد نگه داشته اند و یا علوم مورد نظر خود را به عده ای از آنها آموزش داده اند. گروه های و فرقه های با ظاهر دینی ساخته اند تا مردم را تکفیر کرده و به قتل برسانند. گروه هایی که اسم مسلمان دارند ولی با مسلمانان می جنگند و در دامان یهود و نصارا غش می کنند.

 

 

کافی است کمی با تامل به اطراف خود در دنیای کنونی خود نگاه کنیم. این است امت رسول خدا؟

هفتاد سال است که یهود به سرزمین مقدسشان حمله کرده و کشته و غارت کرده و اشغال کرده و به جز اندکی صدایی از کسی شنیده نمی شود.

صهیونیست های مسیحی به افغانستان و عراق حمله کرده و میلیون ها مسلمان بی گناه را کشته و اعتراضی نمی شود.

در بوسنی صرب های وحشی نصرانی٬ مسلمانان را نسل کشی کردند و آه از نهاد مسلمانی بلند نشد.

حکام دست نشانده و بی دین بر مسلمانان حکومت ظالمانه دارند و هیچکس صدایش در نمی آید.

سگ صهیونی هرگاه اراده کند به لبنان یورش برده٬ می کشد و نابود می کند و مسلمانان فقط نظاره می کنند.

در این بین قهقهه ی مستانه ی شیطان شنیده می شود و به خود می بالد که به وعده اش به خداوند عمل کرده است (فبعزّتک لأغوینّهم أجمعین).

چشمانتان را ببندید و تصور کنید ایامی را که ما مسلمانان بصیرت داشتیم و دوست و دشمن را تشخیص می دادیم. اجازه حکومت نااهلان و جاهلان و ظالمان را نمی دادیم. اجازه ی تسلط به کفار و استعمارگران نمی دادیم. یکدیگر را تکفیر نمی کردیم. با اخلاق محمدی با یکدیگر برخورد می کردیم. با یهود و نصارا دوستی نمی کردیم. حل اختلافات دینی را به علمای واقعی واگذار می کردیم. از سلاح خود بر علیه دشمنان اسلام استفاده می کردیم. غیرت اسلامی داشتیم نه تعصب قومی و قبیله ای و نژادی. با هم به معنای واقعی برادر بودیم (انما المومنون اخوه). به افکار٬‌عقاید و ‌مناسک یکدیگر احترام می گذاشتیم. و اگر با هم متحد بودیم...

 

 

در این صورت اسرائیل وجود خارجی نداشت. استعمارگری جرئت تعدی به بلاد مسلمین را بخود نمی داد. این همه انرژی و سرمایه و نیروی مسلمین به هدر نمی رفت. این همه انسان مسلمان کشته نمی شد. سرزمین های مسلمانان آباد بود. گرایش به اسلام هزاران برابر اکنون بود. استعداد مسلمین شکوفا می شد. خداوند درهای خزائن رحمت خود را به روی مومنین می گشود. فقیری در سراسر سرزمین های اسلامی باقی نمی ماند. امنیت حتی در دورترین نقاط سرزمین اسلامی حکم فرما بود. حکومت در دست مومنین بوده و عدالت به اجرا در می آمد. مرزهای کشورهای اسلامی فقط خطوطی در نقشه ها بودند. نوع دوستی رمز فعالیت روزانه ی هر مسلمان می شد. حتی سایر خداپرستان واقعی ادیان دیگر نیز از پیشرفت مسلمانان منتفع می شدند. مدینه ی فاضله ای ساخته می شد تا ولی الله الاعظم بر آن حکومت کنند و ظهور اتفاق می افتاد.

در آن روز ناله ی شیطان لعین فرح بخش دل هر انسان مومن می شد!

آه ... اگر متحد بودیم!

واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا

 

 

---

پی نوشت:

  • میلاد پیامبر رحمت٬‌حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی و هفته ی وحدت را خدمت همه ی برادران سنی و شیعه تبریک عرض می کنم.
  • امام خمینی در صحبت های گرانبهایشان بیش از هفتصد بار از عبارت "وحدت کلمه" استفاده کرده و مسلمانان را به آن فراخوانده اند.
  • حضرت آیت الله سیستانی می فرمایند:بنده بارها گفته و باز هم می گویم که نگویید سنی‎ها برادرانمان هستند بلکه آنها نفس و جان ما هستند.
  • آیت الله وحید خراسانی می فرمایند: هر کس شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت خاتم الانبیاء (ص)٬ بدهد مسلمان است٬‌و جان و عرض و مال او مانند جان و عرض و مال کسی که پیرو مذهب جعفری می باشد٬‌محترم است. وظیفه شرعی شماست که با گوینده شهادتین هر چند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنید٬‌و اگر آن ها با شما به ناحق رفتار کردند٬‌شما از صراط مستقیم و عدل منحرف نشوید.
  • حضرت آیت الله بهجت در جواب فردی که در مورد نماز خواندن به امامت اهل تسنن سوال کرده بود٬ فرمودند: نماز خواندن پشت سر آنها٬‌ثوابش از شمشیر زدن در رکاب رسول خدا (ص) در صف اول جنگ احد بیشتر است. اگر ما شیعیان و امامانمان اینگونه عمل نمی کردیم٬‌پنج شیعه ی آن روز اکنون صد و پنجاه میلیون شیعه نبود.
  • امام خامنه ای در جواب استفتایی می فرمایند: اهانت به نماد های برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است.
  • مولا علی علیرغم تضییع حق ولایت٬ برای باقی ماندن اسلام سکوت کرده و خلفا را در زمان های مختلف مشاوره نیز داده اند.
  • تکفیر کنندگان هر مسلمانی که به وحدانیت خدا و نبوت پیامبر شهادت داده در واقع یاوران شیطان هستند.

   + سید مجید - ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱

آقایان٬‌همه ی شما مسئولید!

 

 با انقلاب اسلامی در ایران٬‌انقلابی هم در وجود مردم ایران آغاز شد. یک انقلاب معنوی که باعث شد تا مردم ایران به پرورش و آرایش درون خود مشغول شود تا آرایش ظاهر!

چادر به عنوان حجاب پسندیده ی اکثر مردم ایران مجددا احیا شد و حتی کسانی که چادر را کنار گذاشته بودند دوباره آن را انتخاب کردند. زنان با همان چادر در کار و جهاد همپای مردان تلاش می کردند.

 

 

 اما با گذشت زمان و عبور از دفاع مقدس و در دوران سازندگی کم کم شرایط فرق کرد. وقتی که چادرها کم کم کنار گذاشته شد٬ گفته می شد که با مانتو هم می توان حجاب را حفظ کرد. مانتو های گشاد و مقنعه بهانه ای شد برای قشری از مردم تا ضمن حفظ حجاب چادر را بردارند. اما کم کم مانتو ها آب رفت و از مچ پا تا بالای ران کوتاه شد. مقنعه های بلند جایشان را به روسری های کوتاه و شال های بیست سانتی دادند. صورت های ساده و با حیا تبدیل به بوم نقاشی شدند. موهای پوشیده از حجاب به در آمدند و با هزار طرح و رنگ برای غریبه ها خود نمایی کردند.

