لن یعنی هرگز!

دیروز روز "غزه" بود.

غزه تنها 1.3 درصد از اراضی فلسطین اشغالی را تشکیل می دهد. حدود 78 درصد خاک فلسطین به اشغال رژیم اشغالگر صهیونیستی در آمده است. این رژیم بارها از هوا و زمین به غزه حمله کرده است اما هیچگاه نتوانسته آن را به اراضی اشغال شده ملحق کند. آخرین آن همین سال 2012 بود که موشک های ساخت ایران حماس٬ به اسم نصر 5 ٬ به تل آویو رسیده و رژیم اشغالگر را وادار به آتش بس کرد.

 

 

آیا می دانید چرا "سگ دست نشانده ی امریکا در منطقه" با آنهمه امکانات مالی و نظامی و حمایت های رسانه ای و استراتژیکی کشورهای غربی نتوانسته از پس 1.5 میلیون نفر گرسنه ی محاصره شده در یک درصد از خاک فلسطین برآید؟

به این دلیل که...

 

"و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً"

 "خداوند هرگز برای کافران بر مؤمنان راه تسلطی قرار نداده است"

آیه 141 سورۀ نساء

 

 

حال به نظر شما این رژیم اشغالگر که از پس غزه ی 350 کیلومترمربعی با 1.5 میلیون جمعیت مومن سنی و مسیحی برنمی آید٬‌ از پس ایران یک میلیون و نهصد هزار کیلومتر مربعی با 70 میلیون شیعه مومن و... تا بن دندان مسلح بر می آید؟

برای پیروزی بر کافران کافیست "مومن" باشیم!

   + سید مجید - ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۱

حکومت روح بزرگ در جسم نحیف

 

طلبه ی جوانی هستم و از خانی آباد تهران راهی دراز آمده ام تا در نجف از اساتیدی چون علامه امینی علم دین بیاموزم. پدرم روحانی خلع لباس شده ی دوران رضا قلدر بود که با نواختن سیلی محکمی به وزیر عدلیه ی رضا میر پنج٬ سه سال زندان را به جان خریده بود.

کشورم را در حالی ترک کردم که خفقان و استبداد حکومت ظالم و دین ستیز بر همه جا حاکم بود و کسی جرات نطق کشیدن نداشت.

من تاب دیدن و تحمل این حالت را نداشتم.‌ من درد دین داشتم و می اندیشیدم که با وضع موجود چه باید کرد؟

در حجره ی محقر و کوچک خود نشسته ام و قرآن می خوانم...

قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى

دست بر کاسه ی زانو می گذارم و بلند می شوم.

من نواب صفوی هستم!

 

 

  • پی نوشت:

یوسف حنا(مسیحی لبنانی مسلمان شده به دست شهید نواب):«او(نواب) جسم نحیفی داشت٬ اما روح بزرگی در این جسم نحیف حکومت می کرد که گویی می خواست تمام دنیا را در میان روح خودش و در میان پنجه های پر قدرت خودش هضم کند».

 

   + سید مجید - ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱

و مردی در خیابان فریاد می زد...

بیست و ششم دی ماه بود٬

مردی کشورش را به همراه خانواده ترک می کرد٬

بهانه اش درمان بیماری اش بود٬

اما خود خوب می دانست دیگر بر نخواهد گشت!

دیگر کسی او را راه نخواهد داد٬

او هیچ جایگاهی در قلب مردم کشورش نداشت٬

اما جای او در ذهن مردم با خشونت٬ خیانت٬ فساد٬ ظلم و چپاول هم خانواده بود!

در خیابان برف پاک کن ها به رقص در آمده بودند و مردی فریاد می زد:

شاه با فرحش در رفت!

   + سید مجید - ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱

یادتان باشد ما را تنها گذاشتید

 


بسم رب‌ الحسین (ع)

محبین اهل بیت، حاج‌منصور ارضی، حاج‌سعید حدادیان، حاج‌‌محمود کریمی، حاج‌مهدی سلحشور، حاج‌سعید قاسمی، حاج‌آقا آقاتهرانی، حاج‌آقا میرباقری، حاج‌‌علیرضا پناهیان، سیاسیون، اصحاب رسانه، عدالتخواهان، بسیجیان، دانشگاهیان و با بصیرت‌ها، فقط یادتان باشد ما را تنها گذاشتید.

 

 

متن فوق پیامی است از حجت‌الاسلام جهانشاهی معروف به طلبه ی سیرجانی که در نیمه‌شب 22 دی ماه جاری اتاق 1 بند ویژه روحانیت اوین خطاب به نیروهای حزب‌اللهی و بچه هیأتی‌ها با عنوان  "پیامی از کوچک ترین سرباز ولایت" نوشته است.

 

اما ماجرا از کجا آغاز شده است؟

جمعی از طلاب بروجردی آمر به معروف، اوایل سال جاری با تهیه طوماری به امضای قریب یکصد تن از علما و روحانیون خواستار برخورد مسئولان با مظاهر بی ‌عفتی در سطح شهر شدند.

آنها پس از چندی به منظور پیگیری مطالبات خود در برخورد با مفاسد اجتماعی اقدام به تجمع در مقابل فرماندهی انتظامی این شهرستان کردند که پس از یک ساعت با وعده مسئولان برای پیگیری خواسته آنها، پایان یافت.

در حالی که اقدام مذکور از سوی مدیر کل ارشاد بروجرد مورد تقدیر قرار گرفت، مدتی بعد سه تن از افراد مذکور به دادگاه ویژه روحانیت احضار، محاکمه و به حبس، ‌نفی بلد، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند.

جمعی از طلاب در اعتراض به احکام صادره، از هشتم شهریور ماه امسال در حوزه علمیه امام صادق (ع) بروجرد تحصن کردند و یک روز بعد نیز، جمعی از «طلاب عدالتخواه» از شهرهای مختلف به آنها پیوستند.

 

روز بیست و چهارم شهریور ماه، سه طلبه بروجردی و حجت‌الاسلام جهانشاهی معروف به «طلبه سیرجانی» و پنج تن از همراهان وی از جمله مسئول سایت «قیام یاران ولایت» بازداشت و برای طی مراحل قضایی به تهران منتقل شدند.

چندی پیش برخی بازداشت‌شدگان آزاد شدند اما طلبه سیرجانی و محسن شیرازی طلبه 19 ساله و مسئول اطلاع‌رسانی جنبش مردمی عدالتخواهی با گذشت چهار ماه از دستگیری همچنان در بازداشت به سر می برند.

 

اما در این مورد چند نکته مورد تامل است:

- اینکه گروهی از مردم مطالبه ای از حکومت خود داشته باشند٬ فارغ از اینکه این مطالبه به حق یا ناحق باشد٬‌ شنیدن حرف آنها توسط حکومت - بخصوص اگر اسلامی باشد - حق آنان است.

- این گروه از مردم هم باید مطالبه ی خود را به صورت قانونی و با رعایت ادب و احترام حکومت مطرح و پیگیری کنند.

- اقدام به تجمع بر اساس قوانین باید با مجوز باشد. حال آیا برای تجمع مجوزی صادر شده یا خیر جای سئوال است.

- اگر افراد شرکت کننده در تجمع اقدام به ناسزاگویی٬‌ایجاد اتهام و افترا٬ اعمال و شعارهای ساختار شکنانه و ... کرده اند که باید همانند هر مجرمی که مصادیق و حکم او در قانون مشخص شده با او برخورد شود و صرف اینکه او حزب اللهی یا روحانی یا بسیجی و ... باشد٬ در حکومت اسلامی عدالت محور تفاوتی با سایر آحاد جامعه ندارد.

- اما اگر در یک تجمع قانونی و به منظور پیگیری اجرای احکام اسلامی و امنیت اخلاقی و مطالبه ی برخورد مسئولان با مظاهر بی ‌عفتی یک عده آمر به معروف و ناهی از منکر اینگونه مورد آزار و اذیت قرار گیرند٬‌بعد از مدتی مردم دست از این عمل مهم دینی می کشند و حکومت نیز مجبور خواهد بود تا هزینه های گزافی را برای ستاد های احیای امر به معروف و نهی از منکر بپردازد.

- اگر تحصن در حوزه ی علمیه آن هم به منظور مطالبه ی اجرای یک حکم دینی جرم باشد و اینگونه هزینه برای مجریان خیرخواه آن داشته باشد که دیگر منتقدین دلسوز و منصف حکومت اسلامی میدان را خالی کرده و یا تبدیل به منتقدین عنود و لجوج خواهند شد.

- اگر دهان روحانیون که عموما دلسوزان نظام اسلامی هستند بسته شود٬‌چه کسانی باید حاکمیت را نصیحت کنند؟

- چرا باید با یک روحانی عدالت طلب و آمر به معروف و دلسوز نظام طوری برخورد شود که اینگونه با صدای تظلم خواهانه سایر یاران و مومنان را ندا داده و همراهی نکردن آنان گوشزدشان کند؟


اما امامان ما در مورد نصیحت حاکم جامعه توسط مردم چه می فرمایند؟

- امام سجاد(ع) در رساله ی حقوق خود در مورد حق مردم بر حاکم می فرمایند: "اما حق زیر دستان تحت سلطه و حکومت تو این است که بدانی آن ها به خاطر ضعف خود و نیرومندی تو، رعیت تو گشته اند، پس بر تو واجب است که درباره ی آنان به دادگری عمل کنی و برای آن ها همچون پدری دلسوز باشی و خطاهای آنان را که از روی نادانی انجام داده اند ببخشی و در مقابل کیفر اعمال بد آن ها شتاب نکرده و خداوند را به خاطر توانایی که به تو داده سپاسگزار باشی."

- امام علی(ع) 1400سال پیش حق مردم می دانست که اگر اشکالی در رفتار حاکمیت خود می بینند از آن انتقاد کنند و این اصرار ایشان نه فقط برای کارگزاران درجه 2 و 3 حکومتی که حتی برای شخص خود به عنوان حاکم اول جامعه است.

- امام علی (ع) می فرماید: اعمال برّ و جهاد در راه خدا در نزد امر به معروف و نهی از منکر مثل قطره آبی نسبت به یک دریای عمیق است و این وظیفه نه روزی آدم را کم می‌کند و نه جان آدم را.

- امام حسن‌(ع) می‌فرماید: سیاست رعایت حقوق خداوند٬‌زنده ها و مردگان است ... اما رعایت حقوق زندگان بلند کردن صدای اعتراض به حاکم است٬ اگر از راه ثواب منحرف شود.

- حضرت می‌فرمایند انسان ها در مواجهه با ظلم سه دسته اند: یک سری هستند که حتی در دل مخالف ظلم نمی‌باشند، اگر کسی در دل مخالف بود از آن ظلم مصون می‌ماند. یک سری با زبان مخالفت هستند٬ پس اینها افضل هستند ولی کسانی که با عمل مخالف هستند اینها به حق واصل می‌شوند.

- امام علی (ع)  "نصیحت یکدیگر در جهت برپایی حق" را واجب الهی می داند و می فرماید: هیچ کس هر چند قدر او در حق بزرگ، و ارزش او در دین بیشتر باشد، بی‌نیاز نیست که او را در انجام حق یاری رسانند، و هیچ کس گرچه مردم او را خوار شمارند و در دیده‌ها بی‌ارزش باشد، کوچک‌تر از آن نیست که کسی را در انجام حق یاری کند یا دیگری به یاری او برخیزد.

- امام علی (ع) همچنین می فرماید: ...با ظاهرسازی با من رفتار نکنید و گمان مبرید اگر حقی به من پیشنهاد دهید بر من گران آید، یا در پی بزرگ نشان دادن خویشم؛ زیرا کسی که شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد، عمل کردن به آن، برای او دشوارتر خواهد بود. پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی‌دانم، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید...

با توجه به آموزه های امامان بزرگوارمان٬‌انتظار داریم تا حاکمان حکومت اسلامی مان ٬که دل در گرو آن داریم و صدها هزاران خون برای ایجاد و حفظ آن داده ایم٬ مهربان تر٬‌ صبورتر٬‌ با سعه ی صدر بیشتر با مردم دوست دار جمهوری اسلامی و حتی مخالفان آن برخورد کنند تا بیش از پیش دل ها را به این حکومت الهی جذب کنند.


 اما نکته نهایی اینکه عده ای فرصت طلب از فرمایشات ائمه علیهم السلام در جهت تخریب امام جامعه استفاده می کنند. پس ذکر این نکته ضروری است که حتما و بلا شک حضرت آقا به عنوان حاکم جامعه اسلامی در رعایت تک تک فرمایشات ائمه و گوشزد کردن آن به عمال حکومت بیش از ما و دیگران توجه و حساسیت دارند اما بلاخره عده ای در رده های دیگر حکومت شاید دقت و یا توانایی لازم در این زمینه را ندارند و با عمل اشتباه و رفتار غیر دینی خود ظلم بزرگی به مردم و از آن بزرگ تر به حکومت اسلامی از جهت کاسته شدن از محبوبیت آن می کنند.

 

به امید آن روز که حضرت آقا کارگزارانی - از صدر تا ذیل - صالح٬ مومن٬‌ عادل٬‌ مهربان٬‌ عاقل٬ و خداترس داشته باشند.

و به امید روزی که آن مصلح کل ظهور کند و همین کارگزاران صالح٬ یاران او در اداره ی مدینه ی فاضله اش باشند.

انشاالله

   + سید مجید - ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱

حکایت آن دو مرد!

 

«وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ; (سوره بقره، آیه 207)

بعضی از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودی خدا می‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»

 

 

یک شب...

دو مرد!

یکی با نبی٬ یکی به جای نبی.

هر دو در وصفشان آیه ای!

یکی لاتخف و لا تحزن٬

دیگری من یشری نفسه ابتغاء مرضات اللّه٬

و سال ها بعد...

همان دو مرد!

یکی خانه نشین٬

دیگری غاصب!

 

وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ و َاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللَّهُ ...

 

   + سید مجید - ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱

دور مران از در و راهم بده!

 

 

 

امام رضا (ع): «هر کس به زیارت من بیاید من در سه جا به دیدن او می‌روم. هنگامی که کتاب‌ها (نامه اعمال) به دست‌های راست و چپ داده می‌شود، در وقت نهادن اعمال در میزان در هنگام عبور از صراط.»

 

 

امروز که از شما دورم ای مولای من، دلم برای حرمتان پر می زند. دلم برای آن صحنه ی زیبای ورود از در کوچک صحن گوهرشاد و دیدن گنبد طلایی، دلم برای برای کفش داری شماره دوازده و خادمین مهربان آن، دلم برای اولین نگاه به ضریح شما تنگ است یا مولا!

همین الان رو به خراسان شمایم، دست بر سینه می گذارم و از کیلومترها فاصله چشم هایم را می بندم و خود را در برابر ضریح شما حس می کنم و در دل و بر زبان، از اعماق وجودم سلام می دهم:

السلام علیک یا مولا یا ابالحسن یا علی ابن موسی ایها الرضا یابن رسول الله، السلام علیک و رحمه الله و برکاته.

 

 

 

 

اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی  و حُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ.

 

ای که راه انداختی امروز و فردای مرا!
چشم‌ بر راه تو هستم روز آخر بیشتر

از غلامان شما هم می‌شود دنیا گرفت
من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر

بر تمام اهل بیت خویش حسّاسی ولی
جان زهرا(س) چون شنیدم که به مادر بیشتر...

بیشترهایی که گفتم از تو خیلی کمترند...

...

 


   + سید مجید - ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱

شرمنده ایم، آقا رسول الله!

شرمنده ایم ای مولای ما و سرور کائنات.

مردم دوران جاهلیت شما را قبول داشتند به داوری و امانت، اما امت خودتان؟

مولای ما چه زحماتی به خود ندادید برای این امت، چه سختی هایی که متحمل نشدید برای به راه آوری این امت، چه زخم ها که در این راه برنداشتید، چه گرسنگی ها که نکشیدید، چه دشنام ها و تهمت ها که تحمل نکردید، چه خاکسترها و آلودگی ها که از چهره ی مبارکتان پاک نکردید به خاطر بیداری این امت از جهل و گمراهی.

 

 

ای بهانه ی خلقت! در برابر این همه زحمات خواست شما مگر چه بود که این امت ناسپاس از انجام آن کوتاهی کردند؟

... لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فى القربى!

و این امت، خوب اجر شما را نثارتان کردند بعد از شما.

تا رخت از این دنیا بستید، جانشین و برادر شما را پس زدند، دستان او را بستند و حرمتش را شکستند! کسی که همگان او را می شناختند و بیانات شما را در مورد او شنیده بودند. نزدیک ترین یاران شما در مقابلش جنگیدند و در مقابل دشمن او را تنها گذاشتند و با کج فهمی او را در محراب به شهادت رساندند.

دخترتان را مورد اهانت قرار دادند، حق او را از او ستاندند، به او تهمت زدند، او را بین در و دیوار قرار دادند، فرزندش را کشتند، در خانه اش را آتش زدند و او را شهید کردند.

حسن تان را تنها گذاشتند و خون به دل او کردند و او را به صلح با شقی ترین انسانها مجبور نمودند و به زهر جفا به شهادت رساندند.

حسین شما را که جان و روح شما بود و از شما بود و شما از او، به بدترین وجه با لبان تشنه شهید کردند  و یاران او را کشتند،سرشان را بریدند و بر نیزه کردند، حتی به کودک شش ماه اش هم رحم نکردند. بر بدن ها اسب دوانیدند، انگشت را برای انگشتر بریدند، کودکان و زنانشان را به اسارت بردند و به آنها اهانت کردند و کتک زدند.

هشت فرزند دیگر حسین (ع) و امامان امتت را یکی پس از دیگری به شهادت رساندند!

... و هنوز که هنوز است این امت جاهل به اسم شما و خدای شما در حال تکفیر و کشتن انسان های بی گناه در عراق و سوریه و بحرین و عربستان و افغانستان و پاکستان اند.

هنوز که هنوز است در حال دوستی با یهود و نصارا علی رغم نهی قرآن هستند.

هنوز که هنوز است در حال اهانت به مقدسات و مزار فرزندان شما هستند.

هنوز که هنوز است با جهل جاهلی خود در پی تعصبات قبیله ای خود و دسته بندی های عشیره ای خود هستند.

الحق که خوب جواب زحمات و خیرخواهی های شما را دادند. الحق که خوب امتی برای شما بودند.

و ما شیعیان و دوستداران برادرتان و فرزندانتان تنها می توانیم عرض کنیم:

شرمنده ایم یا رسول الله!

ای مولای ما و ای سرور ما یا رسول الله! ما اعلام می کنیم از این افراد امت شما بری هستیم و با اینکه هیچ یک از شما خاندان نور را ندیده ایم، به شما ایمان داریم و راه شما را می رویم و اجر نبوت شما و امامت فرزندان شما را با اطاعت از شما به خوبی ادا می کنیم انشاالله!

ای رسول خدا شهادت می دهیم که شما در راه خدا تمام تلاش خود را کردید و از جان و مال و فرزندان خود عطا کردید. با دوستان شما و آل شما دوست و با دشمنانتان دشمنیم تا روز رستاخیز.

سلام و صلوات خدا بر شما و آل پاک و طاهر شما

 

* رحلت جانسوز آقا رسول الله حضرت محمد مصطفی (ص) و شهادت سبط اکبر ایشان حضرت امام حسن مجتبی (ع) را به تمامی مسلمانان اسلام ناب محمدی تسلیت می گویم.

 

   + سید مجید - ٧:۳٥ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱

اسم رمز آشوب 92 چیست؟

دیروز امام خامنه ای در سالگرد قیام تاریخی 19 دی٬ در دیدار با هزاران نفر از مردم قم به مطالب بسیار مهمی حول محور انتخابات اشاره فرمودند که در زیر به صورت خلاصه آنها را می آورم.

ایشان در این بیانات٬‌عامه ی مردم٬‌خواص٬‌خبرگزاری ها و روزنامه ها٬‌شبهه افکنان٬ و کاندیداهای انتخابات آینده را مورد خطاب قرار داده و به هر گروه نکاتی را گوشزد فرمودند.

 

  • استقامت و پیروزی:

- ملتهای مؤمن، هوشیار و با استقامت در زمان متناسب، قطعاً و یقیناً از یاری پروردگار برخوردار می شوند و این حقیقت، سنت تغییر ناپذیر الهی است و بر اساس همین سنت الهی ملت ایران در این مرحله وهمه مراحل دیگر بر دشمنان خود پیروز خواهد شد.

- اگر ملت عزیز و جوانان خوش روحیه و پر توان ایران، مسیر خود را با پایداری ادامه دهند بدون شک و براساس سنت صادق الهی در زمان مناسب، همه آمال، آرزوها و شعارهای «ملی، اسلامی و جهانی» آنان تحقق پیدا می کند، مسیر تاریخ عوض می شود و زمینه های ظهور حضرت ولیعصر (عج) فراهم خواهد شد.

 

 

  • توجه به تحرکات دشمن و خواندن دست او:

- باید با «تقوای جمعی و مراقبت و هوشیاری همگانی»، متوجه طرحهای دشمن باشیم و اجازه ندهیم هیچ مسئله ای، حواسمان را از دشمن پرت کند.

- مطبوعات و پایگاه‌های اینترنتی از سرگرم کردن مردم به مسائل فرعی و نادرست، بپرهیزند. همه این توصیه ها، بخاطر این است که باید حواسمان به دشمن جمع باشد تا بفهمیم که دنبال چه طرح و هدفی است.

- بررسی رفتار و گفتار مستکبران، نشان می دهد که ذهن دشمن بر انتخابات مهمی که 5 ماه دیگر یعنی در خرداد 92، برگزار می شود،‌متمرکز شده است.

- ممکن است کسانی سعی کنند در ایام انتخابات با بوجود آوردن حادثه ای یا ماجرایی اقتصادی، سیاسی یا امنیتی سر مردم را به چیزهای دیگری گرم کنند که این هم جزو نقشه هاست البته بنده مطمئنم که ملت ایران بسیار با بصیرت تر و با هوش تر از این است که با چنین ترفندهای خصمانه دشمنان یا عوامل آنها فریب بخورد.

 

  • بازی نکردن در پازل دشمن:

- همه، حتی کسانی که ممکن است از سردلسوزی درباره انتخابات توصیه های عمومی کنند حواسشان باشد که به این مقصود دشمن کمک نکنند.

- مبادا دچار غفلت شوید و جدول مورد نظر دشمن را پر کنید.

 

  • پرهیز از القای شبهه در انتخابات:

-  معلوم است که انتخابات باید آزاد باشد، مگر بیش از سی انتخابات سه دهه اخیر آزاد نبوده است؟ در کدام کشور انتخابات از ایران آزادتر است؟ مراقب باشید این حرفهای شما مردم را از انتخابات مأیوس نکند.

- سعی می کنند به مردم تلقین کنند که انتخابات سلامت لازم را ندارد اینگونه رفتارها و سخنان را از دیگر روشهایی است که به تحقق اهداف دولتهای مستکبر کمک می کند.

 

  • تاکید بر سلامت انتخابات و پایبندی به قانون:

- بنده نیز اصرار و تأکید دارم که انتخابات باید با سلامت و امانتداری کامل انجام شود و مسئولان دولتی و غیردولتی با رعایت کامل قوانین و تقوا و پاک دستی،‌انتخابات سالمی را برگزار کنند که مطمئناً همینجور خواهد شد.

- پایبندی همه به این راهها و قوانین سلامت انتخابات را تضمین می کند مگر اینکه کسانی بخواهند از راههای غیرقانونی عمل کنند همچنانکه برخی در سال 88 اینطور عمل کردند و برای مردم و کشور مزاحمت و ضرر بوجود آوردند و برای خودشان نیز در زمین و در ملاءاعلی، اسباب سرشکستگی و بدبختی فراهم کردند

 

  • صلاحیت کار اجرایی:

- اداره مملکت، کار اجرایی کوچکی نیست  بلکه کار سنگینی است که بر دوش مجریان سطح بالا قرار می گیرد بنابراین کسانی به میدان نامزدی بیایند که این توانایی را در خود احساس می کنند و کار اجرایی را بلدند.

- ممکن است کسانی که در سطوح دیگری کار می کنند بعضاً تشخیص ندهند که اداره کشور چقدر بار سنگینی است بنابراین اشخاصی نامزد شوند که توان انجام دادن این وظیفه را در خود می بینند.

- افرادی که می خواهند نامزد شوند علاوه بر درک سنگینی کار، صلاحیتهای لازم در قانون اساسی را که شورای نگهبان نیز بر آنها تکیه خواهد کرد، در خود ملاحظه کنند.

- نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری باید واقعاً وابسته و دلبسته نظام و قانون اساسی باشند و بخواهند حقیقتاً قانون اساسی را اجرا کنند چرا که رئیس جمهور در این زمینه قسم می خورد و طبعاً نمی تواند قسم دروغ بخورد.

 

  • و یک پیش بینی دیگر:

- ان‌شاءالله به اذن الهی و فضل پروردگار، در خرداد 92 انتخاباتی خوب و پرشور برگزار خواهد شد.

 

  • اسم رمز آشوب 92 چیست؟

و اما نکته کلیدی که امام خامنه ای به خوبی با اشاره به آن٬‌دست دشمن و فتنه سازان داخلی آنان را خوانده و از هم اکنون آنها را خلع سلاح نموده است٬‌بحث " انتخابات آزاد " است که به نظر می رسد اسم رمز آشوب و فتنه جدید در انتخابات سال 92 باشد.

با جستجویی کوتاه در اینترنت می توان پی برد که چه کسانی تاکنون با آگاهی و یا غفلت و یا به فرموده رهبری از سر دلسوزی اشتباه صحبت از انتخابات آزاد کرده اند.

- رضا پهلوی: مردم برای برگزاری «انتخابات آزاد» از پا نخواهند نشست

- محمد خاتمی: فقط یک راه وجود دارد، «انتخابات آزاد!»

- موسوی‌خوئینی‌ها‌: اگر موسوی و کروبی نیاییند انتخابات «آزاد» نیست!

- هاشمی رفسنجانی: برگزاری «انتخابات آزاد»، شفاف اعتماد مردم را افزایش می دهد.

- موسوی لاری: باید عرصه برای انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان باز باشد.

- زیباکلام: انتخابات باید آزاد باشد.

- پورمحمدی : ضرورت کشور انتخاباتی «شفاف» ، «آزاد» و «اعتمادآفرین» است.

- حسن شریعتمداری از چهره‌های ضد‌انقلاب: انتخابات آزاد به عنوان جنبش مطالباتی به معنی تلاش برای دموکراتیزه کردن نظام درون خودش است اما انتخابات آزاد به عنوان استراتژی، یکی از استراتژی‌های جهانی برای گذار از نظام‌های توتالیتر و استبدادی به دموکراسی است.

- مریم رجوی سرکرده ی گروهک منافقین نیز طی یک سخنرانی خواستار برگزاری انتخابات آزاد شده است.

- محمدرضا خاتمی نائب رئیس مجلس ششم و دبیرکل حزب منحل‌شده مشارکت  ‌در گفت‌وگو با روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد: اصلاح‌طلبان زمانی می‌آیند که انتخابات آزاد باشد. هدف برگزاری انتخابات آزاد است. برگزاری انتخابات آزاد یعنی اعلام عملی تغییر سیاست‌ها و یعنی همه‌ چیز و همه کس در چارچوب قانون.

- غلامحسین کرباسچی شهردار اسبق تهران که به دلیل جرائم مالی از این سمت کنار گذاشته شده بود نیز فقط «انتخابات آزاد» را ‌راه‌حل بهتر اداره شدن کشور عنوان کرده است.

  •  و اما اولین بار این واژه توسط کجا و چه کسانی مطرح شد؟

در راستای پیگیری این طرح مشترک با مانور بر روی کلیدواژه "انتخابات آزاد" موسسه اینترپرایز نیز در تابستان سال جاری و پیش از اظهارنظر محمد خاتمی، تنها راه عملی تغییر نظام در ایران را برگزاری "انتخابات آزاد" در ایران عنوان می‌کند!

 

بار دیگر بیانات امام خامنه ای را مرور می کنیم:

 برخی  بطور مکرر می گویند انتخابات باید آزاد برگزار شود . معلوم است که انتخابات باید آزاد باشد، مگر بیش از سی انتخابات سه دهه اخیر آزاد نبوده است؟ در کدام کشور انتخابات از ایران آزادتر است؟ مراقب باشید این حرفهای شما٬ مردم را از انتخابات مأیوس نکند.

در کدام کشور درباره صلاحیتها، ملاحظات لازم اعمال نمی شود؟ چرا اینقدر بر این مسئله تکیه و تلاش می کنید در ذهن مردم این تصور بوجود بیاید که شرکت در انتخابات فایده ندارد؟

اشخاصی که خواسته یا ناخواسته در این چارچوب حرکت می کنید مبادا دچار غفلت شوید و جدول مورد نظر دشمن را پر کنید.

پایبندی همه به این راهها و قوانین سلامت انتخابات را تضمین می کند مگر اینکه کسانی بخواهند از راههای غیرقانونی عمل کنند همچنانکه برخی در سال 88 اینطور عمل کردند و برای مردم و کشور مزاحمت و ضرر بوجود آوردند و برای خودشان نیز در زمین و در ملاءاعلی، اسباب سرشکستگی و بدبختی فراهم کردند.

دشمنان اگر میتوانستند کاری می‌کردند که اصلا انتخابات برگزار نشود ولی این کار برای آنها مقدور نیست، مایوس هستند از اینکه بتوانند این کار را انجام بدهند، یکبار بعضی‌ها تلاش کردند که انتخابات مجلس را عقب بیاندازند، حتی به ما گفتند اگر می‌شود 2 هفته عقب بیاندازید، گفتیم نمی‌شود انتخابات بایددرهمان روز خودش انجام شود، یک روز هم نباید عقب بیافتد، نتوانستند و دستشان به جایی نرسید، این را تجربه کردند، میدانند انتخابات عقب افتادنی نیست دنبال راههای دیگر هستند یکی از این راه این است که انتخابات بدون حضور پرشور مردم برگزار شود.

ممکن است کسانی سعی کنند در ایام انتخابات با بوجود آوردن حادثه ای یا ماجرایی اقتصادی، سیاسی یا امنیتی سر مردم را به چیزهای دیگری گرم کنند که این هم جزو نقشه هاست البته بنده مطمئنم که ملت ایران بسیار با بصیرت تر و با هوش تر از این است که با چنین ترفندهای خصمانه دشمنان یا عوامل آنها فریب بخورد.

ومکرو ومکرالله والله خیر الماکرین!

   + سید مجید - ۱:٠٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱

اندر حکایت خادم نمایی یک خائن!

در چند وقت اخیر دو ایمیل با عناوین " هر ایرانی به این سردار سوادکوهی بدهکار است" و "نامش را امضا می کرد رضا" در دفاع و مجیز گویی از رضا قلدر میرپنج برایم فرستاده شد که البته در همان زمان پاسخی درخور به هر دوی آنها دادم. بطور کلی افرادی که اینگونه ایمیل ها را ساخته و یا فروارد می کنند از دو دسته خارج نیستند؛ یا اینکه از سوابق رضا قلدر خبر دارند و عامدانه در جهت تطهیر کارنامه ی سیاه او اقدام می کنند و یا اینکه جاهلانه و از روی عناد با جمهوری اسلامی کارنامه ی ننگین این فاسد را نادیده می گیرند. به هر حال به مناسبت بزرگ ترین خیانتی که این مردک بی سواد در حق جامعه ی دینی و مذهبی ایران کرد و از سالگرد آن چند روزی می گذرد٬‌یعنی "ابلاغ قانون کشف حجاب" در 17 دیماه 1314 بر آن شدم تا به صورت کوتاه تعدادی از خیانت های این نوکر اجنبی را ردیف کنم تا دیگر عده ای به خود جرئت دفاع از او و مقایسه ی او با هر فرد و کارهای او با هر کاری در جمهوری اسلامی را ندهند.

امام علی (ع) در کلام 31 نهج البلاغه در مورد شرایط حکمران جامعه اسلامی می فرماید:

"و شما خوب می‌دانید که نه جایز است بخیل بر ناموس، و جان و عنیت ها، و احکام مسلمانان، ولایت یابد و امامت آنان را عهده‌دار شود تا در مالهای آنها حریص گردد؛ و نه نادان تا به نادانی خویش مسلمانان را به گمراهی برد"

 

  • پیشینه:

در سال 1920 هنگامی که احمد شاه به لندن رفت هیچ احدی با او مخالفت نکرد، چون در آن زمان در کشور هیچ‌کاره بود؛ چراکه در رژیم مشروطه تا زمانی که مجلس نبود، شاه نمی‌توانست کاری کند شاه یک مقام غیر مسوول بود. برای انگلیسی‌ها نفت ایران مهم بود. پول نفت خوزستان از سال 1291 به جیب انگلستان سرازیر می‌شد. به گفته چرچیل «ما روی امواج نفت به پیروزی رسیدیم؛ نفت ایران و سرزمین هندوستان».

در چنین شرایطی رضاخانی را پیدا کردند که نه اهل سیاست است و نه یک حماسه ملی را برای خودش قائل است.

خسرو معتضد مورخ می گوید: رضا خان فردی فقیر و بی‌چیز بود و از سیاست چیزی نمی‌فهمید و تنها به هدف نگهداری قزاق‌ها به میدان آمد و معتقد بودند که اگر قزاقخانه از بین برود آن‌ها بیچاره می‌شوند.

 ژنرال اسمایس و آیرون ساید از بغداد با هواپیما به تهران آمدند و در آذر ماه 1299 با رضا خان دیدار کردند و وی به پشت گرمی انگلیسی‌ها کودتا را انجام داد. یک کودتای عجیب با 1500 سرباز که از بانک شاهنشاهی به آن‌ها پول می‌دادند و برای این‌که قزاق‌ها به عشق پول و این‌که کشور به دست کمونیست‌ها نیفتد کودتا کردند. احمدشاه بر کنار و رضا خان میرپنج به عنوان سردار سپه حکومت را در دست گرفت.

رضاخان ابتدای روی‌کارآمدن به عنوان نجات دهنده ایران از آشوب و هرج و مرج در نظرها جلوه‌گر شد. کودتای اسفند 1299 را که مقدمه‌ای برای سیطره رضاخان قزاق بر امور ایران است، به منظور سامان دادن جامعه هرج و مرج زده مشروطه در نظرها آوردند. اعلامیه‌هایی که توسط کودتاگران در این ایام صادر شد همگی به این مطلب اشاره داشت. به نظر برخی رضاخان آمده بود تا آرمان‌های نهضت مشروطیت ایران را جامه عمل بپوشاند. یعنی آرمان مبارزه با استبداد و استعمار و احیای استقلال گذشته ایران.

کاترین ان لن تون ایران‌شناس انگلیسی در گزارش محرمانه برای وزارت خارجه انگلیس درباره رضاخان می‌نویسد:

"او انسانی است که احمد شاه را بیرون کرده است او که سرشار از جاه‌طلبی است ایران را از تجزیه شدن و فرو رفتن در مرداب ناکارآمدی به استقلال حقیقی رساند اما در میان مردم محبیوبیت ندارد مردم از او می‌ترسند او را نمی‌توان آدم حسابی دانست و دهن‌بین و ظاهر‌بین است سیاست خارجی را نمی‌فهمد و هر افسری که لایق بود را بازنشسته می‌کرد زیرا محبیوبیت ندارد که در شرایط سخت روی وفاداری آن‌ها حساب کند رضا شاه برای رسیدن به ثروت تشنه و حریص است از هر وسیله ای برای دست یابی به زمین و پول استفاده می کند در مصرف تریاک و نوشیدن مشروبات داخلی زیاده روی می کند از وقتی شاه شده سخت گیرتر و خود بزرگ بین تر شده است خودش نیز از وحشت خالی نیست در رختخواب چند اسلحه دارد در برابر اشخاص که وهم توطئه کرده اند هیچ رحمی نداد و این بدگمانی کافی است که اگر نکشد حبس ابد در انتظار آنها است هر چقدر رفتار با مردم خود را می داند از خارج از کشور چیز زیادی نمی داند هزینه های هنگفتی را برای احداث راه آهن و تداوم آن صرف کرد اشتهایش برای زمین خواری سیری ناپذیر است".