این اتفاقات در دوران اصلاحات به اوج خود رسید؛ چنانکه زهرا اشراقی نوه ی حضرت امام و همسر محمدرضا خاتمی درباره دوره ی اصلاحات می گوید: 

 

 

 

"من خوب به یاد دارم فردای دوم خرداد وقتی آقای خاتمی برنده انتخابات شد ما به یک کافی شاپ رفتیم که فضا پر از شور و هیجان و خوشحالی بود و صاحب کافی شاپ با پوسترهای آقای خاتمی دیوارهای مغازه اش را پوشانده بود اما با دیدن من جمله ای گفت که خیلی به فکر فرو رفتم، گفت چادرت را بردار آقای خاتمی برنده شد، دیگر همه آزادیم! "

 

از آن دو دولت آقای خاتمی با وزرای کابینه اش از جمله وزیر ارشادش آقای مهاجرانی و تئوریسین هایش که اعتقاد داشتند بر علیه خدا هم می توان تظاهرات کرد جز این انتظار نداشتیم.

 

 

اما با روی کار آمدن دولت اصولگرای آقای احمدی نژاد و آن شعارهای آرمانی نور امیدی در دل دوستداران انقلاب و اسلام روشن شد تا شاید خواب غفلت عناصر فرهنگی دوران شانزده ساله ی دو رئیس جمهور قبلی را با بیداری و کار مضاعف همچون سایر بخش های دولت جدید جبران کنند. اما رئیس جمهور با بیان این جمله امید همه را نا امید کرد:

"مگر مشکل ما دو تار موی جوانان ماست؟"

وی اعتقاد داشت در این زمینه باید کار فرهنگی شود و با زور این مشکل حل نمی شود.  اکنون با گذشت بیش از هفت سال از دولت او نه تنها هیچ کار فرهنگی چه در مدارس٬ چه در مهد های کودک و چه در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی صورت نگرفته بلکه حتی در ادارات دولتی هم کاری انجام نشده است.

در چنین وضعیتی حال روز جامعه هر روز در این زمینه خرابتر می شود. شلوارهای استرچ تنگ و بدن نما عمومیت یافته است. شال ها دیگر دور گردن گره نمی شود و مانند یک شنل آویزان است. گوش ها و سینه ها نمایان است. مانتوها تبدیل به یک لباس کوتاه تا کمر شده اند. آستین مانتو ها تا آرنج کوتاه شده اند. کشور ما دومین مصرف کننده ی لوازم آرایش در دنیاست.

 

 

آقای احمدی نژاد مشکل دیگر دو تار مو نیست!

اما در حالی که دولت در خواب خرگوشی به سر می برد٬‌مجلس نیز طرح عفاف و حجاب را کنار گذاشته است و در این میان تنها نیروی انتظامی احساس تکلیف کرده و هر از گاهی برخوردهایی مقطعی با این موضوع دارد اما کافی و اثرگذار نیست. برای فائق آمدن بر یک بیماری همه ی دستگاههای بدن باید با هم همراه باشند. مجلس٬‌دولت٬‌قوه ی قضائیه٬‌ارگان های آموزشی و پرورشی و فرهنگی همه با هم باید در این موضوع فعالیت کنند.

در حالیکه همه ی مسئولان در رخوت به سر می برند٬‌دشمن بیکار ننشسته و بسیار حساب شده و با برنامه ریزی در حال فعالیت است. او فهمیده که برای در هم شکستن مقاومت یک ملت مومن ابتدا باید آنها را از خدا٬ دین و معنویات جدا کند. او فهمیده که ایران را باید از درون استحاله کند. مردمی که از خدا جدا شدند به راحتی تسلیم شده و یا فرار می کنند. دشمن دارای برنامه ریزی جامع است و برای گوشه گوشه زندگی ما برنامه ای مدون با کارشناسان و مجریانی خبره تدوین کرده است. او برای درهم شکستن ما برنامه ریزی کرده است.

بیش از 50 کانال ماهواره ای به زبان فارسی به راه انداخته که بیش از 20 کانال آن فقط سریال های دوبله شده مفسده انگیز بخش می کنند که موضوعات اکثر آنها خیانت٬‌دوستی با جنس مخالف٬‌ارتباط زن و مرد متاهل با دیگران٬‌ مصرف مشروبات الکلی و... می باشد. جالب اینجاست که نوع پوشش و آرایش بسیار زننده ی این سریال ها و فیلم ها در حال عادی سازی در جامعه است.