امام خمینی (ره) در مورد رضا قلدر می گوید:

رضاخان که آمد در این اراک بوده , رضاخان و یک سربازی , یک همچو چیزی بوده , آن جا شرح حال خودش را برای این ها نقل کرد , خودش نقل کرده است که من (رضاخان ) در اراک بودم و ماهی نمی دانم چقدر داشتم و ما , هی دنبال این بودیم که اول ماه این را دست ما بدهند ما زندگیمان را بکنیم , ماهی هفت تومان , چه قدر , چیز کمی بوده , این در آن گفت وگویش که در آن وقت با وزرای خودش صحبت می کرده این را , قصه گفته این را , پس رضاخان خودش گفته که ما (رضاخان ) هیچ نداشتیم . همه ما می دانیم که یک آدم مجهولی بود و نه مالک بود و نه عرض کنم کاسب بود و نه تاجر بود , هیچ این ها نبود.. وقتی که کودتا کرد هیچ نداشت , یک سرباز بود صفرالید. وقتی سلطه پیدا کرد بر این مملکت , شروع کرد املاک مردم را به زور از آن ها گرفتن . شمال مملکت ما , مازندران , بهترین املاک سرسبز ما با فشارهای او و عمال او به قباله او به زور درآمد… زمان رضاشاه همه غارت گرها را منحصر کردند به یک غارت گر , همه را سرکوب می کردند , یک غارت گر جای همه نشست و آن غارت می کرد. پیش تر , غارت گرها متعدد بودند , بعدش همه سرکوب شدند , آن هم به دستوری که از خارج داشتند , همه را سرکوب کردند و متمرکز شد قوا در یک نفر که آن هم غارت گر بود .

 

  • خیانت ها:

 - کشف حجاب:

یکی از پلیدترین توطئه های دشمنان اسلام در تاریخ معاصر، توطئه کشف حجاب است. رضا خان که با طرح کودتای سوم اسفند 1299 و با حمایت و هدایت انگلیسی ها بر سر کار آمد، درصدد اجرای تز اسلام زدایی و جایگزینی ارزش های لیبرالیستی در جامعه بود. از مهمترین جلوه های این طرح، پدیده کشف حجاب بود. جهت آماده ساختن زمینه کشف حجاب، مجلس، در ششم دی ماه 1307 قانون متحدالشکل نمودن البسه را تصویب کرد که بر اساس آن، پوشیدن کت و شلوار و کراوات و کلاه فرنگی برای مردان، الزامی شد. تلاش های رضا خان باعث شد تا عده ای از زنان غرب زده، بویژه زنان درباری و دولتمردان، به صورت بی حجاب یا بدحجاب، در مجامع و معابر عمومی ظاهر شوند و مردم نیز تحت تاثیر اختناق و ظلم رضاخانی، حساسیت لازم را از خود نشان ندادند. در سال 1313 رضا خان عازم ترکیه شد و با مشاهده تغییراتی که رژیم لائیک ترکیه به رهبری مصطفی کمال آتاتورک در جهت غربی کردن جامعه مسلمان ترکیه اجرا کرده بود، تحت تاثیر قرار گرفته و شدیدتر از گذشته در راستای اسلام زدایی و بویژه حجاب زدایی گام برداشت.

 

 

نکته قابل توجه اینجاست که با وجود اینکه مصطفی کمال آتاتورک را مروج کشف حجاب در منطقه تلقی می کنند وی به خلاف رضا شاه که گفته می شود طرح کشف حجاب و دیگر پروژه های مدرنیستی را از وی وام گرفته است، همسرش را با حجاب کامل در ملأ عام حاضر می کرد.

 

تصاویر لطیفه خانم با آتاتورک٬ که در آن حجاب همسر وی و رسم الخط ترکیه آن روز به خوبی مشخص است.

 

در بهمن 1313، در افتتاح دانشگاه تهران، به دختران دستور دادند که بدون حجاب به تحصیل مشغول شوند. اقدامات رضاخان در این جهت، واکنش و مخالفت های زیادی از سوی مردم به رهبری روحانیت را باعث شد که از جمله مهمترین آنها می توان به سرکوب قیام مسجد گوهرشاد و کشتار مردم مظلوم اشاره کرد. حدود شش ماه پس از فاجعه مسجد گوهرشاد، رضا خان با بی اعتنایی به علما و مردم، در روز 17 دی 1314 در جشن فارغ التحصیلی دانشسرای مقدماتی دختران در تهران، قانون کشف حجاب زنان را به طور آشکار و رسمی اعلام کرد و خود به اتفاق همسر و دخترانش که بدون حجاب بودند، در این جشن که به ابتکار علی اصغر حکمت، وزیر معارف و فراموسونر معروف تشکیل گردید، شرکت و سخنرانی کرد و دوره ای سیاه برای زنان ایران در تاریخ شروع شد.

 

 

ماموران رضاخان در اجرای این قانون، شب و روز در کوچه ها و خیابان ها گشت می زدند و هر جا زن باحجابی را می یافتند، با خشونت چادر و روسریش را برمی داشتند و مردها را مجبور می کردند تا زن هایشان را سر برهنه به خیابان ها و مجالس ببرند.

در زیر دو مورد از فعالیت کشف حجاب اجباری را توسط عمال رضا خان می توانید بخوانید:

داستانی تأثرآور از کشف حجاب اجباری یک زن روستایی در دوره رضا شاه

نامه تظلم‌خواهانه زنان یزدی: خدا می‌داند تابحال چه تعداد زن حامله یا مریضه از ضربات پاسبانان جان سپرده‌اند

 

 - بازگشت دیکتاتوری و استبداد:

پس از آنکه مردم توانسته بودند در انقلاب مشروطه تا حدودی از اختیارات شاه بکاهند٬ با بازگشت رضا قلدر همه چیز به حالت اول و حتی بدتر از قبل برگشت. در زیر به تعدادی از این موارد اشاره می شود:

  • در کنار رضا شاه بهترین تیم عالی نظامی قرار گرفته بود اما در اواخر کار رضاخان، بیشتر افراد این تیم یا در زندان هستند یا کشته شدند.
  • وزیر مالیه و برادرش، و همچنین استاندار فارس و تعداد دیگری از ژنرال‌های کشور احتمالاً همگی به اتهام خیانت به دستور شاه زندانی شدند.
  • شخص دیگری که صادقانه به رژیم پهلوی خدمت کرد و بی‌مقدمه طرد و زندانی شد کسی نبود جز ژنرال شیبانی که قبلاً به نقش مؤثرش در سرکوب شورش‌های کردستان و فارس اشاره کردیم. هارت در گزارش 27 نوامبر 1931 خود خبر می‌دهد که «ژنرال شیبانی، که قبلاً از افراد مورد علاقه شاه بود، و بابت عملیات‌ موفقیت‌آمیزش علیه قشقایی‌ها در سال 1929 مشهور است، به خاطر محبوبیت بیش از حدش در میان جناح خاصی در ارتش از کار برکنار شد.» 
  • هارت می‌افزاید: «یک داستان نظامی دیگر: سپهسالار احمد آقا [امیراحمدی]، که یکی از همقطاران قدیم شاه است، و محبوبیت زیادی در میان ارتشی‌ها دارد- به اتهام بی‌کفایتی- از فرماندهی لشکر خراسان برکنار شد. او همان کسی است که یکی دو سال پیش با اقدامات ستودنی‌اش لُرها را آرام کرد و امنیت عمومی را در جاده همدان ـ بروجرد ـ دزفول برقرار ساخت.
  • اجبار به پوشیدن لباس متحد الشکل.
  • خلع لباس روحانیون
  • ترورهای وسیع مخالفان

 

- تاراج و بذل و بخشش منابع و منافع ملی به بیگانگان:

امام خمینی (ره): هدف رضاخان این بود که همه غارت ها را منحصر به یک غارت گر کند و همه قلدرها را به یک قلدر قوی تر تبدیل نماید.

  • یکی از پیمان‌هایی که در دروان رضاخان بین ایران و همسایگان آن بسته می‌شود، پیمان سعد‌آباد است. از نتایج این پیمان ازدست رفتن بسیاری از نقاط حساس و استراتژیک کشور بود. اروند به نفع عراق، بلندی‌های استراتژیک آرات به نفع ترکیه، و ... وجه المصالحه ایران و دیگران بود که به واسطه‌گری انگستان منعقد شد.
  • معاهده اهواز از اقداماتی است که رضا خان به نفع انگلستان در سال 1306 انجام داد که باید این کمپانی تا سال 2010 پابرجا باشد، اما با مخالفت افسران نظامی معاهده انجام نمی‌گیرد.
  • ادغام پلیس جنوب که پلیسی مستعمره بود به ارتش ایران و قرار داد معاهده 1933 که 100 هزار مایل مربع از خاک ایران که نفت خیز بود به انگلیسی‌ها داده شود از دیگر اقدامات رضاخان به نفع انگلیسی‌ها بود.
  • درآمدهای نفتی کشور است که در بانک‌های لندن سپرده‌گذاری می‌شد.



- نابودی هسته های مقاومت در برابر اجانب:

  • عشایر:

یکی از اقدامات تأمل برانگیز دوران پهلوی نابودی و اسکان عشایر بود. برای اینکه اجانب مطالعاتی که کرده بودند یکی از چیزهایی که ممکن بود جلوی اجانب را بگیرد و نگذارد که اینها در ایران رخنه بکنند، عشایر بود.

در نقلی تاریخی آمده است که روزی یکی از وابستگان سفارت انگلستان در ملاقاتی با رضاخان، نسبت به از بین بردن عشایر که با عملیاتی نظامی و خشن صورت گرفت تشکر می‌کند. او در این باره می‌گوید: قبل از سرکوب عشایر اگر می‌خواستیم چیزی از ایران ببریم، باید به هزاران نفر از عشایر رشوه می‌دادیم و در نهایت هم موفق نمی‌شدیم یا اگر موفق می‌شدیم چندان بهره‌ای برایمان نداشت. رضاخان از وی می‌پرسد که امروز چه می‌کنید؟ وی در جواب می‌گوید دیگر با حضور شما لازم نیست به هزاران نفر رشوه بدهیم، هرچه بخواهیم می‌بریم. )به نقل از کتاب شرح زندگانی من، عبدالله مستوفی(

  • روحانیون:

روحانیون نیز با روشنگری به مانند سدی در برابر استعمار و چپاول خارجیان بخصوص انگلیس خبیث ایستاده بودند. رضا خان به سرکوب٬ خلع لباس و تعطیلی مجالس وعظ و سخنرانی و حتی روضه پرداخت.

امام خمینی (ره): آنها با هر احتمالی یک سدی درست می‏کردند که جلوی آن محتمل را بگیرند،[چون]احتمال می‏دادند روحانیون از مقاصد آنها جلوگیری کنند، رضاخان را واداشتند به اینکه با روحانیون ... و آنطور که دیدید. یعنی شاید شماها اکثراً یادتان نباشد، ولیکن من یادم است، و پیرمردها یادشان است، دیدید که با روحانیین چه کردند. به طوری که در همین مدرسۀ فیضیه نمی‏توانستند طلبه‏ها روز توی حجره‏های خودشان بمانند. اینها مجبور بودند که قبل از آفتاب بروند به باغات، و آخر شب برگردند! برای اینکه اگر در مدرسه بودند، می‏آمدند پاسبانها می‏ریختند مدرسه و می‏بردند اینها را یا خلع لباس می‏کردند؛ یا حبس می‏کردند؛ و از این با بزرگان از روحانیین هم مخالفتهای زیاد شد. گرفتاریهای زیاد آنها داشتند. خیلی به حبس رفتند؛[و]بعضی را کشتند. روی همین احتمال که روحانیون یک سدی باشند در مقابل اجانب. یعنی عمال انگلیسی توی مردم می‏افتادند که این آخوندها انگلیسی‏اند! این آخوندها کذا هستند. درباریند! انگلیسی هستند، که مردم را از اینها جدا بکنند. در هر صورت، همۀ اقشار ملت را اینها از هم جدا کردند.

  • جداکردن روحانیون و دانشگاهیان:

امام خمینی: همۀ اقشار را از هم جدا کردند. قشر روحانیین را از دانشگاهها جدا کردند. به روحانیون می‏گفتند که دانشگاهیها یک مردم بی‏دینی هستند؛ یک دسته فکلی بی‏دین مضر! به[دانشگاهی]می‏گفتند آخوندها درباریند؛ یک دسته مردم درباری هستند که همیشه کار می‏کنند برای دیگران! و اینها را از هم جدا می‏کردند.

 

- نابودی فرهنگ بومی:

یکی از اقدامات مهم و مخرب دوره پهلوی، از بین بردن فرهنگ بومی و ملی جامعه ایران و تمسک به فرهنگ غربی بود. رضاخان و همکاران فرهنگی وی به قصد پیشرفت دست به نابودی فرهنگ ملی و سنت‌های عظیم تاریخی ایران زدند. در این دوران بود که کسانی این ندا را سر می‌دادند که اگر می‌خواهید پیشرفت کنید باید از فرق سر تا نوک ناخن پا فرنگی شوید.