 

 

در حالیکه جامعه ی ما در تحریم بسر می برد و انواع اجناس حیاتی همچون داروها٬ قطعات هواپیما٬ و... در لیست این تحریم هاست٬ لوازم آرایشی بدون هیچ مشکلی به کشور وارد می شود و میلیاردها دلار ارز از کشور خارج می کند.

اسباب بازی ها و عروسک هایی که سبک زندگی غربی را آموزش می دهند به راحتی در مراکز محصولات فرهنگی کودکان ما به فروش می روند.

 

 

مراکز توریستی و ضد فرهنگی شان با قیمت های استثنایی مردم را به گشت و گذار در این مراکز آلوده دعوت می کنند. مراکزی که در آنها شنای مختلط٬‌ سرو مشروبات الکلی٬ غذا های حرام و ارتباط نامشروع جنسی به راحتی در دسترس می باشد.

میلیادرها دلار خرج ساخت فیلم های هالیوودی برای القای فرهنگ خراب خود به ما می کنند.

انواع لباس ها و پوشاک طراحی شده برای مردم مغرب زمین را به کشور ما صادر آن را در فروشگاه های ما عرضه می کنند.

عوامل داخلی زیادی را تربیت و منشا اثرگذاری در داخل کشور می کنند. این عوامل داخلی نیز فعالیت های شدیدی را در این زمینه انجام می دهند.

در مهد های کودک به آموزش رقص و موسیقی و آموزش دوستی دختر و پسر در مهمترین سن اثرپذیری کودک می پردازند.

 

 

در دانشگاه های اساتید غرب گرا و تحصیل کرده در خارج از کشور و افراد سکولار در حال تخریب پایه های اعتقادی و دینی جوانان هستند.

در سینما و مجامع هنری به ارائه سبک زندگی غربی و ارائه موضوعات خیانت و ... با آرایش ها و گریم های مغایر با سبک زندگی اسلامی می پردازند. در فیلم های این منورالفکر های غربزده زن بدبخت حتما چادری و زن خوشبخت حتما بدحجاب با آرایش غلیظ است.

 

 

با ایجاد عرفان های کاذب و دین های ساختگی و تشکیل حلقه ها و نشست های دوستانه با ظاهر فریبنده در حال به انحراف کشیدن جوانان از دین حقیقی و دوری از خدا هستند.

با برگزاری تورهای توریستی مختلط و آزاد از هر قید و بند و ایجاد جاذبه های جنسی سعی در جذب جوانان تشنه ی شادی و محبت دارند.

با ساخت و گسترش موسیقی های شیطانی و منحرف در تلاشند تا جوانان را از یاد خدا و معنویات غافل کنند.

در مزون ها و سالن های مد به ارائه ی لباس ها و مد های جدید غربی پرداخته و مدل هایی را برای باب کردن این لباس ها و نوع پوشش در جامعه استخدام و در شهرها به گردش در می آورند.

با تاسیس فروشگاه هایی همچون هایپر استار - که صهیونی بودن آن امروزه به اثبات رسیده -  مردم را به مصرف گرایی و تجمل گرایی تشویق می کنند.

 

 

با تاسیس روزنامه ها و مجلات زنجیره ای و چاپ تصاویر افراد بی قید و بی ایمان و مصاحبه با آنها٬‌اقدام به الگو سازی برای نسل جوان می کنند.

با ایجاد شغل های کاذب همچون بازاریابی شبکه ای به فروش لوازم آرایش به جوانان و نوجوانان می پردازند.

 

 

ویترین مغازه های لباس فروشی را پر از مانکن های خوش تراش با لباس های نیمه عریان کرده و جوانان را به پوشیدن این لباس ها تحریک می کنند.