 

-تصاحب املاک و دارایی های مردم و کسب ثروت افسانه ای:

رضا قلدر در چپاول اموال مردم و میهن نیز درصدر چپاول گران تاریخ ایران قرار دارد. وی که در جوانی از شدت فقر و آوارگی به نیروی نظامی قزاق پیوست , به قدری روح حریص و چپاول گرانه داشت که طبق نظر همه محققان تاریخ اقتصادی ایران و طبق گفته همه کسانی که دوره رضاخان با اشراف کامل درک کرده اند , وی در زمان فرمانروایی اش به بزرگ ترین مالک ایران و بزرگترین ثروتمند ایران تبدیل شد. در زیر به چند نمونه از این موارد اشاره می شود:

  • بعد از فرارش , درمجلس شورای آن زمان میزان مستغلات رضاخان را چهل و چهارهزار مستغل اعلام کردند. تعداد روستاهایی هم که او در طول سلطنتش تصاحب کرده بود , بیش از ۲۱۶۷ پارچه بود.
  • تعداد روستاهایی که رضاخان به زور از دیگران گرفت , به تفکیک استانی چنین است :

استان گیلان ومازندران , بیش از ۱۲۴۱ روستا که در مجموع بیش از ۳۲۸۷۸ خانواده در این روستاها ساکن بودند و برای رضاخان کار می کردند.

استان تهران , بیش از ۴۲۸ روستا که ۴۴۲۴ خانواده در روستاهای مذکور سکونت داشتند و رضاخان حاصل دسترنج آن ها را می بلعید .

استان کرمان , ۱۹۱ روستا با ۴۲۵۰ خانواده که رضاخان آن ها را برده خود کرده بود.

استان آذربایجان غربی , ۱۱۵ روستا که بیش از ۶۳۶۵ خانواده در آن کار می کردند .

استان فارس , ۱۹ روستا که بیش از ۲۰۰ خانواده , حاصل رنج و زحمت خود را در اختیار رضاخان قرار داده بودند و…

در مجموع حدود ۳۰۰۰۰۰ (سیصدهزار) نفر در روستاهای مختلف ایران برای رضاخان کار می کردند و به زور ثمره تلاش شبانه روز خود و زن و فرزندانشان را در اختیار او می گذاشتند. باید توجه داشته باشیم که در آن زمان , کل جمعیت ایران حدود ۱۲ میلیون نفر و کل جمعیت روستایی ایران حدود۹ میلیون نفر بوده است.  

  • بخش دیگر درآمد رضاخان از وجوه نقدی بود که از شرکت ها , موسسات اقتصادی , ثروتمندان شهری و… اخذ می کرد. علاوه بر این , او از شرکت نفت جنوب ایران که در اختیار اربابش (انگلیس ) قرار داشت نیز سهمی دریافت می نمود.
  • او سالانه ۷۰۰ میلیون تومان درآمد داشت. در سال ۱۳۰۷ هـ . ش که حدود هشت سال از قدرت گرفتن رضاخان می گذشت و به زور انگلیس به اصطلاح شاه ایران شده بود , بودجه وزارت صنایع و معادن , تجارت , راه و ترابری و بهداری مجموعا سیصدهزار تومان بود. بودجه وزارت خارجه نیز نهصد هزار تومان بود , یعنی این که مجموع بودجه چند وزارتخانه , کمی بیش از یک میلیون بود. اکنون این رقم را با ۷۰۰ میلیون تومان که درآمد سالانه رضاخان محسوب می شد , مقایسه نماییم , متوجه می شویم که این عامل مزدور انگلیس در سال چه درآمد هنگفتی داشته و چه مقدار از اموال مردم را چپاول کرده است .
  • رضاخان بخش بزرگی از این درآمد نامشروع و حیرت انگیز را به طور مرتب به خارج از کشور منتقل می کرد تا اگر روزی از ایران فراری شد , از آن اموال بی حساب استفاده کند. هنگامی که رضاخان از ایران فرار کرد , هفت میلیاردتومان ثروت نامشروع داشت که اگر این مبلغ را در ظرف زمانی خودش بسنجیم واقعا حیرت آور و غیرقابل باور خواهد بود.
  • رضاخان برای تصاحب املاک , اموال و زمین های زراعی , باغ ها و… روش های مختلفی در پیش می گرفت:

-         گروهی را تهدید می نمود و به آن ها وانمود می کرد که اگر بهترین املاک و اموال خود را به نام رضاخان ننمایند , هدف هجوم و غضب واقع خواهند شد.  

-         به عده ای نیز چنین وانمود می کرد که اگر هوس منصب و مقام در سطوح مختلف کشور دارند , باید بهترین املاک و مستغلاتشان را به نام رضاخان نمایند.         

  • ویلیامسن در گزارشی مورخ 30 سپتامبر 1929 می نویسد:

... البته اعلیحضرت با سنت دیرینه ایرانی‌ها در فروش سمت‌ها و مناصب پردرآمد و کم‌زحمت ناآشنا نیست؛ بر کسی پوشیده نیست که خود اعلیحضرت نیز ثروت بزرگی از این راه به دست آورده است.

و

در اکتبر 1929 رضا‌شاه از کردستان دیدن کرد؛ شایع شده است که سفر رضا شاه به کردستان با حبس فیروز ارتباط دارد. می‌گویند که فرمانفرما، پدر فیروز، برای آزادی پسرش، قباله چند روستا در شمال کرمانشاه را به نام شاه کرده است؛ و شاه نیز قصد دارد پیش از آزاد کردن فیروز ارزش این املاک را ارزیابی کند، و اگر راضی بود، بلافاصله پس از بازگشت به تهران فیروز را آزاد کند. ادعا می‌شود که ارزش این رشوه سلطنتی برابر با یک میلیون تومان است. 

-ضربه مهلک به اقتصاد و معیشت مردم:

یکی از خیانت های رضاخان این بود که به توان اساسی و استراتژیک اقتصاد و معیشت جامعه ایرانی ضربه مهلک وارد آورد و روستاها را که انبار غله و پشتوانه اساسی و عمده معیشت و کار جامعه ایران محسوب می شدند نابود کرد , با مهاجرت دادن انبوه ۸۰ درصدی مردم به سوی شهرها , زمینه تسلط فکری و فرهنگی استعمار و عوامل آن را بر جامعه بیشتر نمود , خودکفایی جامعه ایران را در محصولات اساسی از بین برد و زمینه را برای وابسته شدن در عرصه غذا و معیشت به استعمارگران فراهم ساخت , در شهرها با تغییر دادن فرهنگ و ذائقه مردم , برای کالاها و تولیدات استعمارگران بازار مصرف گسترده فراهم آورد و کاری کرد که به شعار « از فرق سر تا ناخن پا غربی شدن » , زودتر جامه عمل پوشانده شود.

  • وضع مردم , به ویژه روستاییان به تدریج چنان وخیم شد که بسیاری از مردم نمی توانستند کم ترین قوتی برای زنده ماندن خود تهیه کنند. طبق منابع و مدارک موجود , کار مردم روستاها (که حدود ۸۰ درصد جمعیت ایران را تشکیل می دادند) و اوضاع شهرنشینان فقیر و بی بضاعت به جایی رسید که برای مبارزه با مرگ و گرسنگی , به گیاه خواری روی آوردند.
  • بسیاری از گرسنگان روستایی و شهری , نه تنها در فصول سبز بهار و تابستان به گیاه خواری مشغول شدند و با رفتن به دشت و بیابان , گیاهان قابل مصرف را برای سیر کردن شکم خانواده خود به منزل می آوردند , بلکه تدابیری می اندیشیدند تا سایر فصول را نیز از گیاهان خشک شده , هسته ها , دانه ها و… استفاده کنند. مثلا در استان های جنوب و جنوب شرقی کشور , بسیاری از روستاییان , چند ماه از سال را با آرد هسته خرما , ملخ خشک شده , علف خشک شده و… روزگار می گذراندند. سایر مناطق ایران نیز وضع بهتری نداشت و مردم به تناسب پوشش گیاهی منطقه خود , روییدنی هایی را خشک و انبار میکردند تا با آن ها سد جوع کنند.
  • به تعبیر امام خمینی , رضاخان , غارت گری بود که به جای همه غارت گرها به غارت و جنایت مشغول بود.

         

سر انجام رضاخان روز ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ هـ . ش از تهران فرار کرد و در ۵ مهر به اجبار بندرعباس را با کشتی به نقطه نامعلومی ترک نمود و پرونده اش برای همیشه بسته شد. وی گذشته از آن که در استبداد , فرهنگ ستیزی , دین ستیزی , نوکری اجانب , خیانت به کشور , ستمگری , خدمت به استعمار و… گوی سبقت از همه فرمانروایان قبل از خود ربوده بود , در چپاول اموال مردم و میهن نیز درصدر چپاول گران تاریخ ایران قرار دارد.    

 

 

حال تعجب از برخی افرادی است که امروزه علی‌رغم آشکار شدن چهره واقعی استبداد وابسته پهلوی و نیز این همه منابع و اطلاعات تاریخی هنوز هم به نظر گذشتگان معتقد و رضاخان را اصلاح‌گر می‌دانند. این امر را باید در عدم تشخیص مرز خدمت و خیانت در نظر آورد.
برای آگاهی بیشتر این دسته می‌توان چنین استدلال نمود که اگر در این دوران، به ظاهر پیشرفت‌هایی هم صورت گرفته، به دلیل وارداتی بودن فاقد ارزش است و نمی‌تواند پایدار و ریشه‌ای باشد. اصلاحات زمانی ریشه‌ای و پایدار است که از دل جامعه به صورت خودجوش برآید، نه این‌که به صورت زائده‌ای اجباری به جامعه پیوند بخورد. نتیجه این پیوند اجباری چیزی جز تباهی منابع نیست. اصلاحاتی که دیگران برای ما انجام دهند اولاً از روی دلسوزی نیست و هیچ‌گاه منابع مطلوب را در اختیار ما قرار نمی‌دهند و حداکثر کاری که انجام می‌دهند در اختیار گذاشتن منابع دست چندم و بعضاً از رده خارج است. ثانیاً این اصلاح به گونه‌ای طراحی خواهد شد که وابستگی ما را به دنبال داشته باشد. این اصلاحات چنان‌که تاریخ نیز نشان داد، در بسیاری از موارد جامعه ایران را به یک جامعه نیمه‌صنعتی وابسته تبدیل نمود. صنعتی که هم از نظر منابع اولیه، هم از نظر متخصص، و هم از نظر بازار فروش به دیگران وابسته بود و مسائل زیربنایی ما را حل نکرد و به صورت اصلاحاتی ظاهری واقع شد. غیر از این‌که به اعتقاد بسیاری، این اصلاحات نه در راستای نیازهای واقعی کشور که به منظور سامان دادن وضعیت استعمار در ایران بوده است. به عنوان نمونه، در مورد راه‌آهن ایران گفته شده نیاز واقعی کشور به ایجاد خط راه‌آهن در مسیر غرب به شرق و در راستای جاده ابریشم به عنوان مهمترین شاهراه مبادلاتی ایران بود، در حالی که راه‌آهن ایجادی در دروه رضاخان در راستای اهداف نیروهای نظامی انگلستان در جنگ جهانی اول بوده است. مسیر جنوب شمال راه‌آهن به منظور انتقال نیرو و تجهیزات ارتش انگلستان به روسیه در جهت مقابله با حمله‌های آلمان صورت گرفت.      
نکته مهمی که در مورد حاکمیت پادشاهی پهلوی در ایران وجود دارد این است که ایران به مانند هند نبود که استعمار به صورت مستقیم بتواند در آن حضور داشته باشد و منابع و ذخائر آن را به گونه علنی به تاراج ببرد. ایران به دلیل منابع فکری و فرهنگی قوی و نیز قدرت سیاسی اجتماعی روحانیون، به عنوان مدافعان حریم هویت و منافع ملی ایران، مانع از این می‌شد که استعمار بتواند به صورت مستقیم و علنی به تاراج منابع و امکانات بپردازد، لذا برای تاراج لازم بود اقدامات به صورت غیر علنی و توسط دست‌نشاندگان اجرا شود. به این منظور تصمیم جامعه استعماری بر این قرار گرفت که تحت عنوان اصلاح امور، فردی را در ایران به قدرت برساند و جامعه ایران را با امور ظاهری فریب داده تا در پرتو آن هم به مطامع خود برسند و هم به راحتی منابع ملی را به تاراج ببرند.