 

 

حجاب و چادر را سنت و بی حجابی را شیک پوشی و مدرنیته معرفی می کنند.

در مراکز آموزش زبان٬ استاد غربگرا٬ کتاب های با تصاویر و محتویات فاسد مفاد خلاف آموزه های دینی را به خورد زبان آموزان می دهند.

 

 

در مغازه های لوکس فروشی مجسمه های نیمه عریان را به راحتی به فروش می رسانند.

از چهره زنان آرایش و گریم کرده در تبلیغات به وفور استفاده می کنند.

و به راحتی می توان از این دست موارد را در جامعه اسلامیمان یافت که هم زمان با برخورد با بد حجابان در جامعه باید با آنها برخورد شود.

حال٬ آقای احمدی نژاد و سایر دوستان مسئول در مجلس و قوه قضائیه و سایر نهادهای نظارتی و فرهنگ ساز بدانید که همه ی شما در برابر خداوند بزرگ و پیامبر و ائمه ی معصومین و بالاخص امام حاضر٬ مسئولید و باید پاسخگو باشید. بترسید از روزی که در پیشگاه خدای بزرگ قادر به جواب قانع کننده نباشید. پاسخگویی برای اعمال فردی و کارنامه ی شخصی بسیار سخت است چه برسد به کارنامه ای که مربوط به حقوق هفتاد و چند میلیون شیعه است.

جوامع غربی که این راه دوری از عفاف را قبل از ما رفته اند اکنون در چه وضعیتی به سر می برند؟ مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می‌فرمایند:

«یکی از مشکلات زنان در دنیای غرب به خصوص در کشور ایالات متحده‌ی آمریکا، همین است که مردان با تکیه به‌زورمندی خودشان، به عفّتِ زن، تعدی و تجاوز می‌کنند. آمار منتشر شده از سوی مقامات رسمی خود آمریکا را من دیدم که یکی مربوط به دادگستری آمریکا و یکی هم مربوط به یک مقام دیگری بود. آمارها واقعاً وحشت انگیز است. در هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف در کشور آمریکا صورت می‌گیرد! ببینید چه قدر مسئله‌ی عفت مهم است و وقتی بی‌اعتنایی کردند، قضیه به کجا می‌رسد.»

چگونه با این وضعیت آلوده ی جامعه می توانیم به جوانی که کار ندارد٬‌سربازی نرفته٬‌در حال درس خواندن است٬‌سال هاست که قوه ی شهوت او بیدار شده٬‌ از مسجد و آموزه های دینی فاصله گرفته٬‌در مدارس هیچ چیز دینی به او یاد نداده اند٬‌پای ماهواره و اینترنت می نشیند و ... می توانیم بگوییم تقوا پیشه کن!

روزی که باید برنامه ریزی٬ فرهنگ سازی و برخورد می کردید چشم بر حقایق بستید و نصیحت دوستان واقعی و دلسوزان و درد دینداران و رهبر انقلاب را گوش نکردید. تا دیر نشده اقدامی کنید٬‌برای شروع می توانید از مهد های کودک٬‌مدارس و دانشگاه ها شروع کنید. می توانید از ادارات و سازمان ها شروع کنید.

نترسید از اخراج معلمان٬‌اساتید و کارمندان بدحجاب. نترسید از وضع قوانین حجاب و عفاف بر مبنای تعالیم اسلام. نترسید از اعمال جریمه های گزاف برای افراد لاابالی و قانون شکن. نترسید از بی کار کردن هنرپیشه ها و هنرمندان مروج فساد٬‌ نترسید از بازخورد اجرای قوانین اسلام در جامعه.

 

فقط از خدا بترسید.