 

این نکته‌ای است که هم در دوره رضاخان موجب انحراف جامعه ایران شد و هم امروز برخی از افراد جامعه ما را به قضاوت‌های این‌چنین می‌کشاند به گونه‌ای که نتوانند مرز خدمت و خیانت را تشخیص دهند.  

پانوشت:

بسیاری از مطالب از سایر سایت ها و وبلاگ های مختلف و با یک جستجوی ساده گرفته شده و مسلما با جستجوی موشکافانه در تاریخ دوران پهلوی اول لیست خیانت های وی بیشتر سنگین خواهد شد. در اینجا از دوستانی که مطالبی از وبلاگ یا سایت آنها گرفته شده صمیمانه تشکر و قدردانی می کنم که بنده را در دسته بندی و تحلیل خیانت ها و جنایت های رضاخان قلدر میرپنج و ارائه ی آن برای روشنگری کمک کردند.

وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

   + سید مجید - ٤:۱۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱

همه ی سربازهای خمینی کبیر (ره)

وقتی سال 42 به امام(ره) گفته بودند شما با کدام نیرو و سرباز می خواهی با شاه بجنگی؛ و حضرت امام(ره) در جواب فرموده بودند: «سرباز های من توی قنداقه ها هستند و روی خاک ها بازی می کنند!» هیچ کس فکر نمی کرد که رژیم ملعون پهلوی که آن زمان در اوج اقتدار داخلی و خارجی بود و خود را ابرقدرت منطقه می دانست٬ دقیقا پانزده سال بعد یعنی درست زمانی که بچه های قنداقی و خاکباز به سن نوجوانی و جوانی رسیده بودند و لشگر عظیم میلیونی امام را ساخته بودند با عنایت خدا  و بدست همان سربازهای خمینی (ره) سرنگون شود.

 


کسی فکر نمی کرد که همان سربازهای قنداقه ای سال چهل و دو٬ هشت سال تمام در مقابل تمام دنیای استکبار و امکانات آنها بایستند. کسی فکر نمی کرد که همان سربازهای کوچولو٬ میهن عقب نگه داشته شده در دویست سال اخیر و تخریب شده در هشت سال دفاع مقدس را بازسازی کنند. کسی فکر نمی کرد آن سربازهای خاکباز و قنداقی در جهادی علمی خود را به سطح اول دنیا برسانند و الگویی برای سایر ملت های مسلمان و غیر مسلمان دنیا شوند. کسی نیز فکر نمی کرد که امریکا٬‌آن ابرقدرت بی چون و چرای دنیا که اراده و توان بدست آوردن هر چیزی و تغییر هرچه که ناخوشایندش بود را داشت٬‌اینگونه در برابر سربازان خمینی کبیر به عجز و ناتوانی بیافتد.

هیچ کس حتی فکرش را هم نمی کرد که با گذشت بیست و سه سال از سفر آن رهبر بزرگ به سرای باقی٬ سربازانی که حتی او را ندیده اند٬ اینگونه سینه چاک و فدایی او باشند. اینگونه در مقابل سپردن افکار او به موزه ها مقاومت کنند. اینگونه توصیه های او را مرور کنند٬‌اینگونه حرف های او را نصب العین خود کنند. اینگونه در راه او جهاد کنند و اینگونه جان خود را در راه حفظ ارزش ها و آرمان های او عطا کنند.

"مهندس شهید مصطفی احمدی روشن" یکی از سربازان نسل دوم خمینی کبیر بود که کمتر از یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دنیا آمد. او جانفشانی های انقلاب را درک نکرده بود و دفاع مقدس را نیز در دوران کودکی تجربه کرده بود. پدر وی راننده مینی‌بوس بود و در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران سال‌های بسیاری را به مبارزه با دشمن بعثی پرداخته بود. پدر و مادرش همچون سایر نسل اولی های انقلابی به خوبی عشق خمینی کبیر و ولایت امام خامنه ای را به نسل او منتقل کرده بودند. به گفته دوستانش او شخصی ولایتمدار و از شاگردان آیت الله خوشوقت استاد اخلاق تهران بود. وی در دوران دانشجویی معاون فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف بوده و در راهپیمایی عظیم 9دی 88 روز تجدید بیعت با ولایت حضور داشت.

 


مصطفی یکی از میلیون ها عاشق خمینی و یاور خامنه ای است که ندیده عاشق و دلباخته ی آن امام عظیم الشان شده است. همانند آنان که او را دیدند و در راه او که همان راه رسول الله و ائمه اطهار بود٬ همه چیز خود را از جان و مال و فرزند و ... را فدا کردند و اینگون بود که حضرت امام مجاهدت های قبل و بعد از پیروزی انقلاب را که دیدند٬‌رشادت ها و جانبازی های دفاع مقدس را که دیدند٬‌صبر و استقامت مردم ولایتمدار را که دیدند به مقایسه پرداختند:

"من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله  ـ  و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ می‌باشند.... و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان . در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هستند، و نه در محضر امام معصوم ـ صلوات الله علیه ـ. و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه  مفتخریم که در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم ."

اما سئوال اینجاست که حضرت امام پانزده سال قبل از پیروزی انقلاب چگونه و با چه تفکری اینگونه با اطمینان از مبارزه و سربازهای در قنداقش یاد می کند. در حالیکه تنهای تنها به مبارزه با استکبار و زنده کردن دوباره ی شجره طیبه ی اسلام ناب محمدی (ص) برخاسته است. تنها این نکته را در ذهنم مرور می کنم که امام به این آیه ی قرآن اعتقاد قلبی و عملی داشت:

ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم


   + سید مجید - ۸:٢٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۱

تهران هنوز مومن است!

وقتی که در خیابان های تهران قدم می زنم صحنه هایی که این روز ها زیاد هم شده بسیار اذیتم می کند. در گذشته این صحنه ها در خیابان های شمال شهر خلاصه می شد، اما متاسفانه امروز در همه ی شهرهای بزرگ فراگیر شده. بعضی وقت ها خیلی دلم می گیره که چه بر سر این مردم آمده؟ مگر اینا مسلمان نیستند؟ مگر از آخرت خودشان نمی ترسند؟ مگر از احکام اسلام خبر ندارند؟

هنوز متوجه منظورم نشده اید؟ پوشش ها و رنگ ها و بسیاری از آدم های این شهر عوض شده اند. اگر رویت را از طرفی به طرف دیگر بگردانی و یا چشمانت را از صحنه ای به زیر افکنی، باز هم صحنه های دیگری برایت خود نمایی می کنند. با کمال تعجب از خود می پرسی چرا مردم اینگونه شده اند؟ و در ذهنت دنبال جواب می گردی. برای گرم شدن دلت دنبال یک چهره ی مذهبی و یک چادر مقدس می گردی. پیدا می شود اما نسبتش کمتر است. تو که درد دین داری می ترسی و نگران می شوی. خدای من چه بر سر شهر من می رود؟ به یاد هشدار امام جامعه ات در مورد شبیخون فرهنگی و نفوذ ماهواره ها می افتی، به یاد خلوت شدن برخی مساجد و منبرها می افتی و دنبال دلیل می گردی. چرا؟ چرا تهران من به این روز افتاده؟ تهران ام القرا، تهران شهدا، تهران جمارانی ها، تهران عزاداران و سیاهپوشان امام حسین، تهران مومنین، تهران ...

امروز صبح روز اربعین، با سید محمد قرار داشتیم تا ساعت 8 صبح، خود را به میدان بهارستان برسانیم. قرار بود تا در این محل با مرد با اخلاق و مومنی وداع کنیم. حدودا دقایقی از قرار گذشته بود که به میعادگاه رسیدیم. جمعیت کثیری جمع بودند. همه برای وداع آمده بودند. وداع با نمونه ی ایمان و اخلاق و علم " حاج آقا مجتبی کلهر تهرانی".

 

 

مراسم تازه داشت شروع می شد. هوا بسیار سرد بود و مردم سراپا ایستاده بودند. عده ای با چای و خرما خود را گرم می کردند و عده ای هم برای نزدیک تر شدن به مرد اخلاق تقلا می کردند اما جمعیت و چگالی آنها این تلاش آنها را خنثی می کرد. با شروع قرآن کریم منصوری که سوره ی واقعه را شروع کرد، عده ای با او هم نوا شدند، عده ی زیادی هم اشک می ریختند و شانه هایشان می لرزید. به چهره ی آنها نگاه که می کردی نور ایمان را می توانستی در آن ببینی. پیر و جوان، زن و مرد، همه و همه آمده بودند تا با واعظ شب های قدرشان، سخنران محرمشان، عالم دینشان، معلم اخلاقشان، روضه خوان امام حسینشان، و یاور رهبرشان وداع کنند.

در این جمعیت کثیر دلم خوش شد، روحیه ام تازه شد، خون تازه ای انگار در رگ هایم جاری شد، دلگرم شدم که هنوز تهران من، تهران مومنین است. تهران کسانیست که درد دین دارند. تهران عاشقان خدا و رسول و اهل بیت است. تهران من هنوز محکم و پابرجا در عهد خود با ولی زمان ایستاده است. اگرچه ظاهر آن اندکی آلوده است اما باطن آن جور دیگریست.

این اجتماعات که معمولا حضور جوان های مومن و نورانی در آنها بسیار پررنگ تر است، اجتماعاتی مانند راهپیمایی های انقلابی، نمازهای جمعه با حضور حضرت آقا، عزاداری های بیت، مراسم اعتکاف، شب های قدر حقیقت تهران را بیشتر نشان می دهد. می فهمم که مومنین و جوان های مذهبی و چادری،  در تهران بسیار زیاد اند اما وقت خود را جز در موارد ضروری در بیرون از منزل نمی گذرانند. آنها با خانواده خود خوش اند و تفریح آنها در کنار خانواده است. آنها وقت خود را در کافه ها و سینماها و بوتیک ها و پاساژها و ولگردی با ماشین و یا پیاده در خیابان ها و ... تلف نمی کنند. آنها ماهواره ندارند و چشم و گوش خود را به شیطان نسپرده اند. آنها خود را برای دیگران نمی آرایند و زشتی های خود را تقدیم همسر خود نمی کنند. آنها به خانواده ی خود به خاطر خدا پایبند اند و با آنهایی که خدا منع کرده ارتباط ندارند. آنها همه چیز را از دریچه ی دین خود می بینند و هر لذت و تفریح را با آن ارزیابی می کنند.

مومنین تهران، ام القرای جهان اسلام امروز نیز مرا دلگرم کردند و معلم خود را به خوبی و با اشک های خود بدرقه کردند. آنها بار دیگر به من ثابت کردند که ...

تهران هنوز مومن است!


   + سید مجید - ٧:۱٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱

شما هم رفتی اسوه ی علم و اخلاق؟

حاج آقا مجتبی به آرزوی خودتون رسیدید؟

اربعین امسال به حضور آقا اباعبدالله می رسید؟

حاج آقا بدون شما با صدای گرم کی خو کنیم؟

بدون شما خضوع رو از کی یاد بگیریم؟

بدون شما تجسم اخلاق پیامبر خدا را در که ببینیم؟

بعد از آیت الله مجتهدی در تهران دلمان به شما خوش بود حالا شما هم رفتی و آقا را تنها گذاشتی؟

حاج آقا فردا که به حضور مولا اباعبدالله رسیدید سلام ما را به خدمت سرورمان برسانید.

خوشا به سعادت شما!

سلام خدا بر شما و سرورمان اباعبدالله

حاج آقا سلام ما را به آقا رسول الله، آقا امیرالمومنین، بانو فاطمه زهرا، ائمه اطهار، آقا امام زمان، شهدای دشت کربلا، امام خمینی، همه ی شهدای انقلاب و دفاع مقدس برسانید.