 

 

"فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلا تَشْتَرُوا بِآیَاتِی ثَمَنًا قَلِیلا وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ "

"از مردم نترسید[بلکه] از من بترسید و آیات [قرآن] من را به بهای اندک مفروشید، و کسانیکه طبق آنچه که خداوند نازل کرده است حکم نکنند پس آنان کافران هستند"

(سوره مبارکه مائده-آیه ۴۴)

 

 

   + سید مجید - ٩:۱٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱

تو همان آرزوى قلبى مرد و زنِ اهل ایمانى

کجاست حضرت بقیة اللَّه که عالم خالى از عترت هادى امت نخواهد بود؟

کجاست آنکه براى برکندن ریشه ظالمان و ستمگران عالم مهیا گردیده؟

کجاست آنکه منتظریم اختلاف و کج رفتاریهاى اهل عالم را به راستى و اصلاح کند؟

کجاست آنکه امیدواریم اساس ظلم و عدوان را از عالم براندازد؟

کجاست آنکه براى تجدید فرائض و سنن اسلام که محو و فراموش گردیده؛ ذخیره است؟

کجاست آنکه براى برگردانیدن ملّت و شریعت مقدّس اسلام اختیار گردیده؟

کجاست آنکه آرزومندیم کتاب و حدود آن را احیا سازد؟

کجاست آنکه دین، ایمان و اهل ایمان را زنده گرداند؟

کجاست آنکه شوکت ستمکاران و متعدیان را در هم مى شکند؟

کجاست آنکه بنا و سازمانهاى شرک و نفاق را ویران مى کند؟

کجاست آنکه فسق و عصیان و طغیان را هلاک و نابود مى گرداند؟

کجاست آنکه برای کندن ریشة گمراهى و دشمنى مهیاست؟

کجاست آنکه اندیشه باطل و هواهاى نفسانى را نابود مى سازد؟

کجاست آنکه ریسمان دروغ و افتراء را قطع خواهدکرد؟

کجاست آنکه متکبرانِ سرکش را هلاک و نابود مى گرداند؟

کجاست آنکه مردم ملحد، معاند و گمراه کننده را بیچاره کند؟

کجاست آنکه دوستان را عزیز و دشمنان را ذلیل خواهد کرد؟

کجاست آنکه مردم را بر وحدت کلمه و تقوى مجتمع مى سازد؟

کجاست باب الهى که از آن وارد مى شوند؟

کجاست آن وجه الهى که دوستان به سوى او روى آوردند؟

کجاست آن وسیله که بین آسمان و زمین پیوسته است؟

کجاست صاحب روز فتح و برافرازنده پرچم هدایت در عالم؟

کجاست آنکه پریشانیهاى خلق را اصلاح و دلها را خشنود مى سازد؟

کجاست آنکسی که از ظلم امتّ بر انبیاء و اولاد انبیاء دادخواهى مى کند؟

کجاست آنکه انتقام خون شهید کربلا را خواهد گرفت؟

کجاست آنکه خدا بر ستمکاران و تهمت زنندگان، او را پیروز مى گرداند؟

کجاست آنکه دعاى خلق پریشان را اجابت مى کند؟

کجاست آن بالاترین خلایق و صاحب نیکوکارى و تقوى؟

 

 

 

کجاست فرزند پیغمبر محمد مصطفى؟ و فرزند على مرتضى ؟ و فرزند خدیجه بلند مقام ؟ و فرزند فاطمه زهرا بزرگترین زنان عالم؟