سفر بخیر حاج آقا، اسوه ی علم و اخلاق

   + سید مجید - ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱

از گزینش تا کادرسازی برای جمهوری اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

از 12 فروردین 1358 و تثبیت جمهوری اسلامی با رای مردم و استفاده از شریعت اسلام در قانون گذاری 33 سال و 9 ماه می گذرد. انتظار می رفت در این مدت نه چندان کوتاه رفتار متقابل مردم و دستگاه حکومت به سمت اسلامی شدن گام بردارد. باندبازی٬‌ ارتشا٬ بد رفتاری٬ ریاست طلبی٬‌ بدقولی٬ بی عدالتی٬ بی تقوایی٬ سوء استفاده از پست و مقام٬ نداشتن سعه صدر٬ بی نظمی٬ بی احترامی به مردم٬‌ و موارد بسیاری دیگر می بایست با تغییر حکومت از شاهنشاهی به جمهوری اسلامی از بین می رفت. البته این کار دفعتا امکان پذیر نبود اما به مرور زمان حداقل در این سی و اندی سال باید جای خود را به داشتن ایمان و ارتباط با خداوند٬ داشتن مهر و عطوفت نسبت به مردم٬ داشتن سعه صدر٬ داشتن صبر و شکیبایی در برخورد با مسائل‏٬ داشتن شایستگی و لیاقت در انجام امور٬ ریاست‏ طلب و خودکامه نبودن٬ اطاعت نمودن کارگزاران از مدیر در جایگاه حق٬ تفویض اختیار و مسئولیت‏خواهی،کنترل و نظارت٬ شور و مشورت با افراد صالح و شایسته٬ وفای به عهد٬ عدم احتجاب و احتراز از فاصله گرفتن از مردم٬ عدم سوء استفاده مدیر و وابستگان از امکانات٬ داشتن روحیه انتقادپذیری٬ برقراری عدالت٬ قضاوت و داوری عادلانه و ... می داد. اما چرا اینگونه نشده است؟

قبل از پاسخ به این سئوال به موارد زیر توجه نمایید:

- در حکومت‌ صالح‌ و پویا٬ قدرت‌ براساس‌ منطقی‌ و برحسب‌ لیاقت‌ها و شایستگی‌ها توزیع‌ می‌شود. زمام‌داری‌ - چه‌ در رأس‌ هرم‌ قدرت‌ و چه‌ در سطوح‌ پایین‌تر - نوعی‌ تخصص‌ و شایستگی‌ لازم‌ دارد، و سپردن‌ آن‌ به‌ افراد غیرمتخصص‌ یا پست‌٬ تبعات‌ خاص‌ خود را داراست. در نامه‌ 53 امام علی (ع) علل‌ زوال‌ دولت‌ها چهار امر برشمرده‌ شده‌ است: تباه‌ نمودن‌ اصول‌ اساسی، تمسک‌ به‌ فروع، تقدیم‌ افراد پست‌ و مؤ‌خر انداختن‌ فاضلان.
امیرالمؤ‌منین‌ علی(ع) جامعه‌ جاهلی‌ را با این‌ ویژگی‌ توصیف‌ می‌کند که‌ عالم‌ آن‌ دم‌ از گفت‌ فرو بسته، و جاهلان‌ به‌ عزت‌ نشسته‌اند: «عالمها ملجم‌ و جاهلها مکرم».
یکی‌ از مصادیق‌ عدل‌٬ قرار دادن‌ هرکس‌ در جای‌ خویش‌ و برحسب‌ شایستگی‌های‌ او در نظام‌ حکومتی‌ است. قرار دادن‌ افراد بی‌صلاحیت‌ و دنیاپرست‌ به‌ امر حکومت، مصداقی‌ از ظلم‌ به‌شمار می‌رود.

 

- امام‌ علی(ع) در عهدنامه‌ خویش‌ به‌ مالک‌اشتر درخصوص‌ گزینش‌ افراد صالح‌ برای‌ کادر سیاسی، اداری‌ و نظامی‌ خود تأکید فراوان‌ می‌کند. از دیدگاه‌ امام(ع) بدترین‌ وزرا کسانی‌ هستند که‌ در دوران‌ قبل‌ وزارت‌ داشته‌اند و در گناه‌ها شریک‌ بوده‌اند. یکی‌ از ابزارهای‌ کنترل‌ کارگزاران، قراردادن‌ عیون‌ و مراقبین‌ برای‌ آن‌هاست:
«ثم‌ لا تدع‌ ان‌ یکون‌ لک‌ علیهم‌ عیون‌ من‌ اهل‌ الامانة‌ والقول‌ بالحق‌ عند الناس».

 

- حضرت علی(ع) می‏فرماید:«هر کس رابطه میان خود و خدا را اصلاح کند خدا رابطه میان او و مردم را اصلاح فرماید و هر کس کار آن جهان را به‏ صلاح آورد خدا کار این جهان را اصلاح کند.»(نهج البلاغه‏ حکمت 89)امام علی(ع)همین طور می‏فرماید:«تقوا کلید صلاح است».(غرر الحکم،ج 1،ص 46)

 

- پیامبر(ص)زمانی که«معاذبن جبل»را به عنوان فرماندار به‏ یمن فرستاد در دستور العملی به او فرمود«و تو را بدین امور سفارش‏ می‏کنم:تقوای الهی،صداقت در گفتار،وفای به عهد،ادای‏ امانت،ترک خیانت،نرمی گفتار،پیشی گرفتن در سلام،حفظ حقوق همسایه،مرحمت به یتیمان،خوب انجام دادن کار،کوتاه‏ کردن آرزو،توجه و علاقه به آخرت،ترس از حساب،ملازمت بر ایمان،تفقه و تدبر در قرآن،فرو خوردن خشم،ملایمت و رحمت به‏ مردم،توجه بیشتر به نماز که پس از اقرار به دین،نماز سر اسلام محبت بهترین عامل برای اصلاح و اداره و رهبری و هدایت مردم است است»(تحف العقول،ص 19)

 

- امیرمؤمنان در نهج البلاغه حکمت 70 می‏فرماید:«کسی که‏ خود را در مقام پیشوایی مردم قرار دهد باید پیش از آن که به تعلیم‏ دیگران بپردازد به تعلیم خویش بپردازد و باید تأدیب کردنش پیش‏ از آن که به زبان باشد به رفتار و عمل باشد.با اصلاح رابطه خود و خدا،مدیریت بر قلب به دست می‏آید»

 

- امام خمینی می‏فرماید: اگر در کارها نیت خالص نباشد انسان را از درگاه ربوبی دور می‏کند.»(نامه ‏ای از امام موسوی کاشف الغطاء(ولایت فقیه)، جهاد اکبر245-244

 

از فرمایشات فوق بر می آید که عمال و کارگزاران حکومتی باید یک سری خصوصیات اسلامی را در وجودشان داشته باشند تا شایستگی قبول مسئولیت در حکومت اسلامی را پیدا کنند. وگرنه در اثر سوء مدیریت و انجام ندادن صحیح وظایف محوله٬‌یک کارگزار حکومتی ظلمی بزرگ به مردم و ظلمی بزرگتر به حکومت اسلامی ـ از جهت بی اعتماد شدن مردم به حکومت اسلامی ـ را مرتکب می شود.

امام‌ علی(ع) می فرماید:

- «سوء التدبیر سبب‌ التدبیر».

- به‌ تعبیر دقیق‌تر، سوء تدبیر عاملی‌ شتاب‌زا در زوال‌ حکومت‌ها تلقی‌ می‌شود:
«من‌ سأ تدبیره‌ تعجل‌ تدمیره».

- سوء تدبیر و ضعف‌ مدیریت، یکی‌ از عوامل‌ چهارگانه‌ زوال‌ دولت‌ها محسوب‌ می‌شود:
«یستدل‌ علی‌ ادبار باربع: سوء التدبیر و قبح‌ التبذیر و قلة‌ الاعتبار و کثرة‌ الاعتذار».
«آفة‌ الزعمأ ضعف‌ السیاسة». «هر چیز را آفتی‌ است، و آفت‌ حاکمان، ضعف‌ مدیریت‌ می‌باشد».

- سوء مدیریت‌ سبب‌ تشتت‌ آرا بین‌ مردم‌ و بی‌اعتمادی‌ ایشان‌ نسبت‌ به‌ حکومت‌ می‌شود، و نهایتاً‌ زوال‌ حکومت‌ را تعجیل‌ می‌کند: «عنه‌ - فی‌ الحکم‌ المنسوبة‌ الیه‌ - اذا انقضی‌ ملک‌ قوم‌ خیبوا فی‌ آرائهم».

- آگاهی‌ نسبت‌ به‌ امور مملکتی‌ و در نظر داشتن‌ حق‌ مردم، از جمله‌ نشانه‌های‌ حکمرانی‌ صالح‌ است:
«من‌ امارات‌ الدولة‌ الیقظة‌ لحراسة‌ الامور».

پس بر اساس تعالیم دینی هر کسی را نمی توان در هر مسئولیتی قرار داد و با توجه به شاخصه های ذکر شده افراد می بایست از میان مومنان و صالحان انتخاب شوند و تمامی شاخصه های لازم برای تصدی یک پست در حکومت اسلامی را نیز داشته باشند. اینجاست که گزینش معنا می یابد تا افراد با لیاقت و مورد نیاز حکومت برای تصدی پست های حکومتی به درستی انتخاب شوند که اگر چنین شود میزان لغزش کارگزاران حکومتی کم شده و میزان رضایتمندی عموم مردم از حکومت اسلامی افزایش یافته و عدالت اسلامی برقرار می گردد.

اما نکته ای که ما باید توجه کنیم این است که انتخاب افراد صالح برای تصدی پست ها در جمهوری اسلامی در سال های ابتدایی که حکومت نوپا بوده و استقرار آن کامل نبود می بایست با هسته های گزینش صورت می گرفت. حضرت امام خمینی در سال های اول انقلاب با بصیرت تمام این نکته را مورد توجه قرار داده و فرمودند:

" دولت بدون گزینش اشخاص متعهد و متخصص در رشته های مختلف موفق نخواهد شد و دولتمردان در گزینش همکاران به کاردانی و تعهد آنان و بهتر خدمت کردن آنها به کشور و در مناقع ملت بودن آنان تکیه کنند تا در پیش حق تعالی و ملت رو سفید باشند و در امور موفق باشند."

بر همین مبنا در تاریخ پانزدهم دی ماه 61 پیام تاریخی خود را در مورد گزینش در دستگاه حکومت و بایدها و نبایدهای آن صادر فرمودند در آن پیام٬ هیئت های گزینش کننده را متشکل از افراد صالح و متعهد و عاقل٬ صاحب اخلاق کریمه٬ فاضل و متوجه به مسائل روز دانستند و این هیئت ها را لایق برای گزینش افراد در دستگاه های حکومتی دانستند.

البته تاریخ جمهوری اسلامی بعدها نشان داد که این فرمان حضرت امام ظاهرا اجرا شد اما به باطن آن توجه نشد و نکات کلیدی رعایت نگردید و همین بی توجهی باعث تشکیل هیئت های بدون صلاحیت و گاها افراد بدون صلاحیت به جای هیئت های صالحه گردید و نتیجه ی آن در بحران ها٬ فتنه ها و نارضایتی های مردم از دولت ها و تعمیم آن به حکومت بروز یافت.

اما حکومت از یک نکته ی اساسی تر در طول این سی و سه سال غفلت نمود تا همچنان با مشکلات دست و پنجه نرم کند٬‌و آن کادرسازی برای حکومت اسلامی بود.

 

 از دیدگاه‌ امیرمؤ‌منان(ع) تعلیم‌ اسلام‌ و زمینه‌سازی‌ رشد ایمان‌ در جامعه‌ اسلامی، یکی‌ از «وظایف» حکومت‌ اسلامی‌ به‌ شمار می‌رود:
«علی‌ الامام‌ ان‌ یعلم‌ اهل‌ ولایته‌ حدود الاسلام‌ والایمان».
اگر تعلیم‌ و تربیت، «وظیفه»ای‌ برای‌ حکومت‌ و امام‌ محسوب‌ شود، نوعی‌ «حق» برای‌ مردم‌ خواهد بود:
«ایها الناس! ان‌ لی‌ علیکم‌ حقاً‌ و لکم‌ علی‌ حق‌ فاما حقکم‌ علی‌ فالنصیحة‌ و تو غیر فیئکم‌ علیکم‌ و تعلیمکم‌ کی‌ لا تجهلوا و تأدیبکم‌ کیما تعلموا».
«مردم! مرا بر شما شما حقی‌ است، و شما شما را بر من‌ حقی! بر من‌ است‌ که‌ خیرخواهی‌ از شما دریغ‌ ندارم، و حقی‌ را که‌ از بیت‌المال‌ دارید بگذارم، شما را تعلیم‌ دهم‌ تا نادان‌ نمایند و آداب‌ آموزم‌ تا بدانید».
امام(ع) به‌ مالک‌ اشتر توصیه‌ می‌کند که‌ از سنن‌ صالحه‌ همانند هم‌نشین‌ با علما پیروی‌ کند:
«لا تنقض‌ سنة‌ صالحة‌ عمل‌ بها صدور هذه‌ الامة...لان‌ السنن‌ الصالحة‌ هی‌ السبیل‌ الی‌ طاعة‌».