پدر و مادرم فداى تو؛ جانم نگهدار و حامى ذات پاک تو باد اى فرزند بزرگان مقربان خدا. اى فرزند اصیل و شریف بزرگوارترین اهل عالم؛ اى فرزند هادیان هدایت یافته؛ ای فرزند بهترین مردان مهذّب؛ ای فرزند مهتران شرافتمندان خلق؛ اى فرزند نیکوترین پاکان عالم؛ اى فرزند جوانمردان و برگزیدگان؛ اى فرزند گرامی­ترِ مهتران؛ اى فرزند تابان ماه­ها و فروزان چراغها و درخشان ستارگان؛ اى فرزند راههاى روشن خدا؛ اى فرزند نشانهاى آشکار حق؛ اى فرزند علوم (و معارف) کامل الهى؛ اى فرزند سنن و قوانین معروف آسمانى؛ اى فرزند معالم و آثار ایمان که مذکور است (در تمام کتب انبیاء و غیره)؛ اى فرزند معجزات محقق و موجود؛ اى فرزند راهنمایان آشکار و مشهود خلق؛ اى فرزند صراط مستقیم خدا؛ اى فرزند خبر عظیم؛ اى فرزند کسى که در امّ الکتاب (علم حق) نزد خدا على و حکیم است؛ اى فرزند حجّتهاى واضح الهى؛ اى فرزند ادلّه روشن حق؛ اى فرزند برهانهاى واضح و آشکار خدا؛ اى فرزند حجّتهاى بالغه الهى؛ اى فرزند نعمتهاى عام الهى؛ اى فرزند طه و محکمات قرآن و ای فرزند یاسین و ذاریات؛ اى فرزند سوره طور و عادیات؛ اى فرزند آنکه خداوند در حقّش فرمود: دنى فتدلى فکان قاب قوسین او ادنى که نسبت به حضرت على اعلاى الهى مقرت ترین مقام است.

کاش مى دانستم کجا دلها به ظهور تو قرار و آرام خواهد یافت؟ آیا به کدام سرزمین اقامت دارى؟ آیا به زمین رضوان یا غیر آن؛ یا به دیار ذوطوى متمکن گردیده ­اى؟

 

 

 

بسیار سخت است بر من که خلق را همه ببینم و ترا نبینم و هیچ از تو صدایى حتى آهسته هم بگوش من نرسد.بسیار سخت است بر من بواسطه فراق تو؛ و اینکه تو به تنهایی گرفتار باشی و نالة من نیز به حضرتت نرسد و شکوه به تو نتوانم.

به جانم قسم که تو آن حقیقت پنهانى که دور از ما نیستى. به جانم قسم تو آن شخص جدا از مایى، که ابداً جدا نیستى. به جانم قسم که تو، همان آرزوى قلبى و مشتاق الیه مرد و زنِ اهل ایمانى که هر دلى از زیادت شوق او نالة مى زند.به جانم قسم تو آن عزّتی هستی که هم طرازی ندارد.به جانم قسم تو آن عظمتی هستی که هم قطاری ندارد. از آن نعمتهاى خاص عالى خداوندی، که مثل و مانند نخواهد داشت. به جانم قسم که تو از آن خاندان عدالت و شرفى که احدى برابرى با شما نتواند کرد.

اى مولاى من؛ تا کى در (انتظار) شما حیران و سرگردان باشیم؟ تا به کى و به چگونه خطابى درباره تو توصیف کنم و چگونه راز دل گویم؟

اى مولاى من بر من بسى سخت است که پاسخ، از غیر تو یابم. سخت است بر من از تو بگویم و خلق تو را واگذارند. سخت و مشکل است بر من که بر تو ماجرای دیگرى (غیبت ممتد) پیش آمد.

آیا کسى هست که مرا یارى کند تا بسى نالة فراق و فریاد و فغان طولانى از دل برکشم؟ کسى هست که جزع و زارى کند؟ آیا چشمى مى گرید تا چشم من هم با او مساعدت کند و زار زار بگرید؟ اى پسر پیغمبر آیا به سوى تو راه ملاقاتى هست؟ آیا امروز به فردایى مى رسد که به دیدار جمالت بهره مند شویم؟

کى شود که بر جویبارهاى رحمت درآییم و سیراب شویم؟ کى شود در چشمه آب زلال (ظهور) تو، ما غرقه شویم؛ که عطش ما طولانى گشت؟ کى شود که ما با تو صبح و شام کنیم تا چشم ما به جمالت روشن شود؟ کى شود که تو ما را و ما تو را ببینیم، هنگامى که پرچم نصرت و پیروزى در عالم برافراشته­ اى؟ آیا خواهیم دید که ما به گرد تو حلقه زده و تو با سپاه تمام روى زمین را پر از عدل و داد کرده باشى؟