 

بر اساس فرمایشات مولای متقیان٬‌آموزش جزئی از وظایف حکومت اسلامی است. پس جمهوری اسلامی برای پست های حکومتی خود بر اساس شاخصه های ارائه شده در دین می بایست کارگزاران و عمالی را تربیت می کرد تا بر اساس قوانین اسلام٬ حاکم دینی و ولی فقیه را در اداره جامعه کمک نمایند٬‌که متاسفانه چنین کاری صورت نگرفته است. به همین دلیل در بسیاری از پست های خرد و کلان در جمهوری اسلامی افراد متصدی٬ یا دلبسته به نظام اند اما سوء مدیریت دارند٬ یا صالح و مومن نیستند و از مقام خود سوء استفاده می کنند٬ و یا خائن به ملت و دین هستند و از جایگاه خود به کشور ضربه می زنند. اینجاست که حکومت اسلامی با تمامی مزیت ها و توانایی های بالقوه و قوانین پیشرفته و مترقی اسلام در مرحله ی عمل و نظارت بر اجرا لنگ می زند و موجبات نارضایتی مردم٬ بی عدالتی ها٬‌ پیشرفت های کند٬‌ هدر رفت منابع و ... را فراهم می نماید. این طبقه ی مدیران میانی که با گزینش های صحیح انتخاب نشده اند و یا آموزش های دینی و مدیریتی اسلامی ندیده اند منشا بسیاری از ضعف های حکومتی می باشند که بدبینی٬‌کج اندیشی٬‌ سوء تفاهم و گاها حتی دشمنی عده ای از مردم کم بصیرت را با نظامی اسلامی به دنبال خواهد داشت.

به عنوان نمونه در میان اساتید و دانشگاهیان جمهوری اسلامی٬ افراد غرب گرا٬ سکولار٬‌ لیبرال٬‌ با اعتقادات مذهبی کم و یا کج فهمی دینی کم نیستند. این افراد دانشجویانی را تربیت می کنند که قرار است کادر دست اندرکاران و مدیران نظام را در آینده بسازند. آیا افراد تربیت شده توسط این اساتید واجد صلاحیت برای کارگزاری نظام اسلامی خواهند بود؟ این در حالی است که نظام  برای کادرسازی خود دانشگاه های تربیت معلم و تربیت مدرس را در اختیار دارد و می تواند با انتخاب از میان افراد مومن و مذهبی و کسانی که درد دین و دغدغه ی نظام اسلامی را در سر دارند و پرورش آنها برای حکومت کادرسازی نماید. اگر این کار از بیست سال پیش آغاز شده بود هم اکنون اساتید متعهد و دین مداری داشتیم که دانشجویان توسط آنها تربیت می شدند. در چنین محیطی٬ دانشجویان دین دار تربیت شده٬‌شبهات عقیدتی و سیاسی آنها برطرف شده و مدیرانی لایق آماده ی تحویل به حکومت می شدند و دیگر فتنه هایی چون 18 تیر 78 و سال 88 یا بوجود نمی آمدند و یا در نطفه خفه می شدند. زیرا دیگر افرادی از درون خود نظام و دانشگاه هیزم به آتش فتنه نمی ریختند.

با تمام تفاسیر ارائه شده٬ الحمدلله نظام اسلامی ما با عنایت و الطاف واضح ایزدی و توجهات امام زمان (عج) علیرغم تمامی دشمنی ها٬ جنگ های داخلی٬ تحریک قومیت ها٬ جنگ تحمیلی٬‌خطر گروهک ها٬‌تحرکات منافقین٬‌جنگ رو در روی امریکا و عمالش٬‌ تحریم اقتصادی و فتنه های داخلی  پیشرفت چشمگیری داشته و استقلال خود را حفظ کرده و اکنون به الگویی برای سایر مستضعفین دنیا تبدیل شده است. هم اکنون بر ماست که با کادرسازی٬‌حکومت دینی را مستحکم٬ مردم را راضی و عدالت اجتماعی را پیاده سازی کنیم تا میلیون ها انسان مومن٬‌مدیر و مدبر٬ شجاع و سالم داشته باشیم تا شرایط برای ظهور منجی و مصلح کل آماده شده و چشمانمان به قدوم حضرت روشن و جان هایمان در راه او و سعادت بشری فدا شود.

انشاالله

   + سید مجید - ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۱

و اما هدف از ایجاد این وبلاگ

امروز نهم دی ماه سال یک هزار و سیصد و نود و یک است. دقیقا سه سال پیش در چنین روزی یاوران مهدی موعود از امتحانی سخت سربلند بیرون آمدند و طومار هشت ماه فتنه انگیزی و فتنه گری را در هم پیچیدند.

در این هشت ماه مردم خون دل خوردند٬ خون دادند٬ جان دادند و تحمل کردند. آنها می دیدند٬ انقلابی را که با نثار صدها هزار جان و با هزاران زحمت و مقابله با هزاران خدعه و نیرنگ٬ با لطف و عنایت خدای مهربان سی و یک ساله شده٬ عده ای که عقده ها از قبل داشتند و یا جایگاه و آبشخور خود را به مرور از دست داده بودند و تکبر آنها٬ منیتی در نظرشان درست کرده بود٬ در طبق اخلاص تقدیم دشمن می کنند تا تکه ای از آن انقلاب را دشمن به پاس دم تکان دادن به طرفشان پرتاب کند تا چند روز دنیا را سیر بخوابند.

فتنه گران کار را به جایی رساندند که دیگر٬‌ دروغ تقلب٬‌ ابطال انتخابات٬‌ آشوبگری و تخریب اموال عمومی و خصوصی٬ قانون شکنی و گستاخی٬ توهین و فحاشی٬ اجتماعات مخرب٬‌ توهین به ولایت فقیه٬‌ خواستن جمهوری ایرانی٬‌ توهین به امام خمینی و امام خامنه ای آنها را راضی نمی کرد.

مردم صبر کردند و صبر کردند و صبر کردند...

شاید عده ای از راه کج رفته برگردند و به اشتباهات خود پی ببرند. شاید بیدار شوند و ببینند و از خود بپرسند که چه شده که امریکا و انگلیس و اسرائیل که دشمن خونی ما هستند دلشان برای ما سوخته؟ چه شده که منافقین و سلطنت طلب ها و کوموله و بی دینان و رقاصه ها و خواننده های فاسد و ... که چشم دیدن یکدیگر و بیش از همه ما را ندارند متحد شده و با ما مهربان و دلسوز شده اند؟ چه شده آنها که ما را تحریم کرده اند تا کالاهای مورد نیاز ما به ما نرسد اینگونه پول خرج ما می کنند؟ البته عده ی زیادی که فریب خورده بودند بیدار شده و از فتنه گران جدا شدند.

و صبر مردم نتیجه داشت...

اما عده ای هنوز دست بردار نبودند و همچنان بر دشمنی خود استوار!

عاشورای 88 رسید و توهین ها به امام حسین و دستگاه او رسید. در روز عاشورا شد آنچه نباید می شد٬ و مردکی توهین کنندگان را " مردان خداجو" نامید!

مردم دیگر صبر نداشتند٬‌حجت دیگر تمام شده بود٬‌ به صحنه آمدند و با عنایت امام حسین و لطف خدا بساط فتنه را برچیدند و از امتحانی بزرگ سربلند بیرون آمدند.

حالا سه سال از آن ایام گذشته٬‌غبار فتنه خوابیده٬ دست ها رو شده٬‌فتنه گران در حصر اند٬‌ساکتین فتنه منزوی اند٬‌مردم هشیار اند و غربال شده. درجه خلوص آنها بالاتر رفته اما این پایان امتحان ها نیست!

مولا علی(ع) می فرمایند:« غربال می شوید چه غربال شدنی و امتحان می شوید چه امتحان شدنی. غربال می شوید به صورتی که دانه تلخ از گندم جدا می شود.»

اکنون زمان آماده شدن است٬ آماده شدن برای امتحان های آینده و انقلاب نهایی!

حضرت قائم سربازانی می خواهد که در زمان قیام خود را به خواب نزنند٬‌کم نیاورند٬ فرزند و عیال را بهانه نکنند٬ بدهی و حق الناس به گردن نداشته باشند٬ گول قرآن سر نیزه نخورند٬ در برابر دستور امام اطلاعت محض باشند و تحلیل نکنند٬‌ محکم و استوار چون فولاد باشند٬ سئوالات و شبهات در ذهن آنها جایی نداشته باشد٬ برای شهادت لحظه شماری کنند٬ اسیر فتنه ها و نیرنگ ها نشوند و در یک کلام بصیر باشند.

آیا ما اینگونه ایم؟ آیا آماده ایم؟

با عنایات خاص خداوند در طول این سی و چهار سال عمر انقلاب و حفظ جمهوری اسلامی از انواع فتنه ها می توانیم امیدوار باشیم که امت منتخب برای قیامت جهانی ما هستیم٬‌اما این کافی نیست٬‌ما باید خود را بسازیم و آماده شویم!

پس جهاد اکبر و مبارزه ی با نفس آغاز خودسازی است٬ آغاز سرباز سازی است٬‌آغاز پیروزی در امتحانات پیش روست٬ به توفیق الهی!

این وبلاگ سعی می کند تا توجه کسانی را که ورد زبانشان دعای فرج است به زندگی خود آنها جلب کند و این سئوال را برای آنها ایجاد کند که :


آیا آماده هستم؟

 

   + سید مجید - ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ دی ۱۳٩۱

ستایش٬ سلام و صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

ستایش و حمد خدای یکتا را که به اشاره ای کائنات و زمین را آفرید و لطف و عنایت خود را مشمول تمامی آفریدگان خود کرد و بشر را در میان آنها برتری داد به دمیدن از روح خود در او٬ و اهدای قدرت تفکر٬ و هدایت او به راه مستقیم٬‌و رشد معنوی تا جایی که تنها با او باشد.

صلوات خدای مهربان و بزرگ بر سرور کائنات محمد مصطفی (ص) و امیر مومنان علی (ع) و بانوی دو عالم فاطمه زهرا (س) و اولاد پاک و طاهرشان حسن٬‌حسین٬ علی٬ محمد٬ جعفر٬ موسی٬‌ علی٬ محمد٬ علی٬ حسن و مهدی (علیهم السلام)

درود خدا بر تمامی پیامبران الهی و کسانی که انسان ها را به سوی خداپرستی رهنمون شدند.

درود بر روح پاک تمامی شهدای راه خدا٬ کسانی که در راه پیامبران و امامان٬ خون خود را نثار کردند و درود بی کران خدا بر شهدای انقلاب اسلامی٬ هشت سال دفاع مقدس و هشت ماه نبرد مقدس.

سلام و درود خدا بر تمامی راد مردان و زنان آزاده ای که با بندگی خدا خود را از بندگی هرچه غیر او آزاد کردند. درود بر کسانی که با شیطان و وسوسه های نفس مقابله کردند و در این دنیای رنگارنگ هزار چهره راه مستقیم حق را برگزیدند و فهمیدند که این دنیا تنها به اندازه ی استراحتگاهی موقت و برداشتن توشه ای ارزش دارد.

درود بیکران و پیاپی خداوند بر منجی بشر٬ مهدی موعود٬ قائم آل محمد که اگر لحظه ای عنایت او و توجه او و حضور او نبود چیزی به نام این دنیا وجود نداشت٬ و بر یاران او٬‌کسانی که پس از سه انقلاب (انقلاب اسلامی٬ فتح لانه ی جاسوسی٬‌مبارزه با فتنه) در حال انقلابی عظیم تر و بزرگ تر و امتحانی به مراتب سخت تر هستند. کسانی که با جهاد اکبر در حال خودسازی و آماده سازی روح و جسم خود برای آن انقلاب نهایی هستند که در غربال های آخر الزمان جزء خالصین باقی بمانند و در رکاب حضرت شهد شیرین شهادت را بنوشند و چه سرنوشتی از این زیباتر و چه عاقبتی از این به خیرتر!

 

   + سید مجید - ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ دی ۱۳٩۱