 

 

 

و دشمنانت را کیفر خوارى و عقاب بچشانى و سرکشان و کافران و منکران خدا را نابود گردانى و ریشه متکبّران عالم و ستمکاران جهان را از بیخ برکنى، تا با خاطر شاد ما به الحمد لله رب العالمین لب برگشاییم.

 

اللهم عجل لولیک الفرج ولعافیة و النصر واجْعَلْنا مِنْ اَنصارِهِ وَاَعْوانِهِ وَالذَّابّینَ عَنْهُ وَالْمُسارِعینَ إِلَیْهِ فی قَضاءِ حَوائِجِهِ والْمُمْتَثِلینَ لأوامِرِهِ وَالْمُحامِینَ عَنْهُ وَالسّابِقینَ اِلى إِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ

 

----

  • پی نوشت:

1229 مین سالگرد آغاز امامت منجی عالم بشریت٬ قائم آل محمد (ص)٬ حضرت ابالقاسم حجة بن الحسن العسکری٬‌مهدی موعود (عج) را به تمامی شیعیان و آزادگان و منتظران ظهور تبریک عرض می کنم.

حضرت آیت الله جوادی آملی می فرمایند:
«زاهدان و عابدانی که پیوندی با جهاد و شهادت و مبارزه ندارند، خواسته یا ناخواسته دوستدار امام غایب اند نه امام قائم(عج). مطلوب اینان غایب آل محمد است نه قائم آل محمد(ص)».

خداوندا ما را در زهد و عبادت٬‌جهاد و مبارزه و اشتیاق شهادت چنان پرورش ده و در آن راه حفظ کن که با بصیرت نایب امام زمانمان را یاری کنیم و به همراه او جان و مال و ناموس و آبرو و همه ی موجودیت خود را در پیشگاه حضرت مهدی (عج) به خدای قادر متعال تقدیم کنیم. آمین!

این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست

روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم!

 

   + سید مجید - ٩:٥۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۱

خجالت می کشیم!

مولای ما سلام!

از شما خجالت می کشیم امام حسن عسکری (ع).

ما بچه شیعه ها شما را خوب نمی شناسیم٬ نمی دانیم کی به دنیا آمده اید. چند سال در این دنیا نورافشانی کرده اید. نمی دانیم که کارهایی در این دنیا کرده اید.‌ چند حدیث گهربار از شما حفظ نیستیم. حکام جبار هم دوره شما را نمی شناسیم و نمی دانیم چه بلاهایی به سر شما و شیعیانتان آورده اند. نمی دانیم چند سال شما را در زندان نگه داشته اند. نمی دانیم برای اجرای احکام اسلام چه زحماتی را متحمل شده اید و خبر نداریم که با چه مرارتی شاگردان مکتب اهل بیت را تربیت کرده اید و چقدر تلاش کرده اید تا امام منجی را به مردم معرفی کنید.

 

 

اما ای مولای ما این را خوب می دانیم که عشق شما از درون وجودمان تنوره می کشد. ما عاشق شما و پدرانتان و مادر بزرگوارتان و فرزند قائمتان هستیم.

 

مگر جد بزرگوارتان امام صادق (ع) نفرمودند:

" شیعتنا خلق من فاضل تینتنا یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا ..."

شیعیان ما از بازمانده ى گل ما خلق شدند٬ در شادی ما شاداند و در اندوه ما اندوهگین.

 

------

  • شهادت امام حسن عسکری (ع) را به پیشگاه ولی الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه فداه و تمامی شیعیان و انسان های خداپرست تسلیت عرض می کنم.

   + سید مجید - ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۱